از دیدگاه آیات قرآن کریم[1]، سجده نمود آشکار کرنش، عبودیت و بندگی هر موجودی در برابر خداوند است. براین اساس میبایست ارتباط تنگاتنگی میان عبودیت و سجده برقرار کرد و سجده را در انسان و غیرانسان بیانگر عبودیت در پیشگاه خداوند دانست.
در مقابل، هرگونه سرباز زدن و عصیان از سجده کردن به معنای عصیان از اطاعت تلقی میشود. براین اساس سرپیچی ابلیس از فرمان خداوند نسبت به انجام سجده بر آدم عصیان و تمرد شمرده شده است.[2] در حقیقت، ابلیس به حقیقت سجده که اطاعت و عبادت خداست توجه نکرد و با تمرد خویش از سجده بر آدم، از فرمان خداوند و اطاعت او سر باز زد.
از آن جا که سجده در برابر کسی در کاربردهای قرآنی به معنای پذیرش سلطه، تکریم و تعظیم است؛ نافرمانی برخی از یهودیان از سجده کردن در هنگام ورود به شهر بیت المقدس، به معنای عدم تکریم و تقدیس و تعظیم این شهر مبارک بوده است. به این معنا که آنان برای سرزمین مقدس بیت المقدس احترام و حرمتی قایل نشدهاند و با سرپیچی از سجده کردن هنگام ورود، نشان دادند که از اطاعت خداوند بیرون رفتهاند. چنین رفتاری را نیز ابلیس در هنگام سرباز زدن از فرمان خداوند نسبت به سجده بر انسان نشان داد تا بیان کند هیچ حرمت و احترامی برای انسان قایل نیست و با سرپیچی از فرمان خداوند، طغیان وی را در پیش گرفت.
در تحلیل قرآنی سرپیچی از سجده کردن در برابر خداوند به معنای اهانت به خدا و نافرمانی از طاعت اوست که پیامدی جز عذاب و خشم الهی ندارد.[3]
[1]. سوره فصلت، آیه 37، سوره نجم، آیه 62، سوره آل عمران، آیه 113 و 115.
[2]. سوره بقره، آیه۳۴، سوره اعراف، آیه۱۱، سوره حجر، آیه۳۰ و ۳۱.
[3]. سوره حج، آیه ۱۸.