اینها نشانههای محبّت است. و كسی كه همه این نشانهها در او كامل است، محبّت او كامل، و عشق او خالص است و شراب او در آخرت صافی و آبشخور او شیرین و گوارا میباشد.
امّا كسی كه با محبّت او محبّت غیر او را بیامیزد، در آخرت به اندازه محبّتش متنعّم میشود، چه شراب او به مقداری با شراب مقربان آمیخته میشود چنان كه خداوند درباره ابرار (نیكان) فرموده است:
﴿إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ، عَلَی الْأَرائِكِ ینْظُرُونَ، تَعْرِفُ فی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِیمِ، یُسْقَوْنَ مِن رَحِیقٍ مَخْتُومٍ، خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فی ذلِكَ فَلْیتَنافَسِ الْـمُتَنافِسُونَ، وَ مِزاجُهُ من تَسْنِیمٍ، عَیناً یشْرَبُ بِهَا الْـمُقَرَّبُونَ﴾.[1]
گوارایی شراب ابرار، به سبب اندكی آمیختگی آن با شراب خالصی است كه ویژه مقرّبان است، و شراب عبارت از همه نعمتهای بهشت است، چنان كه كتاب عبارت از همه اعمال است. خداوند فرموده است:
﴿إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِی عِلِّیینَ﴾[2]؛ «چنان نیست که آنها میپندارند بلکه نامه اعمال نیکان در علیین است.» سپس فرموده است:
﴿یشْهَدُهُ الْـمُقَرَّبُونَ﴾،[3] «مقربّان شاهد آنند.» نشانه علوّ كتاب آنها، این است كه بالا برده میشود، تا جایی كه مقرّبان آن را میبینند، و همچنان كه ابرار با تقرّب و مشاهده آنها رشد و فزونی مییابند. در آخرت نیز حال آنها به همین گونه خواهد بود چه خداوند فرموده است:
﴿ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ﴾[4]؛
«آفرینش و برانگیختن همه شما جز مانند یک فرد نیست.»
و نیز:
﴿كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ﴾[5]؛
«همانگونه که آفرینش را آغاز کردیم آن را باز میگردانیم.»
و نیز فرموده است:
﴿جَزاءً وِفاقاً﴾،[6] «این مجازاتی است متناسب با اعمال آنها.» یعنی پاداش بر وفق اعمال آنهاست، اعمال خالص با شراب ناب، و عمل ناخالص با شراب ناخالص، پاداش داده میشود، و ناخالصی هر شرابی به اندازه شایبهای است كه در محبّت و عمل او در گذشته وجود داشته است.
﴿فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَهُ، وَ من یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ﴾؛[7]
«پس هر کس به اندازه سنگینی ذرّهای کار خیر که انجام داده آن را میبیند، و هر کس به اندازه ذرّهای کار بد کرده است آن را میبیند.»
و نیز:
﴿إِنَّ الله لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ﴾[8]؛
«خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آن که آنها خود را تغییر دهند.»
و نیز:
﴿إِنَّ الله لا یظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً یضاعِفْها﴾[9]؛
«خداوند (حتّی) به اندازه سنگینی ذرّهای ستم نمیکند و اگر کار نیکی باشد آن را مضاعف میکند.» و نیز:
﴿إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ من خَرْدَلٍ أَتَینا بِها وَ كَفی بِنا حاسِبِینَ﴾؛[10]
«اگر به اندازه سنگینی خردلی (کار نیک و بدی باشد) ما آن را حاضر میکنیم و کافی است که ما حساب کننده باشیم. »
بنابراین كسی كه خدا دوستی او به امید نعمتهای بهشت و حور و قصور آن باشد بهشت برای او میسر میشود تا در هر جای آن بخواهد سكنا كند و با ولدان بسر برد، و از زنان بهره گیرد و كسی كه مقصدش ربّ الأرباب و مالك الملك بوده و تنها محبّت خداوند بر او چیره باشد صدق و اخلاص او وی را در ﴿مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ﴾[11]؛ «در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر» جای میدهد.
از این رو ابرار (نیكان) در باغهای بهشت میچرند، و در آن با حور و ولدان متنعمّند، و مقرّبان مقیم و ملازم حضرت احدیتند، و به دیده حقارت به نعمتهای بهشت مینگرند و آنها را ذرّهای بیش نمیدانند.
لذا دستهای به ارضای شهوت و شكم و فرج مشغول و گروههای دیگر برای مجالست آمادهاند. لذا پیامبر فرموده است: «بیشتر اهل بهشت نادانها میباشند. »[12] و علّیون برای خردمندان و صاحبدلان است و چون فهمها از درك معنای علّیون ناتوان است خداوند آن را به بزرگی یاد كرده كه:
﴿وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّیونَ﴾؛[13] «تو چه میدانی علیین چیست؟» چنان كه فرموده است:
﴿الْقارِعَةُ ما الْقارِعَةُ، وَ ما أَدْراكَ ما الْقارِعَةُ﴾؛[14] «آن حادثه کوبنده، چه حادثهای کوبندهای؟! و تو چه میدانی که آن حادثه کوبنده چیست؟».
[1] . سوره مطففین، آیه 22 تا 29: «مسلما نیکان در انواع نعمتها متنعمّند، بر تختهای بهشتی تکیه کرده به زیباییهای بهشت مینگرند، در چهرههای آنها طراوت و نشاط نعمت را میبینی، آنها از شراب زلال دست نخورده سربستهای سیراب میشوند، مهری که بر آن نهاده شده از مشک است و در این نعمتهای بهشتی باید راغبان بر یکدیگر پیشی گیرند، این شراب (طهور) آمیخته با تسنیم است، همان چشمهای که مقربّان از آن مینوشند.
[2] . سوره مطففین، آیه 18.
[3] . سوره مطففین، آیه 21.
[4] . سوره لقمان، آیه 28.
[5] . سوره انبیاء، آیه 104.
[6] . سوره نبأ، آیه 26.
[7] . سوره زلزال، آیه 7 و 8.
[8] . سوره رعد، آیه 11.
[9] . سوره نساء، آیه 40.
[10] . سوره انبیاء، آیه 47.
[11] . سوره قمر، آیه 55.
[12] . پیش از این ذکر شده است.
[13] . سوره مطففین، آیه 19.
[14] . سوره قارعه، آیه 1 و 2 و 3.