یكی از مهمترین شاخصههایی كه میتواند در ژرفا بخشی محبت و در نتیجه در استحكام خانواده مؤثر باشد، حمایت و دفاع از همسر است. مسلم است كه در هر زندگی خانوادگی، زن و شوهر غیر از نقش همسری، در سایر روابط اجتماعی یا سیاسی و…، نقشهای دیگری نیز بر عهده دارند و هیچ قلعه و دژی مستحكمتر از قلعهی خانواده نمیتواند مدافع یك انسان در سختیها، آسیبهای اجتماعی و… باشد. حمایت هر یك از زوجین از دیگری و تجلیل و قدردانی از تلاشها و زحمات وی، از جملهی این امور است.
حضرت فاطمه3 هم پیرو علی7 بود و هم همسر وی. و از آن جا كه این بانو در همهی خیرات و صالحات، پیشتازترین فرد امت محسوب میشد، در امر دفاع از ولایت نیز، والاترین جان فشانیها را به ساحت كبریایی خداوند تقدیم كرد.
یكی از نمونههای منقلب كنندهی دفاع فاطمه3 از همسرش، در جریانی است كه علی7 را با اكراه و اجبار برای اخذ بیعت به مسجد مدینه میبردند. در روایت است كه بانوی دو عالم3، برای دفاع از همسر به درب مسجد آمد و جلوههای به یاد ماندنی ای از ایثار و فداكاری از خویش در تاریخ بر جای گذاشت. برای نمونه، این فراز شریف از وی در یاوری علی7 نقل میشود: «به خدا سوگند ای سلمان، از درب مسجد مدینه پا بیرون نمیگذارم تا آن كه پسرعموی خود را با چشمان خودم سالم ببینم.»[1]
فاطمه3 در یكی از فرازهای حمایت هایش از علی7 میفرماید: «چرا به شوهرم، امیرالمؤمنین7، توجهی نكردید؟... اگر مردان شما به او جفا نمیكردند و اجازه میدادند او بر كرسی بر حق خود بنشیند، او به سوی شما حركت مینمود و با آرامش تمام، مركب خلافت را سالم به مقصد نهایی میرسانید و هیچ رنج و زحمتی هم متوجه كسی نمیشد... و خود نیز از آن سوء استفاده نمیكرد و جز به اندازهی نیاز از آن بهره مند نمیشد...»[2]
همچنین فاطمه3 در تبلیغ ولایت علی7 میفرمود: «سعادت و رستگاری، همه سعادتها و رستگاریها و حقانیت رستگاریها از آن كسی است كه علی7 را در دوران زندگی و پس از شهادتش دوست داشته باشد.»[3]
در روایت دیگری آمده است كه حضرت علی 7، حضرت فاطمه3 دختر رسول خدا6 را شبانه بر مركبی مینشاند و بر در خانههای انصار میگردانید تا از آنها تقاضای یاری نماید. «انصار به حضرت فاطمه3 میگفتند: ای دختر رسول خدا6، بیعت ما با این مرد گذشته است. حضرت فاطمه3 میفرمود: ابوالحسن كاری را انجام میدهد كه سزاوار اوست و مردم نیز عملی را انجام دادند كه خداوند از آنها حساب میكشد و از آنها حق ابوالحسن را مطالبه مینماید.»[4]
[1]. الاختصاص، شیخ مفید، ص 181.
[2]. احتجاج، طبرسی، ج 1، ص 147.
[3]. مسند زیدبن علی، ص 458.
[4]. الغدیر، امینی، ج 5، ص 372