توصیه و دستور اسلامی این است که زن خود را در خانه و برای شوهر خود زینت کند و اسلام آن را یک وظیفه برای زن میداند و لذت پدید آمده از آن را لذاتی مشروع و حلال. در آن چه که مربوط به بیرون است اسلام اصراردارد که زن ساده و بیآلایش باشد. خود را به بویی خوش نیاراید، لباس شهرت نپوشد، از کفش و پای او صدایی برنخیزد و… و فاطمه3 این چنین بود ودر تمام مدت عمر چنان عمل میکرد.
روایات ما سخن از این دارند که فاطمه3 خود را برای همسر خویش آراست و حتی در یکی از جنگهای صدر اسلام که علی7 به سلامت از جنگ باز میگشت فاطمه3 خود را آرایش کرد و به استقبال علی7 رفت و این لذت حلالی است که اسلام بر آن صحه گذارده و بانوی اسلام بدان عامل است. درعین حال این سخن پیامبر هم برای بیرون محیط خانه مطرح است که فرموده بودند: ای فاطمه3 زنی نیست که خود را بیاراید و از خانه خود با زیباترین پوشش خارج شود و در پی آن در دید و منظر مردم قرار گیرد جز آن که فرشتگان آسمان هفت گانه و زمینها بر او لعنت فرستند. او هم چنان در خشم و غضب خداست تا بمیرد و فرمان میدهد او را در دوزخ اندازند.[1]
در عین چنان پوشش و عفافی، زن میتواند به ضرورت نیازجامعه و خودش حضور اجتماعی داشته باشد، از حق خود و خانواده، و از حق شرافت جامعه و اسلام دفاع کند. پوشش و ستر مانع حق گوئی وحق طلبی و حتی مانع کار و تلاش نیست.
استاد شهید مطهری مینویسد: «وظیفهی پوششی که اسلام برای زنان مقررکرده است به این معنی نیست که آنها ازخانه بیرون نروند، زندانی کردن و حبس زن در اسلام مطرح نیست. پوشش زن در اسلام این است که زن در معاشرت خود با مردان بدن و موی خود را بپوشاند و به جلوهگری وخودنمایی نپردازد، آیات مربوطه نیز همین معنی را ذکر میکند و فتوای فقها هم موید این مطلب است.[2]
و در فراز دیگرمی نویسد: «حجاب اسلام از یک مسئله کلیتر و اساسیتر ریشه میگیرد و آن این است که اسلام میخواهد انواع التذاذهای جنسی، چه بصری و لمسی و چه نوع دیگربه محیط خانوادگی و در کادر ازدواج قانونی اختصاص یابد. اجتماع منحصرا برای فعالیت و کار باشد، برخلاف سیستم غربی عصر حاضر که کار و فعالیت را با لذت جوییهای جنسی به هم میآمیزد. اسلام میخواهد این دو محیط را کاملا از همدیگر تفکیک نماید.[3]
بدین سان مینگریم که سالار بانوان به چنان پروا و عفاف و وقاری آراسته است که نه تنها خود را در اوج پاکی و قداست میخواهد نگاه میدارد، که از کمترین شبهه نیز پروا میکند و در گفتار و طرز رفتار و عملکردش در عرصههای گوناگون سخت مراقب است تا صاحبان دلهای بیمار به او ننگرند. این پیشوای متفکر و پروا پیشه با منزوی ساختن زن ازجامعه و مسئولیتهای او سخت مبارزه میکند و عفاف و پاکی زن را درگرو توانمندیهای فکری و فرهنگی و اجتماعی و آزادی و آزادگی و امنیت و علو روح و تقوای مثبت او مینگرد و نه درگرو پردهگزینی و پرده نشینی و انزوا گسستن او از جامعه و مسئولیتهای اجتماعی و تقوای گریزاو.[4]
[1]. همان.
[2]. مطهری، 1357، ص 79.
[3]. همان، ص 83.
[4]. کرمی، 1382، ص 557.