borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
تفاوت درجات اهل بهشت

این‌ها نشانه‏های محبّت است. و كسی كه همه این نشانه‏ها در او كامل است، محبّت او كامل، و عشق او خالص است و شراب او در آخرت صافی و آبشخور او شیرین و گوارا می‌باشد.

امّا كسی كه با محبّت او محبّت غیر او را بیامیزد، در آخرت به اندازه محبّتش متنعّم می‏شود، چه شراب او به مقداری با شراب مقربان آمیخته می‏شود چنان كه خداوند درباره ابرار (نیكان) فرموده است:

﴿إِنَّ الْأَبْرارَ لَفِی نَعِیمٍ، عَلَی الْأَرائِكِ ینْظُرُونَ، تَعْرِفُ فی وُجُوهِهِمْ نَضْرَةَ النَّعِیمِ، یُسْقَوْنَ مِن رَحِیقٍ مَخْتُومٍ، خِتامُهُ مِسْكٌ وَ فی ذلِكَ فَلْیتَنافَسِ الْـمُتَنافِسُونَ، وَ مِزاجُهُ من تَسْنِیمٍ، عَیناً یشْرَبُ بِهَا الْـمُقَرَّبُونَ﴾.[1]

گوارایی شراب ابرار، به سبب اندكی آمیختگی آن با شراب خالصی است كه ویژه‏ مقرّبان است، و شراب عبارت از همه نعمت‌های بهشت است، چنان كه كتاب عبارت از همه اعمال است. خداوند فرموده است:

﴿إِنَّ كِتابَ الْأَبْرارِ لَفِی عِلِّیینَ﴾[2]؛ «چنان نیست که آن‌ها می‌پندارند بلکه نامه اعمال نیکان در علیین است.» سپس فرموده است:

﴿یشْهَدُهُ الْـمُقَرَّبُونَ﴾،[3] «مقربّان شاهد آنند.» نشانه علوّ كتاب آن‌ها، این است كه بالا برده می‏شود، تا جایی كه مقرّبان آن را می‏بینند، و همچنان كه ابرار با تقرّب و مشاهده آن‌ها رشد و فزونی می‏یابند. در آخرت نیز حال آن‌ها به همین گونه خواهد بود چه خداوند فرموده است:

﴿ما خَلْقُكُمْ وَ لا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ﴾[4]؛

«آفرینش و برانگیختن همه شما جز مانند یک فرد نیست.» 

و نیز:

﴿كَما بَدَأْنا أَوَّلَ خَلْقٍ نُعِیدُهُ﴾[5]؛

«همان‌گونه که آفرینش را آغاز کردیم آن را باز می‌گردانیم.» 

و نیز فرموده است:

﴿جَزاءً وِفاقاً﴾،[6] «این مجازاتی است متناسب با اعمال آن‌ها.» یعنی پاداش بر وفق اعمال آن‌هاست، اعمال خالص با شراب ناب، و عمل ناخالص با شراب ناخالص، پاداش داده می‏شود، و ناخالصی هر شرابی به اندازه شایبه‏ای است كه در محبّت و عمل او در گذشته وجود داشته است.

﴿فَمَنْ یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیراً یرَهُ، وَ من یعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یرَهُ﴾؛[7]

«پس هر کس به اندازه سنگینی ذرّه‌ای کار خیر که انجام داده آن را می‌بیند، و هر کس به اندازه ذرّه‌ای کار بد کرده است آن را می‌بیند.» 

و نیز:

﴿إِنَّ الله لا یغَیرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ﴾[8]؛

«خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد مگر آن که آن‌ها خود را تغییر دهند.» 

و نیز:

﴿إِنَّ الله لا یظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ وَ إِنْ تَكُ حَسَنَةً یضاعِفْها﴾[9]؛

 «خداوند (حتّی) به اندازه سنگینی ذرّه‌ای ستم نمی‌کند و اگر کار نیکی باشد آن را مضاعف می‌کند.» و نیز: 

﴿إِنْ كانَ مِثْقالَ حَبَّةٍ من خَرْدَلٍ أَتَینا بِها وَ كَفی‏ بِنا حاسِبِینَ﴾؛[10]

«اگر به اندازه سنگینی خردلی (کار نیک و بدی باشد) ما آن را حاضر می‌کنیم و کافی است که ما حساب کننده باشیم. »

بنابراین كسی كه خدا دوستی او به امید نعمت‌های بهشت و حور و قصور آن باشد بهشت برای او میسر می‏شود تا در هر جای آن بخواهد سكنا كند و با ولدان بسر برد، و از زنان بهره گیرد و كسی كه مقصدش ربّ الأرباب و مالك الملك بوده و تنها محبّت خداوند بر او چیره باشد صدق و اخلاص او وی را در ﴿مَقْعَدِ صِدْقٍ عِنْدَ مَلِیكٍ مُقْتَدِرٍ﴾[11]؛ «در جایگاه صدق نزد خداوند مالک مقتدر» جای می‏دهد.

از این رو ابرار (نیكان) در باغهای بهشت می‏چرند، و در آن با حور و ولدان متنعمّند، و مقرّبان مقیم و ملازم حضرت احدیتند، و به دیده حقارت به نعمت‌های بهشت می‏نگرند و آن‌ها را ذرّه‏ای بیش نمی‏دانند.

لذا دسته‏ای به ارضای شهوت و شكم و فرج مشغول و گروه‌های دیگر برای مجالست آماده‏اند. لذا پیامبر فرموده است: «بیشتر اهل بهشت نادان‌ها می‏باشند. »[12] و علّیون برای خردمندان و صاحبدلان است و چون فهم‌ها از درك معنای علّیون ناتوان است خداوند آن را به بزرگی یاد كرده كه:

﴿وَ ما أَدْراكَ ما عِلِّیونَ﴾؛[13] «تو چه می‌دانی علیین چیست؟» چنان كه فرموده است:

﴿الْقارِعَةُ ما الْقارِعَةُ، وَ ما أَدْراكَ ما الْقارِعَةُ﴾؛[14] «آن حادثه کوبنده، چه حادثه‌ای کوبنده‌ای؟! و تو چه می‌دانی که آن حادثه کوبنده چیست؟».

 


[1] . سوره مطففین، آیه 22 تا 29: «مسلما نیکان در انواع نعمت‌ها متنعمّند، بر تخت‌های بهشتی تکیه کرده به زیبایی‌های بهشت می‌نگرند، در چهره‌های آن‌ها طراوت و نشاط نعمت را می‌بینی، آن‌ها از شراب زلال دست نخورده سربسته‌ای سیراب می‌شوند، مهری که بر آن نهاده شده از مشک است و در این نعمت‌های بهشتی باید راغبان بر یکدیگر پیشی گیرند، این شراب (طهور) آمیخته با تسنیم است، همان چشمه‌ای که مقربّان از آن می‌نوشند.

[2] . سوره مطففین، آیه 18.

[3] . سوره مطففین، آیه 21.

[4] . سوره لقمان، آیه 28.

[5] . سوره انبیاء، آیه 104.

[6] . سوره نبأ، آیه 26.

[7] . سوره زلزال، آیه 7 و 8.

[8] . سوره رعد، آیه 11.

[9] . سوره نساء، آیه 40.

[10] . سوره انبیاء، آیه 47.

[11] . سوره قمر، آیه 55.

[12] . پیش از این ذکر شده است.

[13] . سوره مطففین، آیه 19.

[14] . سوره قارعه، آیه 1 و 2 و 3.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: