قرآن کریم میفرماید:
«یا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ وكُلُواْ وَاشْـرَبُواْ وَلاَ تُسْـرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یحِبُّ الْمـُسْـرِفِینَ؛[1]
ای فرزندان آدم! زینت خود را به هنگام رفتن به مساجد، برگیرید و بخورید، و بنوشید، اما اسراف نکنید که خداوند، اسراف کنندگان را دوست ندارد.»
در ادامه سخن، در مورد نزول لباس برای پوشش و زینت و توأم ساختن آن با لباس تقوی، این آیه حدود تقوی در لباس و استفاده از زینتها را بیان میکند:
زینتها را برگیرید اما نه در راه تفاخر و تکبر، نسبت به یکدیگر بلکه در راه خدا ودر مقام سجود و تواضع.
زینتها را برگیرید اما در حد اعتدال که خداوند، اسرافکاران را دوست ندارد بلکه اهل اسراف و تبذیر، دوستان و برادران شیطانند.
توضیح اینکه: یکی از صفات خدا، «جمیل» است؛ و یک دسته از اسماء الهی بنام صفات جمال، نامیده میشوند؛ و عالم ارواح، عالم حسن و جمال و تناسب است؛ و هر چه در این عالم متناسب و زیباست، نمودار و ثمرهای از جمال الهی و جمال عالم ارواح است؛ و از آنجا که گوهر دل آدمی، با عالم ارواح پیوند دارد و خداوند از روح و صفات جمال و کمال خود در آدمی دمیده است: «وَنَفَخْتُ فیه مِنْ رُوحی» انسان فطرتاً عاشق زیباییها و تناسبهاست.[2]
تناسب در جمادات، کوه و در و دشت و تناسب در نباتات و بوستانها و جنگل و تناسب در آفرینش حیوانات و انسان، همه جمال و زیبایی طبیعت و نشانههایی از جمال الهی است؛ و خداوند این تناسب و زیباییها را نه تنها در تکتک موجودات، بلکه در مجموع آنها نیز بکار برده است. بطوریکه:
جهان، چون چشم و خط خال و ابروست |
|
که هر چیزی، بجای خویش نیکوست |
در سوره نحل: «یکی از آیات پروردگار، جمال و زیبایی چهارپایان و مرکبهای سواری است که خداوند، برای بشر آفریده است: «وَلَکُمْ فیها جَمالٌ...»
قرآن خود، نموداری از تناسب و جمال الهی،در کلام است که هر یک از کلمات و جملهها را متناسب، به جا و به مورد و به بهترین وجه به کار برده است و انسان در میان مخلوقات خدا از همه زیباتر و متناسبتر آفریده شده:
«لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنسَانَ فِی أَحْسَنِ تَقْوِیمٍ» تا جایی که خداوند دربارة وی، فرموده است: «فَتَبَارَكَ اللهُ أَحْسَنُ الْخـَالِقِینَ»
البته جمال و زیبایی انسان، تنها به جمال ظاهری نیست، بلکه به کمالات و آراستگیهای درونی نیز هست. و جمال ظاهری، مقدمه است برای کمال و زیبایی روح و باطن آدمی. از این رو، خداوند برای انسان نیز، لباس و وسائل زینتی فرستاده تا از آنها در راه رسیدن به کمال و در طریق رهسپار شدن به مساجد، استفاده کند «خُذُواْ زِینَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ» و از نظافت و طهارت و تناسب و جمال ظاهر، به پاکی و زیبایی روح و قلب و از لباس ظاهر، به لباس تقوی نائل گردد.
اما شیطان، پیروان خود را وامیدارد تا با اسراف و زیادهروی، از حدود تعیین شده توسط شرع از راه کمال و تقوی، منحرف گشته و به راه خودبینی و خود برتربینی و مادهپرستی کشیده شوند. و با آراستن ظاهری خود، به دیگران فخر بفروشند، و دیگران را تحقیر کنند، همچنانکه شیطان خود، ماده پر زرق و برق و خوشرنگ و آتشین خود را، وسیلهای برای تکبر، نسبت به آدم قرارداد و اظهار داشت: «أَنَا خَیـرٌ مِّنْهُ خَلَقْتَنِی مِن نَّارٍ وَخَلَقْتَهُ مِن طِینٍ»[3]
من از او، برترم. چون مرا از (ماده) آتش، آفریدهای؛ و آدم را از خاک تیره و سیاه؛ و از این سو، پویندگان راه خدا را به تفریط در تزیین و زهد دروغین، وسوسه میکند، و نظافت و تناسب و زینت ظاهر را، مغایر با کمالات معنوی جلوه میدهد؛ و آنان را تشویق میکند که با مویی، ژولیده و با دهانی، مسواک نزده و پایی نشسته و بدنی، حمام نرفته و لباسی نامرتب و چرکین به مساجد و اجتماعات، درآیند. و با این حالت تنفرانگیز، همه را از دین و مسجد و حزبالله، متنفر سازند؛ و خاطرات بدی همراه با مفاهیم مذهبی در ذهن کودکان و جوانان بسازند. این نوع افراد نیز، جزو همان دستة مذکور در آیۀ 30 سورة اعراف هستند که میفرمایند:
«إِنَّهُمُ اتَّخَذُوا الشَّیاطِینَ أَوْلِیاء مِن دُونِ اللهِ وَیحْسَبُونَ أَنَّهُم مُّهْتَدُونَ؛
اینان، شیاطین را به جای خدا، دوست و اولیاء خود گرفتهاند؛ و گمان میکنند که از هدایت یافتگانند!»
