borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد سوم»
چرا گناهی بزرگ است؟

آیه مورد بحث بیان می‌کند دعوتی که توأم باعمل و کردار نباشد، در پیشگاه الهی گناهی بزرگ است؛ زیرا چنین افرادی که قیافه مصلحانه و حق به جانب می‌گیرند با اعمال ضدِّ اصلاحی خویش، تمام افکار اصلاحی را در انظار مردم موهوم و بی اعتبار کرده و مردم را به تمام مقدسات بدبین می‌سازند. جای تعجب نیست که امیرمؤمنان چنین افرادی را از (شکنندگان کمرخود) معرفی کرده و می‌فرماید:

«دو گروه کمر مرا شکستند: یکی نادانی که خود را در لباس دین آورده و دیگری دانشمندی که با عدم عمل به علم خود، پرده دری می‌کند. نادان متدین نما، با ظاهرسازی، مردم را می‌فریبد و پرده دری دانشمند، مردم را جری و گستاخ می‌سازد.»[1]

باید توجه نمود که کام هیچ فردی با گفتن حلوا شیرین و پهنه تاریک شب با نام چراغ روشن نمی‌شود و لفظ گل، گلزار و گلستان به وجود نمی‌آورد و به قول گوینده:

نام فروردین نیارد گل به باغ

شب نگردد روشن از اسم چراغ

اسم گفتی رو مسمّا را بجوی

ماه در بالاست نی در آب جوی

هیچ اسم بی مسمّا دیده‌ای

یا زگاف و لامِ گل، گل چیده‌ای

تا قیامت عارف ار مَی‌‌مَی‌کند

تا ننوشد باده، مستی کی کند

این جاست که انسان به یاد سخنان ارزنده پیشوایان ادب می‌افتد که گفته‌اند:

دو صد گفته چون نیم کردار نیست؛ بار درخت علم، ندانم به جز عمل.

اگر هزینه تبلیغات دور از حقیقت که بازرگانان و یا صاحبان صنایع در ترویج کالاهای خود صرف می‌کنند، در راه تأمین آرمان‌های کارگران و مرغوبیت جنس صرف شود به مراتب سودمندتر و قابل تمجیدتر خواهد بود.

گاهی عمل به گوشه‌ای از برنامه‌های اسلام آن چنان اعجاب دیگران را بر می‌انگیزاند که بی اختیار به سوی اسلام کشیده می‌شوند. در این موارد عمل کوچکی جایگزین صدها برنامه‌های تبلیغاتی می‌گردد.

امیرمؤمنان7 به صورت یک فردی ناشناس با یکی از اهل کتاب (مسیحی، یا یهودی، یا زرتشتی) هم سفر شد. مقصد امیر مؤمنان کوفه، و مقصد وی نقطه‌ای جلوتر از کوفه بود. امیرمؤمنان راه مشترک را با او با کمال صمیمیت و مذاکرات شیرین پیمود. وقتی بر سر دو راهی رسیدند و آن شخص (ذِمّی) خواست از علی جدا شود، مشاهده کرد که هم سفر وی نیز با او می‌آید. در این موقع با کمال تعجب پرسید: مگر مقصد شما کوفه نیست؟ راه کوفه طرف دیگر است. امیرمؤمنان7 به یکی از برنامه‌های اسلام، یعنی (حسن مصاحبت) اشاره نمود و گفت: شما با این مصاحبت کوتاه حقی بر گردن من پیدا کردید و آن حق با این ادا می‌گردد که، مقداری تو را در مسیر اختصاصی ات مشایعت کنم. پیامبر ما فرمود: هرگاه با شخصی هم سفر شدید او را بر سر دو راهی رها نکنید، بلکه به پاس هم سفری، مقداری او را مشایعت نمایید سپس از او جدا شوید، و راه خود را تعقیب کنید.

آن مرد گفت: به راستی به شما چنین دستوری داده است علی فرمود: آری. در این موقع هم سفر علی گفت: اگر گروه‌هایی از مردم جهان، پیرو او شدند روی همین اخلاق بزرگ اوست! این جمله را گفت وعلی را، در حالی که نمی‌شناخت، گواه گرفت که من نیز بر آیین اسلام هستم.جالب توجه این که، این انقلاب روحی که از مشاهده یک برنامه جزیی اسلام پیدا نمود، موجب شد از مقصد خود صرف نظر کند و همراه علی7 به کوفه بیاید و آن گاه که او را شناخت، اسلام آورد.[2]

اگرعمل به معتقدات مذهبی، موجب گرایش دیگران به آیین است، در مقابل، اسلام زبانی و اکتفا به ظاهر، موجب انزجار مردم از آیین و مذهب می‌باشد. بدین رو حضرت مسیح7 می‌فرماید:

«بدترین مردم کسی است، که میان مردم به علم و دانش معروف گردد، ولی هرگز از او عمل به آن چه مردم را به سوی آن دعوت می‌کند، دیده نشود.»[3]

لطیف‌ترین بیانی که درباره اهمیت تبلیغ عملی، از پیشوایان ما وارد شده است، این جمله است:

«مردم را به غیر زبان (یعنی عمل) به خیر و نیکی دعوت نمایید.»[4]



[1]. بحارالانوار، ج‏2، ص‏111.

[2]. اصول کافی، چاپ جدید، ج‏2، ص‏670.

[3]. بحارالانوار، ج‏2، ص‏278.

[4]. سفینهٔ البحار، ج‏2، ص‏278.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: