وقتی وجود مبارك پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیهٔ و الثناء) به مقام شامخ نبوت بار یافتند [و] به معراج رسیدند، در معراج، غذایی میل كردند، وقتی از معراج نازل شدند، به زمین آمدند، دیگر تماسی نداشتند، مگر اینكه، آن غذا آن میوه آسمانی و غیبی و بهشتی به صورت نطفه دربیاید.
آن میوه غیبی و بهشتی وقتی در صُلب مطهر رسول اكرم6 به صورت نطفة فاطمه درآمد در قرار مكین خدیجه مستقر شد.
پس وجود مبارك این بانو نظیر افراد دیگر (نظیر مردها یا زنهای عادی نیست) كه نطفه آنها محصول آب و غذا و میوة زمین باشد [و] از زمین برخاسته باشد.
همان طوری كه قرآن نظیر كتابهای بشری نیست، كه محصول فكر بشر باشد، نطفه وجود مبارك فاطمه هم محصول آن میوة غیب است (میوه بهشت است) که از زمین برنخاست، منتها این چند سالی كه طول كشید تا این نطفه مستقر بشود، این مقدمه انعقاد نطفه است.
باید وحی نازل بشود، باید پیامبر به آن مقام وحییابی برسد، باید آن انقطاع وحی به عنوان آزمون فرا برسد، باید نوبت معراج فرا برسد، باید پیغمبر به معراج برود، باید در معراج آن میوة بهشتی را میل كند، بعد آن نطفه بشود، تا بشود فاطمه.
وقتی هم كه از معراج آمدند یك سال یا كمتر طول كشید تا وجود مبارك فاطمه در عالم خلقت ظاهر بشود، این طلیعه پیدایش و تجلی آن بانو در عالم طبیعت است.