با تأمل در منابع اسلامی درمی یابیم که عفاف همان صفت درونی ملکه نفسانی است که منشأ تقوای درونی میشود، یعنی تقوای بیرونی، تجلی عفاف درونی است و عفاف به منزله یک قوه بازدارنده از افراط است که وقتی به صورت ملکهای در درون درآمد، حاکمیتش در بیرون ظاهر میشود، از این رو، امام علی7 فرمود: «اعمال ظاهری را به واسطه عفاف باطنی پاکیزه و تصفیه کنید.»[1]
همچنین در روایت دیگر از آن حضرت آمده است که فرمود: «صیانت و تقوی، حاصل عفت است.[2] بر همین اساس علی7 در صفات متقین میفرماید: «المتقون انفسهم عفیفه و حاجاتهم خفیفه، خیـراتهم مأموله و شـرورهم مأمونه»، نشان پرهیزگاران آن است که نفسهایشان عفیف است و خواهششان کم و خفیف، و نیکی و خیرشان مورد امید و انتظار مردم است و از بدیهایشان همه در امانند.[3]
بنابراین، تلاش درونی انسان برای حاکمیت خوبیها و محسّنات در سیطره وجودش عفت است و چون تقویت عفت موجب پاکی و نزهت است. هر مقدار که انسان عفیف باشد به عالم قدس و ملائک نزدیکتر است، از این رو، انسان عفیف در جایگاه ملائکه است. بنابراین عفت موجب عبور انسان از عالم ملک به عالم ملکوت میگردد. چنانکه در مورد انسانهای شایستهای چون حضرت ابراهیم7 قرآن کریم میفرماید: «و کذلک نری ابراهیم ملکوت السموات و الارض»[4] ابراهیم به بطن عالم ملکوت راه یافته بود، به گونهای که متن عالم ماده و حقایق آن را میدید. در واقع خداوند بواسطه صفت عفاف، قدرت عبور از عالم ملک را به عالم ملکوت در درون انسان به ودیعت نهاده، و او میتواند با باروری و شکوفا سازی این شاخصه اوج بگیرد و فراتر از آن چه تصور انسانهاست، پرواز کند.
[1]. همان، ص 129.
[2]. همان، ص 129.
[3]. نهج البلاغه، خطبه متقین..
[4]. سوره انعام، آیه 75.