اسماء بنت عمیس گوید فاطمه3 سفارش كرده بود كه چون در گذشت كسی جز من و امام علی7 او را غسل ندهد. در برخی از روایات آمده است كه ام سلمه هم با او همكاری داشت. مدارک حاکی از آن است كه حتی عایشه را اجازه نداد كه كنار جنازهاش باشد.[1]
امام علی7 به ام سلمه گفت آب بریزد و آب ریخت و امام علی7 فاطمه3 را غسل داد و او را در وسط اطاق رو به قبله قرار داده و كفنش كرد[2] و امام علی7 میفرماید: به خدا قسم او را شستم و كفن كردم در حالیكه بدنش پاك و مطهر بود. او پاك به دنیا آمد و پاك از دنیا رفت.
او میفرماید: به هنگامی كه خواستم سر كفن را ببندم فرزندان را صدا كردم كه بیایند با مادر وداع كنند. زمان فراق رسیده و دیدار بعدی در بهشت خواهد بود. فرزندان بر جنازه مادر حاضر شدند و هر كدام سخنی و مرثیهای گفتند:
ـ حسن آمد كه ای مادر! پیش از اینكه جان از تنم بیرون رود با من سخنگوی.
ـ حسین آمد كه ای مادر! پیش از آنكه قلبم ازكار بایستد با من حرف بزن.
ـ زینب آمد كه یا رسول الله! هنوز لباس عزای تو بر تن داریم و…
ـ امام علی7 فرمود: ای دختر پیامبر چگونه خود را تسلی دهم.
ـ و هم او فرمود: خدای را شاهد میگیرم كه دستهای فاطمه3 از كفن بیرون آمد بچه هارا در بغل گرفت و به سینه چسبانید.
ـ در این هنگام ندائی از آسمان برخاست كه یا علی! فرزندان را از روی سینه مادر بردار، به خدا سوگند كه فرشتگان آسمان را به گریه انداختند.[3]
[1]. طبقات الكبری، ج 8، ص 18.
[2]. وفاه فاطمه الزهرا3، ص 77.
[3]. فاطمه الزهرا3، رحمانی، ص 538.