و اما اینكه آیه؛ ﴿وَ لَسَوْفَ یعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضی﴾، امیدوار كنندهترین آیه قرآن باشد، و حتی از آیه: ﴿یا عِبادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا ... ﴾، هم امیدواركنندهتر باشد، علتش این است كه نهی از نومیدی در آیه دوم، نهیی است كه هر چند در قرآن شریف مكرر آمده، مثلا از ابراهیم حكایت كرده كه گفت: ﴿وَ مَنْ یقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلَّا الضَّالُّونَ﴾[1]؛ از رحمت خدا نومید نمیشوند، مگر مردم گمراه ، و از یعقوب حكایت كرده كه گفت: ﴿إِنَّهُ لا ییأَسُ مِنْ رَوْحِ اللَّـهِ، إِلَّا الْقَوْمُ الْكافِرُونَ﴾[2]، به درستی كه از رحمت خدا مایوس نمیشوند مگر مردم كافر.
و لكن در هر دو مورد این نهی، ناظر به نومیدی از رحمت تكوینی است، هم چنان كه مورد دو آیه بدان شهادت میدهد.
و اما آیه؛
﴿قُلْ یا عِبادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّـهِ، إِنَّ اللَّـهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً، إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ، وَ أَنِیبُوا إِلی رَبِّكُمْ﴾،[3]
هر چند كه نهی از نومیدی از رحمت تشریعی خداست، به قرینه جمله ﴿أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ﴾، كه به روشنی میفهماند قنوط و نومیدی در آیه، راجع به رحمت تشریعی، و از جهت معصیت است، و به همین جهت خدای سبحان وعده آمرزش گناهان را به طور عموم، و بدون استثناء آورد.
و لكن دنبال آیه جمله: ﴿وَ أَنِیبُوا إِلی رَبِّكُمْ﴾، ... را آورده كه به توبه و اسلام و عمل به پیروی امر میكند، و میفهماند كه منظور آیه این است كه بندهای كه به خود ستم كرده، نباید از رحمت خدا نومید شود، ما دام كه میتواند توبه كند، و اسلام آورد، و عمل صالح كند، از این راههای نجات استفاده كند.
پس در این آیه مردم را امر میكند كه به این رحمت مقید خدا، دست بیاویزند، و خود را نجات دهند، و معلوم است كه امید رحمت مقید، مانند؛ امید رحمت مطلق و عام نیست، ولی آن رحمتی كه خدا به پیامبرش وعده داده، رحمت عمومی و مطلق است، چون آن جناب را رحمهٔ للعالمین خوانده، و این وعده مطلق را در آیه: ﴿وَ لَسَوْفَ یعْطِیكَ رَبُّكَ فَتَرْضی﴾، به پیامبر گرامیش داده، تا او را دلخوش و شادمان كند.
توضیح اینكه؛ آیه شریفه در مقام منت نهادن است، و در آن وعدهای است خاص به رسولخدا ، و در سراسر قرآن، خدای سبحان، احدی از خلایق خود را هرگز چنین وعدهای نداده، و در این وعده اعطاء خود را به هیچ قیدی مقید نكرده، بلکه این وعده، اعطایی است مطلق، البته وعدهای نظیر این به دستهای از بندگان خود داده، كه در بهشت به آنها بدهد، و فرموده:
﴿لَهُمْ ما یشاؤُنَ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾؛[4]
ایشان نزد پروردگار خود در بهشت هر چه بخواهند دارند
و نیز فرموده:
﴿لَهُمْ ما یشاؤُنَ فِیها، وَ لَدَینا مَزِیدٌ﴾؛[5]
ایشان در بهشت هر چه بخواهند دارند، و نزد ما بیش از آن هم هست.
كه میرساند آن دسته نام برده در بهشت چیزهایی ما فوق خواست خود دارند.
و معلوم است كه مشیت و خواست به هر خیری و سعادتی تعلق میگیرد، كه به خاطر انسان خطور بكند، معلوم میشود در بهشت از خیر و سعادت چیزهایی هست كه بر قلب هیچ بشری خطور نمیكند، هم چنان كه فرمود:
﴿فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِی لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْینٍ﴾؛[6]
هیچ كس نمیداند كه چه چیزها كه مایه خوشنودی آنان است، بر ایشان ذخیره كردهاند.
خوب، وقتی عطاهای خدا به بندگان با ایمان و صالحش این باشد، كه ما فوق تصور و از اندازه و قدر بیرون باشد، معلوم است كه آنچه به رسولش در مقام امتنان عطاء میكند، وسیعتر و عظیمتر از اینها خواهد بود.
این کیفیت عطای خدای تعالی است، و اما ببینیم خوشنودی رسول خدا چه حد و حدودی دارد، و این را میدانیم كه این خوشنودی غیر از راضی بودن به قضا و قسمت خدا است، كه در حقیقت برابر با امر خدا است، چون خدا مالك و غنی علی الاطلاق است، و عبد جز فقر و حاجت چیزی ندارد، و لذا باید به آنچه پروردگارش عطا میكند راضی باشد، چه كم و چه زیاد، و نیز باید به آن قضایی كه خدا دربارهاش میراند، خوشنود و راضی باشد، چه خوب و چه بد، و وقتی وظیفه هر عبدی این بود، رسول خدا به این وظیفه داناتر، و عاملتر از هر كس دیگر است، او چیزی نمیخواهد، مگر آنچه را كه خدا در حقش بخواهد.
[1] . سوره حجر، آیه 56.
[2] . سوره یوسف، آیه 87.
[3] . سوره زمر، آیه 54.
[4] . سوره شوری، آیه 22.
[5] . سوره ق، آیه 35.
[6] . سوره سجده، آیه 17.