این نوع افراد، نمیدانند که لباس پاکیزه و متناسب نشانه احترام به دیگران است. و ما که حاضر نیستیم با لباس نامرتب، نزد کمترین دوست خود برویم، چگونه برای رفتن به درگاه باریتعالی و شرکت در اجتماع تقوی پیشگان، با چنان جامههای وهنآمیز، با آنها گردهم آییم.
متأسفانه این دسته از زاهدان ریایی، آنچنان فریب شیطان را خوردهاند، که برخلاف دستور خدا که میفرماید: «به هنگام رفتن به مساجد، زینتهای خود را برگیرند»؛ و برخلاف احکام فقهی مراجع که میفرمایند: «سزاوار است نمازگزار، با حالت سنگینی و وقار، آراسته و معطر و مسواک زده و شانه کرده، به نماز بپردازد؛ و نیز برخلاف روش پیامبر6 و ائمه هدی7 و مراجع تقلید و ولی فقیه به هنگام رفتن به مساجد، بدترین لباس خود را میپوشند، و از این بدتر به پیامبران و امامان و عالمان راستین، ایراد میگیرند که چرا با لباسی آراسته در اجتماعات ظاهر میشوند.
در روایت آمده است که امام حسن مجتبی 7، هرگاه به نماز میایستادند، بهترین لباسهای خود را میپوشیدند. از حضرت پرسیدند چرا اینچنین، لباس آراسته میپوشید؟ حضرت فرمود:
«إِنَّ اللهَ جَمیلٌ یُحِبُ الجَمالَ فَأَتَجَمَّلُ لِرَبّی؛
خداوند، زیباست؛ و زیبایی را دوست دارد، پس من برای خدا خود را میآرایم.»
از این رو، برای پروردگارم، لباس زیبا میپوشم، که خداوند خود، میفرماید:
«یا بَنِی آدَمَ خُذُواْ زِینَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ؛
ای فرزندان آدم! زینتهای خود را به هنگام رفتن به مساجد، برگیرید».[4]
و وقتی، یکی از زاهد نمایان پیرو شیطان، بنام «عباد بن کثیر» چشمش به لباس آراسته امام صادق7 افتاد، رو کرد به امام و گفت: «تو، از خاندان پیغمبری، پدرت علی7، لباس بسیار ساده میپوشید. آیا بهتر نبود که تو نیز،لباسی میپوشیدی که جنبة زینت نداشت؟
امام فرمودند: وای بر تو ای عباد! «مَنْ حَرَّمَ زِینَةَ اللهِ الَّتِی أَخْرَجَ لِعِبَادِهِ»[5]
مگر قرآن نمیفرماید: «چه کسی حرام کرده است، زینتهایی را که خداوند، برای بندگانش آفریده است؟ آری، خداوند زینتها و نعمتها را برای بندگان با ایمان، قرار داده تا نه مانند پیروان شیطان، آنها را وسیلة استکبار و هوسرانی، بلکه وسیلهای برای تقوی و اظهار آیات و صفات کمال و جمال الهی، قرار دهند که خداوند استعداد آنها را در انسان قرار داده، باشد تا به زینت صوری و معنوی نائل گردند.
ولی از آن سو، افراطگران، آنچنان از حد اعتدال خارج میشوند که زندگی را بر خود تنگ میکنند. از خورد و خوراک خود، میکاهند تا به لباسی فاخر و خانهای مجلل و وسائلی لوکس، دست یابند.
و این عشق و علاقه به زینت و تجمل در زنان،بیشتر از مردان است تا آنجا که دیده میشود گاهی سایر لذات، برایشان تحتالشعاع قرار میگیرد و بنابراین، به همان اندازه که زنان، مظهر جمال و کمالاند، در معرض خطر انحراف به سوی شیطانند.
اسلام که دین فطرت است، طبق سرشت زن، مقرر داشته که از زینتها، لباس و جواهرات استفاده کند. و حتی، پوشیدن لباس حریر طبیعی و استفاده از طلا را که بر مردان حرام است، برای زنان، مجاز دانسته؛ و نظافت و آرایش کردن برای همسر را از وظایف و حقوق همسری، قرار داده و ترک آن را در صورتی که شوهر خواستار آن باشد، یکی از عوامل نشوز تلقی کرده است.[6]
و بر مرد واجب کرده که اگر همسرش از زیباپوشان است، لباسی را که امثال وی میپوشند، برایش فراهم نماید.[7]
چرا که زینت و نظافت باعث میشود، اعضاء خانواده با فطرت کمال جو و جمال خواه خود، نسبت به یکدیگر بیشتر بپیوندند. و با افزوده شدن عشق و مودت، میان زن و همسر کانون خانواده گرم و مستحکم گردد.
اما همین غریزه و عشق به جمال و زیبایی، اگر خدای ناکرده از حدود و مرزهای شرع، خارج شود، زیباییهای مارگونۀ دنیا، آدمی را میفریبد؛ و کام انسان را تلخ و زندگی را بر وی، تنگ میگرداند. و در دام شیطان، اسیر میسازد. از این رو، قرآن با قانون حجاب، مرز و حدودی برای زینت و نگاه مقرر داشته است.
[1]. سوره اعراف، آیه 31.
[2]. کیمیای سعادت، غزالی، ص 370.
[3]. سوره اعراف، آیه 13.
[4]. تفسیر المنار، ج 8، ص 382 و مجمع البیان ج 2/ 412 و تفسیر عیاشی 2/14.
[5]. سوره اعراف، آیه 32.
[6]. تحریر الوسیله، امام خمینی;، ج 2، ص 305.
[7]. رساله نوین، بی آزار شیرازی، ج 3، ص 112.