در آیهی 32 سورهی احزاب دربارهی وظایف زنان در لزوم رعایت عفاف در سخن گفتن با مردان نامحرم میفرماید:
«فَلا تَخضَعنَ بِالقَّولِ فَیَطمَعَ الذی فی قَلبِه مَرَضٌ وَ قُلنَ قَولاً مَعروفاً؛
پس به گونهای هوس انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید.»
خضوع در اینجا به معنای این است که زنان در برابر مردان آهنگ سخن گفتن را نازک و لطیف نکنند تا مردان بیمار دل را دچار ریبه و خیالهای شیطانی کنند و شهوت آنها را برانگیزانند منظور از بیماری دل، نداشتن نیروی ایمان است؛ آن نیرویی که آدمی را از میل به سوی شهوت باز میدارد.[1]
و (قولاً معروفا) یعنی سخن معمولی و مستقیمی بگویند که به دور از کرشمه و ناز باشد و شرع و عرف اسلامی آن را پسندیده دارد.
این آیه اشاره به کیفیت و محتوای سخن گفتن و حرمت صحبت کردن با ناز و عشوه دارد و صحبت کردن با نامحرم باید عفیفانه و به دور از نرمش و خضوع و خودنمایی باشد.[2] همچنین بر اجتناب از هرگونه سخنان بیهوده و غیر ضروری و شهوت انگیز تأکید دارد و متذکر میگردد در صورت عدم رعایت این امر ممکن است در اثر نمایش جاذبههای زنانه و سخنان هوس آلود، افرادی که از سلامت روحی و روانی و اعتدال نفسانی که در اثر ضعف یا فقدان ایمان میباشدبرخوردارنباشند به فکر گناه و فحشا بیفتند و امنیت جامعه را به خطر بیندازند.
نقل است که هرگاه کسی به در خانه حضرت زهرا3 میآمدند حضرت برای پاسخ به فرد پشت در، دستان مبارک خودرا در دهان قرار میدادند، تا با تغییر لحن صدای خویش مبادا فرد به لغزش بیافتد وموجبات گناه فراهم شود.همچنین روایت شده حضرت در هنگام سخنرانی کوبنده خویش در مسجد لحن صدای خویش را به حالت بم تغییر دادهاند واینگونه در گفتار عفت پیشه میکردند.
[1]. تفسیر المیزان، علامه طباطبایی، ج 16، ص 461.
[2]. زن در آیینه جلال و جمال، جوادی آملی، ص 436.