نفس انسان بین دو قوس قرار دارد که یک سوی آن نفس «مسوّله» و «اماره» است و سوی دیگر آن نفس «لوامه» و «مطمئنه» میباشد و پیوسته در این مدار حرکت میکند، از این رو، حالات متعدد و متفاوتی در انسان وجود دارد، به تعبیر قرآن؛ «و نفس و ما سوّیها فالهمها فجورها و تقواها قد افلح من زکّیها و قد خاب من دسّیها»[1] بنابراین گاهی منشأ فجور میشود و گاهی مبدأ تقوی. یعنی قابلیت پذیرش حالات متعدد را داراست، پس نیازمند عامل مؤثری است که او را به رشد و تزکیه سوق دهد. این قوه محرکه و عامل صیانت و حفاظت نفس در بسیاری از متون، «عفاف» معرفی شده است. علی7 میفرماید: «عفاف عامل صیانت نفس و بازدارنده آن از زشتیها و مایه نزهت و شادابی و شکوفایی آن است.»[2]
همچنین در حدیث دیگری از آن حضرت آمده است که فرمود: «نفس انسانی بواسطه زیور عفاف آراسته میگردد، پس هیأت نفس را به جمال بیارایید و از اسراف و تبذیر بپرهیزید.»[3]
این کلام گوهربار حضرت، حامل نکتهای است که عفت حالت تعادل و میانه گزینی را در نفس ایجاد میکند و انسان را از افراط و تفریط بر حذر میدارد، قوام آفرینش بر پایه اعتدال است و همه موجودات از تعادل تکوینی برخوردارند، از این رو، خداوند هم در شریعت اسلام از انسان تعادل در سلوک و زندگی را میخواهد.
[1]. سوره شمس، آیه 11 ـ 8.
[2]. غررالحکم، رسولی محلاتی، ج 2، ص 127.
[3]. غررالحکم، رسولی محلاتی، ج 2، ص 129.