غزّالی میگوید: «امّا شواهد عقلی، باید دانست مقصود از این باب شناختن فضیلت علم و دانستن نفاست و ارزش والای آن است، لیكن تا حقیقت فضیلت و این كه مراد از آن چیست دانسته نشود، نمیتوان معنای اتّصاف علم یا غیر آن را به این صفت دانست.
«فضیلت، مشتقّ از فضل است كه به معنای زیادتی است، و چون دو چیز در امری مشاركت داشته باشند، اما یكی بر دیگری به داشتن فزونی و مزیتی كه كمال وی در آن است اختصاص داشته باشد، گفته میشود: او از آن افضل یا برتر است، چنان كه میگویند: اسب برتر از الاغ است.
«چون این مطلب دانسته شود روشن خواهد شد كه دانش را چنانچه با صفات دیگر بسنجیم در ذات خود دارای فضیلت است، چنان كه اگر اسب را با حیوانات دیگر مقایسه كنیم نسبت به آنها فضیلت دارد، لیكن شدّت دویدن و تاخت و تاز كه مایه برتری اسب است به طور مطلق فضیلت نیست، در حالی كه علم ذاتا و به طور مطلق، بیآن كه با چیز دیگر مقایسه و سنجیده شود فضیلت است، زیرا علم از صفات كمالیه حق تعالی، و سبب شرافت فرشتگان و پیامبران است تا آن جا كه حتّی یك اسب زیرك و تیزهوش بر اسبی كودن و دیرفهم برتری دارد. و این فضیلتی است مطلق بیآن كه با چیز دیگر مقایسه و سنجیده شود».
باید دانست چیزی كه نفیس و مرغوب است از سه قسم بیرون نیست: یا به سبب ذات خود مطلوب و مورد رغبت است و یا به سببی خارج از ذات آن، و یا به هر دو سبب.
آنچه از جهت ذات، مطلوب است بر آنچه از جهتی خارج از ذات خود، مرغوب میباشد افضل است، و هر چه از جهت ذات و سببی خارج از آن مورد رغبت است بر آنچه تنها از جهت ذات مطلوب است برتری دارد.
بعضی چیزها به سببی خارج از ذات خود، مطلوب مردم است از قبیل زر و سیم است، كه در خود آنها هیچ سودی نیست و اگر خداوند، رفع نیازمندیهای مردم را در آنها قرار نداده بود، با سنگریزه تفاوتی نداشتند.
امّا برخی بر حسب ذات خود مطلوب است مانند؛ سعادت آخرت، ولی برخی، هم به مناسبت ذات خود، و هم به سبب عاملی خارج از آن مطلوب میباشد، از قبیل سلامت بدن است. زیرا فی المثل سلامت پا از نظر این كه موجب مصونیت از درد، و مایه حركت و رفت و آمد، و وسیله برآوردن مقاصد و رفع نیازمندیها میباشد مطلوب است.
بر همین اساس، ملاحظه میشود كه دانش در ذات خود دلپسند و لذّتبخش است از این رو مطلوبیت ذاتی دارد، علاوه بر این وسیله تحصیل سعادت اخروی، و مایه تقرّب به درگاه باری تعالی است، به گونهای كه جز به وسیله آن نمیتوان به قرب او رسید.
بالاترین چیزها از نظر آدمی سعادت ابدی است، و آنچه میتواند وسیلهای برای دستیافتن به آن باشد بهترین چیزهاست، دست یافتن به این سعادت تنها از طریق علم و عمل میسّر است، و ادای عمل نیز منحصرا منوط به علم و آگاهی به كیفیت عمل است.
امّا نتیجه آن در دنیا عزّت و وقار، و نفوذ كلام در پادشاهان، و ملازمت نفوس بر تعظیم و احترام آنهاست،
«آنچه گفته شد در فضیلت مطلق علم بود، لیكن علوم چنان كه ذكر خواهد شد مختلف و گوناگون است، و ناگزیر فضیلت آنها نیز مختلف و متفاوت میباشد.
امّا فضیلت تعلیم و تعلّم یعنی یاد دادن و یاد گرفتن، از آنچه پیش از این بیان كردهایم روشن شده است، زیرا از جهت این كه علم بهترین چیزها به شمار میآید، فرا گرفتن آن جلب بهترین چیزهاست، و آموزش آن اعطای نیكوترین اشیاست.
برای این كه اهداف و مقاصد مردم، همه به دین و دنیا مربوط میشود و انتظام امور دین نیز بسته به منظّم بودن امور دنیاست. زیرا دنیا كشتزار آخرت و گذرگاهی است برای رسیدن به قرب حقّ تعالی، و منزلگاه موقّتی است برای آنهایی كه دنیا را وطن قرار ندادهاند.
«پوشیده نیست علوم دین را كه عبارت از شناخت راه آخرت است با كمال عقل و صفای ذهن میتوان دانست، و عقل شریفترین صفات انسان است، چنان كه پس از این بیان خواهد شد، چه انسان به سبب موهبت عقل، قابلیت قبول امانت الهی را یافته، و به وسیله آن میتواند به جوار قرب الهی برسد.
«امّا در مورد عمومیت سود علوم دین، هیچ كس در آن شكّ نكرده است، زیرا سود و ثمره آن سعادت آخرت است. و درباره شرافت موضوع آن، پوشیده نیست كه معلّم در دل و جان انسان تصرّف میكند، و انسان شریفترین موجودات در روی زمین است، و گرامیترین اعضای انسان دل اوست.
معلّم دستاندركار تكمیل و آراستن و پاكیزه كردن دل انسان است و او را به سوی مقام قرب حق تعالی سوق میدهد.
بنابراین آموزش دادن علم از نظری عبادت پروردگار، و از نظر دیگر جانشینی خداوند متعال است، و بیشكّ عالیترین جانشینی است، چه حكم به ارزش هر چیزی بستگی به هدف و مقصد آن دارد، و خداوند متعال قلب عالم را برای فرا گرفتن دانش كه از اخصّ صفات اوست گشاده گردانیده است، از این رو عالم مانند كسی است كه خزانهدار گرانبهاترین گنجینههاست، و در این حال او مجاز است از این گنجینه به هر كس كه نیازمند باشد انفاق كند.
بنابراین كدام رتبه و مقام برتر از این است كه انسان میان پروردگار و بندگانش واسطهای باشد كه آنها را به خداوند نزدیك كند، و به بهشت جاودانی سوق دهد.»