borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
توصیه‌های خداوند به داوود

ای داوود! محبّت مرا خالص گردان، و با اهل دنیا به نوعی آمیزش كن، دینت را به من واگذار و به عهده مردمان مگذار. امّا آنچه برای تو روشن شده و موافق محبّت من است به آن تمسّك جو، و آنچه بر تو مشكل شده آن را به من واگذار، بر من واجب است كه تربیت و تعلیم تو را خود بر عهده گیرم و رهبر و دلیل تو باشم. به تو می‏بخشم بی آن‌كه از من بخواهی و بر سختی‌ها تو را یاور خواهم بود، چه من به ذات خویش سوگند خورده‏ام كه تنها به بنده‏ای ثواب و پاداش دهم كه خواست و اراده خویش را رها سازد و خود را تسلیم من كند و بداند كه او از من بی نیاز نیست.

هنگامی كه چنین باشی ترس و خواری را از تو دور می‏كنم و انس و حلاوت یاد خود را در دلت جایگزین می‏سازم‏.

زیرا من به ذات خود سوگند خورده‏ام، هر بنده‏ای به خود تكیه كند و به افعال خود نظر داشته باشد او را به اعمالش واگذارم، چیزها را به من نسبت ده نه به عمل خود تا دچار رنج نشوی و همنشین تو از تو سودی نبرد.

برای معرفت من حدّی معین مكن، چه آن را نهایتی نیست. هر زمان عطای بیشتری بخواهی به تو خواهم داد و برای طلب زیادتی از من اندازه‏ای در نظر مگیر، سپس به بنی اسرائیل اعلام كن كه میان من و هیچ كسی از خلق من نسبت و پیوندی وجود ندارد و باید رغبت و گرایش آن‌ها را به من زیاد گردانی تا به آن‌ها چیزی بدهم كه هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به دل هیچ بشری خطور نكرده است.

مرا در میان دو چشم خود قرار ده و به دیده دل به من بنگر، و به چشم سر به كسانی كه خرد آن‌ها را از خود محجوب كرده‏ام و در نتیجه عقل آن‌ها مهمل مانده و به قطع ثواب من از خود راضی شده‏اند منگر، چه به عزّت و جلال خود سوگند یاد كرده‏ام كه ثواب‌های خود را نسبت به بنده‏ای كه برای آزمون و امروز فردا كردن به طاعت من درآمده مباح نكنم.

نسبت به متعلّمان و دانش آموزان فروتن باش، و به مریدان گردنكشی مكن، اگر دوستانم بدانند كه مریدان در نزد من چه منزلتی دارند هم‌چون زمین می‏شوند تا بر آن‌ها راه روند.

ای داوود! اگر مریدی را از مستی غفلتی كه به آن دچار است، بیرون آورده و رها سازی تو را حاذق می‏نویسم و كسی را كه حاذق بنویسم بر او وحشتی نباشد و نیازی به مخلوق نخواهد داشت.

ای داوود! به گفتار من تمسّك جو و از خود برای خود بهره‏گیر. و از نفس خویش ایمن مباش، تا از محبّت من محجوب شوی. بندگانم را از رحمت من نومید مگردان، شهوت‌های خود را به خاطر من قطع كن، چه من شهوت‌ها را برای ضعفای خلق مباح كرده‏ام، اقویا را چه شده است كه به شهوت‌ها می‏گرایند، زیرا شهوت‌ها از حلاوت راز و نیاز با من می‏كاهد، و كم‌ترین عقوبتی كه از سوی من به اقویا به سبب بهره گیری آن‌ها از شهوات می‏رسد آن است كه دل‌هایشان را از خودم محجوب می‏كنم، چه من دنیا و خوش‌گذرانی آن را برای دوست خود نمی‏پسندم.

ای داوود! میان من و خود عالمی قرار مده، تا به مستی خود تو را از محبّت من محجوب كند. اینان راهزنان بندگان مرید منند. برای ترك شهوت‌ها از مداومت در روزه كمك بگیر، و در افطار دلیری مكن چه من مداومت در روزه را دوست می‏دارم.

ای داوود! به دشمنی با نفس خویش و منع آن از شهوت‌ها خود را دوست من كن تا بر تو نظر رحمت افكنم و پرده‏ها را میان من و خودت برداشته بینی. من در آن هنگام كه تو را مورد انعام قرار می‏دهم با تو مدارا می‏كنم تا بر تحصیل ثواب‌هایم قدرت یابی و من آن را پوشیده می‏دارم تا بر طاعت من تمسّك جویی.

و نیز خداوند به داوود وحی فرمود:

ای داوود! اگر آنانی كه از من رو گردانیده‏اند بدانند كه من چگونه انتظار آن‌ها را می‏كشم و چه مدارایی با آن‌ها دارم و چگونه مشتاقم كه گناهان را ترك كنند، از بسیاری شوق به من می‏میرند، و از محبّت من مفاصل آن‌ها از هم جدا می‏شود.

ای داوود! این خواست و روش من است نسبت به كسانی كه از من رو گردانیده‏اند. پس رفتار من با آن‌ها كه به من رو می‏آورند چگونه خواهد بود.

ای داوود! بنده هرگاه خود را از من بی‌نیاز بداند، از هر موقع دیگر به من محتاج‌تر است. و بنده هنگامی كه از من روی گرداند، از هر وقت دیگر بیشتر مورد ترحّم من می‌باشد. و بنده آنگاه كه به سوی من باز می‏گردد، از هر زمان دیگر بزرگ‌تر است.

این اخبار و نظایر آن‌ها كه بی شمارند دلایلی بر اثبات محبّت و شوق و انس می‏باشند. امّا به تحقیق معنای آن‌ها از آنچه پیش از این بیان شده معلوم گردیده است.

در مصباح الشّریعه از امام صادق نقل شده كه فرموده است: مشتاق، به هیچ خوردنی رغبت نمی‏كند، از هیچ آشامیدنی لذّت نمی‏برد، هیچ خوابی گوارای او نیست، با دوستی انس نمی‏گیرد، و در خانه‏ای سكنا نمی‏گزیند، در هیچ آبادی آرام نمی‏گیرد، جامه نرم نمی‏پوشد و قرار و آرامش نمی‏یابد، جز این كه شب و روز خداوند را عبادت می‏كند و امیدوار است به آنچه مشتاق آن است برسد و با زبان شوق با او راز و نیاز كند و از آنچه در ضمیر دارد پرده بردارد.

چنان كه خداوند از موسی بن عمران خبر داده كه در میعادگاه پروردگارش می‏گوید: ﴿وَ عَجِلْتُ إِلَیكَ رَبِّ لِتَرْضی﴾.[1]

پیامبر در تفسیر این آیه فرموده است: «موسی از شوقی كه به پروردگار خود داشت در چهل روز مدّت رفتن و برگشتنش نخورد و نیاشامید و نخوابید و به چیزی از این‌ها متمایل نشد» هنگامی كه به میدان شوق وارد شدی با نفس خویش و مقاصد خود در دنیا وداع كن و هر چه را كه با آن انس داری رها ساز، و از غیر مشوّق خود محرم شو، و میان مرگ و زندگی ندای لبّیك اللّهمّ لبّیك سرده تا خداوند پاداش تو را بزرگ گرداند. مشتاق، مانند غریقی است كه هدفی جز رهایی خود ندارد و آنچه را غیر از این است فراموش كرده است.[2]


[1] . سوره طه، آیه 86: «و من به سوی تو شتاب کردم تا از من خشنود شوی.»

[2] . همان مأخذ، باب 98.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: