borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
نشانه‌های اهل محبت

داوود7 نزد آن‌ها آمد، آنان را در كنار چشمه‏ای یافت در حالی كه همگی به تفكّر در عظمت حق تعالی و ملكوت او سر فرو برده بودند. هنگامی كه نگاهشان به داوود7 افتاد برخاستند تا پراكنده شوند. داوود7 به آن‌ها گفت: من فرستاده خدا به سوی شما هستم، آمده‏ام تا پیام پروردگارتان را به شما برسانم. پس رو به سوی او كردند و به گفتار او گوش فرا دادند و چشمانشان را به زمین دوختند. داوود گفت: من فرستاده خدا به سوی شما هستم او شما را سلام می‏رساند و می‏فرماید: آیا حاجتی از من نمی‏خواهید؟ آیا مرا ندا نمی‏كنید؟ تا آواز و گفتارتان را بشنوم، زیرا شما دوستان و برگزیدگان منید، به شادی شما شاد می‏شوم، و برای آنچه دوست دارید تسریع می‏كنم، و در هر ساعت به شما نظر می‏افكنم همان نظری كه مادر مهربان از روی شفقت به فرزندش می‏افكند. پس اشك‌هایشان بر روی گونه‏هایشان روان‏ شد.

سپس پیر آنان گفت: خداوندا! تو منزّهی تو منزّهی، ما بندگان و بنده‏زادگان توییم بیامرز ما را، از آنچه در عمر گذشته دل‌های ما را از یاد تو برید.

دیگری گفت: خدایا تو منزّهی تو منزّهی، ما بندگان و بنده‏زادگان توییم به حسن نظر در آنچه میان ما و تو است بر ما منّت گذار.

دیگری گفت: خدایا تو منزّهی تو منزّهی، ما بندگان و بنده‏زادگان توییم آیا بر دعا دلیری كنیم در حالی كه می‏دانی كه ما در امور خود به چیزی نیاز نداریم، ما را در ادامه راه خود پایدار بدار و با این كار منّت خود را بر ما كامل گردان.

دیگری گفت: ما در طلب خشنودی تو مقصّریم به جود خود ما را بر آن یاری فرما.

دیگری گفت: از نطفه‏ای ما را آفریدی و به تفكّر در عظمت خود بر ما منّت نهادی آیا كسی كه به تفكّر در عظمت و جلال تو می‏اندیشد می‏تواند بر سخن گفتن گستاخی كند، خواست ما تقرّب به نور تو است.

دیگری گفت: به سبب عظمت شأنت و نزدیكی تو به دوستانت و منّت‌های بسیاری كه بر اهل محبّت خود داری، زبان ما از دعا كردن كند شده است.

دیگری گفت: دل‌های ما را به ذكر خود هدایت كردی و ما را برای اشتغال به بندگی‏ات فراغت دادی پس كوتاهی ما را در شكر گزاری‏ات بیامرز.

دیگری گفت: خداوندا حاجت ما را می‏دانی كه آن دیدن رخسار تو است.

دیگری گفت: چگونه بنده بر مولای خود گستاخ شود، اكنون كه به جود خود به دعا كردن دستور داده‏ای، نوری به ما عطا كن كه با آن در ظلمات میان آسمان‌ها راه یابیم.

دیگری گفت: تو را می‏خوانیم كه رو به سوی ما كنی و آن را بر ما پایدار بداری.

دیگری گفت: از تو می‏خواهیم نعمتی را كه به ما ارزانی داشته و بدان بر ما تفضّل فرموده‏ای كامل گردانی.

دیگری گفت: ما به خلق تو هیچ نیازی نداریم با دیدار جمال خود بر ما منّت گذار.

دیگری گفت: من از میان اینان از تو می‏خواهم كه چشمانم را از نگریستن به دنیا و مردم آن و دلم را از اشتغال به غیر آخرت كور گردانی.

دیگری گفت: ما می‏دانیم كه تو دوستانت را دوست می‏داری بر ما منّت گذار به این كه دل ما را جز به خود مشغول نفرمایی.

آنگاه خداوند به داوود وحی فرمود: به آن‌ها بگو سخنان شما را شنیدم و آنچه را خواستید اجابت كردم و باید هر یك از شما از رفیقش جدا شود و برای خود حفره‏ای در زمین فراهم كند، زیرا می‏خواهم از میان خود و شما پرده بردارم تا نور و جلال مرا نظاره كنید.

داوود عرض كرد: پروردگارا! اینان به چه چیزی این رتبه را از تو یافتند؟ فرمود: به سبب حسن ظنّ و دست كشیدن از دنیا و اهل آن، و خلوت كردن و راز و نیاز گفتن با من. زیرا آن مرتبه‏ای است كه تنها كسی آن را می‏یابد كه دنیا و اهل آن را ترك گوید، و به یاد آن‌ها مشغول نشود، و دلش را برای من فارغ سازد، و مرا بر همه خلق من برگزیند.

در این هنگام است كه به او توجّه‏ می‏كنم و نفس او را برایش فارغ می‏سازم و حجاب میان خود و او را بر می‏دارم، تا مانند بیننده‏ای كه با چشم خود چیزی را نظاره می‏كند مرا ببیند، و در هر ساعت كرامت خود را به او می‏نمایانم و به نور وجه خود او را نزدیك می‏گردانم.

اگر بیمار شود مانند مادر مهربان نسبت به فرزندش او را پرستاری می‏كنم و اگر تشنه شود او را سیراب می‏كنم و طعم یاد خود را به او می‏چشانم.

ای داوود! چون این را درباره او به جا آوردم، نفس او از دنیا و اهل آن بیزار می‏شود، و برای آن دنیا را محبوب او نمی‏كنم، تا او را از اشتغال به یاد من باز ندارد. او می‏خواهد كه در ورودش به من شتاب شود، لیكن من خوش ندارم كه او را بمیرانم چه او از میان خلق مورد نظر من است، وی جز من كسی را نمی‏بیند و من جز او را نمی‏بینم.

ای داوود! اگر او را ببینی نفسش گداخته و تنش نزار و اعضایش شكسته است، هنگامی كه می‏شنود من به وجود او بر فرشتگان و اهل آسمان‌ها مباهات می‏كنم دلش از جا كنده می‏شود و ترس و عبادتش افزون می‏گردد.

ای داوود! به عزت و جلالم سوگند او را در فردوس برین جای می‏دهم و سینه‏اش را به دیدار خود شفا می‏بخشم تا آن اندازه كه راضی شود، رضایتی در بالاترین حدّ.

و نیز در اخبار داوود آمده است: به بندگانم، كه به محبّت من رو آورده‏اند بگو: چه زیانی برای شما داشت كه از خلق محجوب شدید چه من حجاب میان خود و شما را برداشتم تا به چشم دل به من بنگرید، و چه زیانی برای شما به بار آورد كه دنیا را از شما دریغ داشتم، چه دین خود را برای شما گستردم، و چه زیانی خشم خلق به شما رسانید چون شما رضای مرا خواستید.

و نیز در اخبار داوود است؛ كه خداوند به او وحی فرمود: ای داوود! تو گمان می‏كنی مرا دوست می‏داری، اگر مرا دوست می‏داری محبّت دنیا را از دلت بیرون كن، چه دوستی من و دوستی دنیا در یك دل جمع نمی‏شود.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: