جلوههایی بسیار زیبا از رفتار و گفتار فاطمه زهرا3 در عرصهی حجاب و عفاف گزارش شده است که در اینجا به ذکر چند مورد میپردازیم:
- 3 آمد. حضرت از او فاصله گرفت و خود را پوشانید، پیامبر اكرم6 كه در آن جا حضور داشت از حضرت زهرا3 پرسید: «با این كه این مرد نابیناست و تو را نمیبیند، چرا خود را پوشاندی»؟ حضرت زهرا3 در پاسخ فرمود: «اگر او مرا نمیبیند، من كه او را میبینم، وانگهی او بو را استشمام میكند». پیامبر6 (به نشانه تأیید شیوه و گفتار حضرت زهرا3) فرمود: گواهی میدهم كه تو پاره تن من هستی».[1]
- 7 فرمود: روزی همراه گروهی در محضر رسول خدا6 نشسته بودیم. آن حضرت به ما رو كرد و فرمود: «بهترین كار برای زنان چیست؟» هیچ كدام از حاضران نتوانستند جواب صحیح بدهند. هنگامی كه متفرّق شدند، من به خانه بازگشتم، و همین موضوع را از حضرت زهرا3 پرسیدم، و ماجرای سؤال پیامبر6 و پاسخ صحیح ندادن اصحاب را برای حضرت زهرا3 تعریف كردم، و گفتم هیچ یك از ما نتوانستیم پاسخ صحیح بدهیم. حضرت زهرا3 فرمود: ولی من پاسخ به این سؤال را میدانم، و آن این است كه: «صلاح زنان در آن است كه آنها مردان نامحرم را نبینند، و مردان نامحرم آنها را نبینند[2].
من به محضر رسول خدا6 بازگشتم و عرض كردم: «ای رسول خدا! از ما پرسیدی كه چه كار برای زنان برتر است، پاسخش این است كه برترین كار برای زنان این است كه آنها مردان نامحرم را نبینند، و مردان نامحرم آنها را نبینند». پیامبر6 فرمود: «چه كسی به تو چنین خبر داد، تو كه اینجا بودی و پاسخی نگفتی؟» علی7 عرض كرد: «فاطمه3 چنین فرمود». پیامبر6 از این پاسخ خشنود شد، و سخن فاطمه3 را پسندید و به نشانه تأیید او فرمود: «اِنَّ فاطِمَةُ بضْعَةٌ مِنّی؛ همانا فاطمه، پاره تن من است».
این روایت معروف با عبارتهای مختلفی، در منابع پرشماری ازکتابهای حدیثی، اخلاقی و تاریخی شیعه و سنی موجود است.[3].
استفاده حضرت زهرا3 ازکلمه «خیر» خودگویای این حقیقت است که ایشان در مقام بیان یک امر ایده آلی و ترجیحی میباشند، امری که رعایت آن رجحان و برتری دارد و مادامی که ضرورتی پیش نیامده است، عمل به آن بهترومطلوب تراست. بدین معنا که قرارگرفتن زن در منزل و دوری او از همهی نامحرمان ـ اگر ممکن باشد و مرجحی در کار نباشد ـ باعث ایجاد و دوام آرامش لازم برای انجام وظایف زنانه و مادرانهی اودرعرصهی خانواده و در نتیجه بهترین زمینه ساز کمال معنوی زن در راستای قرب به خدا خواهد بود.[4]
- 6 به سوی خانه فاطمه3 رهسپار شدند. وقتی كه به در خانه رسیدند، پیامبر6 اجازه ورود طلبید. فاطمه3 اجازه داد، پیامبر6 فرمود: شخصی همراه من است، آیا اجازه هست با او وارد خانه شویم؟ فاطمه3 عرض كرد: «ای رسول خدا مقنعه و روسری ندارم.» پیامبر6 فرمود: «ای فاطمه! زیادی لباس بلند روپوش خود را بگیر و سرت را با آن بپوشان». حضرت فاطمه3 همین كار را كرد، آن گاه پیامبر6 و جابر، با كسب اجازه وارد خانه شدند.[5]
- 3 سوال پدررا شنید و این گونه پاسخ داد: «زمانی که زن ملازم قعرخانهی خود باشد».[6] البته معنای این روایت کناره گیری زن از صحنههای اجتماعی و سیاسی نیست؛ همان گونه که در زندگی حضرت زهرا3 مشاهده میشود آن حضرت در مواقعی که ضرورت ایجاب میکرد، سخن میگفت، ارشاد میکرد، و در میان مردم ظاهر میشد.
- 7 فرمودند: «پیامبر کارهای داخل خانه را به فاطمه3 واگذار کرد و کارهای بیرون خانه را بر عهدهی علی 7 گذاشت، فاطمه3 فرمود: جز خدا، کسی نمیداند که از این تقسیم کار چقدر خوشحال شدم، چون که پیامبر مرا از انجام کارهایی که مربوط به مردان است بازداشت».[7]
- 3 در امر ستر و عفاف حتی برای پس از مرگ خود در اندیشه بود. به اسماء که محرم رازش بود فرمود: خوش ندارم بر جسد زن پس از مرگ جامهای افکنند و حجم بدن را ورای جامه نمایان باشد، در این باره چه میاندیشی؟ اسماء گفت: در حبشه چیزی در مورد تابوت دیدم که اینک صورت آن را بر تو نشان میدهم. چند شاخه تر گرفت و آنها را خم کرد و به صورت عماری درآورد و متذکرشد که جسد مرده را در درون آن قرار میدهند و حجم بدن نمایان نمیشود. فاطمه3 آن را دید و پسندید و فرمود: چیز خوبی است، نقش زن و مرد در آن از هم متمایز نیست و چون وفات یافتم تو مرا بشوی و نگذار کسی بر کنار جنازهام بیاید و مرا در این گونه از تابوت قرار دهید.[8]
[1]. مجلسی، 1354، ص 91.
[2]. ابن مغازی، 1394 ق، ص 258.
[3]. اربلی، 1381، ص23 ـ 24.
[4]. مصباح یزدی، 1384، ص 110.
[5]. مجلسی، 1354، ص 62.
[6]. مجلسی، 1354، ص 92.
[7]. مجلسی، 1354، ص 81.
[8]. قائمی، 1373، ص 248.