borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
سبب چهارم

و آن عبارت از دوست داشتن هر صاحب جمالی است‏.

صرفاً به خاطر جمال او، نه به منظور آن‌كه ورای ادراك جمال، بهره‏ای از آن به دست آورد. روشن كردیم كه حبّ جمال در طبایع سرشته شده است، چه جمال دو قسم است: یكی جمال صورت ظاهر است، كه به چشم سر دیده می‏شود و دیگری جمال صورت باطن، كه با چشم دل و نور بصیرت ادراك می‏گردد.

جمال اوّلی را كودكان و بهایم درك می‏كنند، چه رسد به دیگران. و درك جمال دومی، اختصاص به صاحبان دل دارد و كسی كه از زندگانی دنیا چیزی جز ظاهری از آن نمی‏داند، در فهم آن با صاحبان دل مشاركت ندارد.

لذا هر جمالی از دیدگاه كسی كه آن را ادراك می‏كند محبوب است، اگر آن را با دلش دریافته آن جمال، محبوب دل اوست و مثال آن را در محبّت مردم به پیامبران و عالمان و ارباب مكارم و صاحبان اخلاق پسندیده، مشاهده می‏كنیم و این امری است كه پیوسته تصوّر می‏شود، اگر چه صورت و اعضای دیگر زشت باشد.

و مراد از حُسن صورت باطن همین است، هر چند حسّ آن را ادراك نمی‏كند. بلی حسّ آثاری را كه از حُسن صادر می‏شود و بر آن دلالت دارد، درك می‏كند، تا آن جا كه اگر دل بدان دلالت یابد، به آن مایل می‏شود و دوستدار او می‏گردد، چه كسی كه پیامبر یا امام یا یكی از اولیای خدا را دوست می‏دارد، دوستی او برای محاسنی است كه از آن‌ها بر وی مكشوف شده، و هرگز به خاطر زیبایی صورت و یا خوبی اعمال آن‌ها نیست، بلكه بدین سبب است كه حُسن اعمال آن‌ها بر حُسن صفات آن‌ها كه منشأ افعالند، دلالت كرده است، زیرا اعمال آثاری هستند كه از صفات صادر می‏شوند و بیانگر آن‌ها هستند.

كسی كه محاسن تصنیف مصنّفی یا زیبایی‌های شعر شاعری و نقش نقّاشی و بنای بنّایی را می‏بیند، از این اعمال آن‌ها به صفات خوبشان پی می‏برد كه چنانچه بررسی شود، حاصل آن صفات به علم و قدرت آن‌ها برگشت می‏كند و هر چه معلوم، از حیث جمال و جلال و عظمت شریف‌تر و كامل‌تر باشد، علم شریف‌تر و زیباتر خواهد بود.

و نیز هرگاه مقدور، مرتبه‏اش بزرگ‌تر و پایگاهش والاتر باشد، مرتبه قدرت بر آن بزرگ‌تر و ارزش آن بالاتر است.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: