borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد سوم»
تفاوت حمد و تسبیح

هرگاه خدا را از این نظر ستایش کنیم که او دارای صفات کمال و جمال و مبدأ کارهای نیک و سودمند است در این صورت ستایش ما را (حمد) می‌گویند؛ ولی اگر ذات او را از هر نوع عیب و نقص پیراسته بدانیم و پیراستگی او را ابراز کنیم، آن را (تسبیح) می‌گویند؛ به عبارت دیگر، (حمد) خدا، توصیف او در برابر کمال (صفات ثبوتی واعمال نیک) است، خواه این کمال جزو ذات او باشد مانند علم وقدرت، یا از افعال او به شمار رود، مانند رازقیت. در حالی که تسبیح خدا، تنزیه او از عیوب و نقایص (صفات سلبی) است.

اکنون که تفاوت این دو روشن شد لازم است درباره هر سه مطلب ـ که یکی از ابتکارات قرآن است - اندکی بحث کنیم.

1. همه ذرات جهان در برابر خدا خاضعند.

الف) قرآن، سجده و خضوع موجودات جهان را به گونه‌های مختلفی مطرح کرده؛ در برخی از آیات، تنها از سجود موجودات دارای آگاهی و عقل سخن به میان آورده است، آن جا که می‌فرماید:

«وَللهِ یسْجُدُ مَنْ فِی السَّمَواتِ وَالأَرْضِ طَوْعاً وَ کَرْهاً وَظِلالُهـُمْ بِالْغُدُوِّ وَالآصالِ؛[1] 
آن چه در آسمان‌ها و زمین است و هم چنین سایه‌های آنها صبح و شام از روی میل و اجبار، برای خدا سجده می‌کنند».

در این آیه به گواهی لفظ (مَنْ) در جمله (وَللهِ یسْجُدُ مَنْ فِی السَّمِواتِ) تنها خضوع موجودات دارای عقل مطرح می‌باشد.[2]

ب) در برخی از آیات دایره سجده گسترده‌تر گرفته شده و از سجود تمام جنبندگان سخن به میان آمده است، آن جا که می‌فرماید:

«وَللهِ یسْجُدُ مِا فِی السَّمَواتِ وَمِا فِی الأَرْضِ مِنْ دابَّةٍ وَالْمـَلائِکَةُ وَهُمْ لایسْتَکْبِـرُونَ؛[3]
برای خدا آن چه در آسمان‌ها و زمین از جنبندگان و فرشتگان است، سجده می‌کنند و هرگز کبر نمی‌ورزند».

ج) بار سوم سجده گیاهان و درختان را متذکر می‌شود و می‌فرماید:

«وَالنَّجْمُ وَالشَّجَرُ یسْجُدانِ؛[4] 
بوته‌ها و درختان او را سجده می‌کنند.»

د) بار دیگر با دید وسیعی از سجود و خضوع سایه‌های اجسام سخن گفته و می‌فرماید:

«أَوَلَمْ یرَوْا إِلی مِا خَلَقَ اللهُ مِنْ شَی‏ءٍ یتَفَیؤُا ظِلالُهُ عَنِ الْیمینِ والشَّمائِلِ سُجَّداً للهِ وَهُمْ داخِرُونَ؛[5]
مگر نمی‌نگرند به اجسامی که خدا آفریده است که سایه‌های آنها از راست و چپ (صبح و عصر) حرکت و خدا را سجده می‌نمایند در حالی که خود اجسام درحال خضوع و اطاعت هستند.»

هـ) برای بار پنجم خداوند، از سجده آفتاب و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درخت و چهارپایان سخن گفته است، آن جا که می‌فرماید:

«أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللهَ یسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمواتِ وَمَنْ فِی الأَرْضِ والشَّمْسُ والقَمَرُ والنُّجُومُ وَالْجِبالُ والشَّجَرُ وَالدَّوابُّ وَکَثِیـر مِنَ النّاسِ…؛[6]
مگر نمی‌بینی که خدا را آن چه در آسمان‌ها و زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه‌ها و درخت و چهارپایان و بسیاری از مردم سجده می‌کنند.»

بنابراین مسأله سجده موجودات مسأله‌ای عمومی است که سراسر جهان هستی را فرا می‌گیرد و اختصاص به موجودی ندارد. پس آن چه مهم است فهمیدن حقیقت (سجده) است و چگونه هر موجودی از با عقل و بی عقل در برابرعظمت حق ابراز تذلل و کوچکی می‌نماید.


[1]. رعد (13) آیه 15. سخن از سجود موجودات عاقل و مدرِک، در آیه‌های دیگری نیز وارد شده است؛ مانند نحل (16) آیه 49 (به عنوان سجده ملائکه)؛ حج (22) آیه 18 ) به عنوان (مَنْ فی السَّمواتِ».

[2]. مقصود از سجده در این آیه، که از سجده تمام موجودات عاقل سخن می‌گوید، سجده اختیاری نیست؛ زیرا شکی نیست که بسیاری از موجودات عاقل، مانند انسان‌های کافر سجده اختیاری را ترک می‌کنند و از عبادت خدا سرباز می‌زنند، و با توجه به این مطلب باید گفت: مقصود سجده تکوینی است و این که تمام آنها از قوانین خلقت و سنن آفرینش پیروی می‌کنند و در برابر آنها مطیع و فرمانبرند. در این جا ممکن است این سؤال مطرح شود: اگر مقصود سجده تکوینی است و این که بندگان به فرمان خلقت (کن) خاضع ومطیعند دراین صورت تقسیم این نوع از سجده، به سجده اختیاری (طوعاً) و سجده واجباری <کَرْهاً» چه معنایی می‌تواند داشته باشد این سؤالی است که در اثنای بحث به آن پاسخ خواهیم گفت و یادآور خواهیم شد که پذیرش فرمان خلقت، گاهی با مزاج و طبیعت موجود مادی مطابق و گاهی بر خلاف آن است؛ مثلاً شکوفایی و تکامل درخت مطابق طبیعت و خشکیدن و نابودی آن به وسیله سرما بر خلاف طبیعت آن است از این جهت پذیرش فرمان نخست را سجده (طَوْعی)، و دومی را سجده (کَرْهی) می‌گویند.

[3]. سوره نحل (16) آیه 49.

[4]. سوره رحمن (55) آیه 6.

[5]. سوره نحل (16) آیه 48.

[6]. سوره حج (22) آیه 18.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: