از دیگر عوامل مؤثر در استحكام خانواده، عدم توجه به ارزشهای باطل و دروغین در مقدمات ازدواج، نظیر تعیین مهریه، تهیه جهاز، برگزاری مراسم ازدواج و… است. بررسیهای به عمل آمده نشان میدهد كه گاه كدورتها و مشكلات خانوادگی در همان سپیده دم زندگی مشترك به واسطهی این برنامهها و عدم توجه به ارزشهای واقعی در طی آنها به وجود میآید. علی7 در صداق ازدواجش، همهی داراییش را به فاطمه3 داد؛ زیرا همهی دارایی وی، تنها یك زره بود و ما به ازای آن تبدیل به وسایل ضروری زندگی آن دو شد. جهاز فاطمه3 هفده قلم (چادر، مقنعه، پیراهن، حصیر، پرده، لحاف، متكا، لیوان گلین آب خوری، كوزه، كاسه گلی، آفتابه گلی، آسیاب دستی، مشك، تشت، حوله، پوست گوسفند و…) بیش نبود. در تمامی مراسم ازدواج فاطمه 3، مستحسنات و مستحبات الهی، نورافشانی مینمودند. در مراسم ولیمه، فقرا و اغنیا با یكدیگر دعوت شده بودند. تهلیلات و تكبیرات به جای غنا و لهو و لهب، زینت بخش مجلس عروسی فاطمه3 بود و در ملازمات عقد، نظیر مهر و جهاز و…، مراتب خلوص دیده میشد. وقتی به علی7 طعنه زدند كه تو بافضیلتترین و شجاعترین مرد عرب هستی و میتوانستی دختر ثروتمندی را به عقد خود درآوری تا خانهی تو را سرشار از جهاز نفیس كند، آن حضرت7 فرمود: «همانا ما گروهی هستیم كه به مقررات الهی رضایت داده ایم و جز رضایت خدا چیزی نمیخواهیم و افتخار ما نیز به اعمال نیكو است؛ نه به مال و ثروت»[1] و وقتی به فاطمه3 طعنه زدند كه تو همسر مرد فقیری شدهای كه هیچ مالی ندارد، آن وجود نازنین فرمود: «من به علی7 راضی هستم و رضایت من از او فوق درجات رضایت است.»[2]
هنگامی كه پیامبر6 به فاطمه3 فرمود: «من تو را به مهر چهارصد درهم به همسری علی درآوردم»، ایشان در پاسخ فرمود: «من به علی7 راضی هستم؛ ولی به چهارصد درهم مهریه راضی نیستم.» سپس رسول خدا6 از وی سؤال میكند: «پس تو چه مهریهای را طلب داری؟» آن حضرت3 میفرماید: «من دل نگران امت توام؛ چه آن كه فكر شما نیز مشغول امت است». و آن گاه خداوند شفاعت امت محمد6 را به عنوان صداق عقد فاطمه3 به وی تقدیم میفرماید.[3]
چنان كه مشهود است، تمامی ارزشها از نخستین طلیعهی وصلت علی7 و فاطمه3، ارزشهایی الهی و راستین بوده است؛ در صورتی كه این ارزشها در كانون خانوادهی شیعیان ارج نهاده شود، بی شك دیگر شاهد زندگیهای از هم پاشیده و نابسامان نخواهیم بود.
[1]. عوالم العلوم، عبدالله بحرانی، ج 11، ص 363.
[2]. بحار الانوار، مجلسی، ج 43، ص 97.
[3]. مسند فاطمه الزهرا، شیخ الاسلامی، ص 284.