borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد سوم»
آسیب شناسی فمینیسم

فمینیسم، پدیده‌ای است که به ظاهر در صدد احیاء حقوق زنان است و می‌خواهد حقوق از دست رفته زنان را به آنان برگرداند، اما به دلایل عدم شناخت زن و خصوصیات روحی و روانی اوست. ظلمی مضاعف به زنان روا داشته و شخصیت زن را لجن مال و لگد مال نموده است. طرفداران این پدیده شوم، با خیال پردازی و تصورات موهوم به تخریب نظام خانواده و جامعه انسانی پرداخته و هویت انسانی زنان را از بین برده‌اند و مانع ایفای نقش تکاملی آنان شده‌اند.

تزلزل بنیان خانواده، اختلال در شخصیت زن و نگرانی‏ها و ناهنجاری‏‌های روحی و روانی، از آثار زیانبار این حرکت‏های به ظاهر مدافع حقوق زنان است. در حالی که نظام اسلام، زن و مرد را اعضاء یک پیکر دانسته و تعارض میان زن و مرد را بی‏ معنا می‏داند؛ و به زن چنان ارزش و منزلتی عطا نموده است که در کمتر دین و آیینی نظیر آن مشاهده می‏شود.

برخی از گروه‏‌های فمینیستی نگرش مردسالارانه را سبب تضعیف شخصیت زن و ارزش‏های وجودی او می‏دانند؛ و حیات زن را در گرو حیات اجتماعی او می‏دانند؛ نه حیات خانوادگی‏ اش. چنانچه آندره میشل می‏نویسد: «جریان‏‌های استثمارگری زنان سعی به تفکیک بخش خصوصی از عمومی نموده و در بخش عمومی، تقدم را به مردان داده و زنان را به بخش خصوصی رانده‏‌اند؛ و این تمایز و تفکیک سیاسی است؛ و القای رابطه‌‌ای را دنبال می‏کند، که وابستگی زنان به مردان، و استثمار ایشان توسط مردان را در پی بیاورد.[1]

بر همین اساس، فمینیست ‏های لیبرال برای فعالیت‏های خصوصی و بی‏ اجر و مزد زنان در حریم خانواده، ارزشی قائل نیستند؛ و معتقدند که مردان از بیشترین پاداش‏‌های زندگی که همان پول، قدرت و منزلت اجتماعی است، سود می‏برند؛ و مانع راه‏یابی زنان در عرصه فعالیت‏های عمومی که منبع بزرگ‌ترین پاداش‏‌های اجتماعی است می‏شوند.[2]

اساسا ظهور فمینیسم، عکس ‏العملی در برابر ستم‏ها و نابرابری‏‌هایی بود که بر زن تحمیل می‏شد؛ اما در عین حال، تغییر و تحول در گرایش ‏های فمینیستی گواه روشنی بر ناکارآمدی این نظریه در تأمین حقوق از دست رفته زنان است. عوارض سوئی همچون خصومت و تقابل زن و مرد، از دست رفتن ارزش‏‌های اخلاقی و تنزل شخصیت انسانی زن از جمله آنهاست. چنانچه جوامع اسلامی نیز بخواهند با تقلید کورکورانه، «فمینیسم» را وارد فرهنگ و مسائل اجتماعی خویش سازند، توالی فاسد، و مشکلات مضاعفی را به دنبال خواهد داشت؛ زیرا فمینیسم، ثمره طبیعی تغییرات اجتماعی جوامع غربی است؛ و زن مسلمان با بهره‏ مندی از فرهنگ غنی اسلام نیازی به این تحول نداشته و پیروی از آن، جز گسیختگی فرهنگی و از خود بیگانگی ثمری نخواهد داشت.

به گفته شهید مطهری، نهضت اسلامی زن با نهضتی که در مغرب زمین روی داد، از دو نظر تفاوت بنیادی دارد: «اول در ناحیه روان‏شناسی زن و مرد است، که اسلام اعجاز کرده است. دوم این‏که اسلام، در عین آنکه زنان را به حقوق انسانی‏شان آشنا کرد و به آنها شخصیت و هویت و استقلال داد؛ هرگز آنها را به تمرد و عصیان و طغیان و بدبینی نسبت به جنس مرد وادار نکرد».[3]

در مجموع، بر اساس گرایش‏های فمینیستی مختلف، مهم‌ترین آسیب‏های این جریان‏ها را می‏توان چنین برشمرد:

 


[1]. جنبش اجتماعی زنان، ص 124.

[2]. نظریه جامعه شناسی در دوران معاصر، جورج ریترز، ترجمه محسن ثلاثی، ص 519.

[3]. نظام حقوق زن در اسلام، مرتضی مطهری، ص 76.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: