در ذیل چهل حدیث درباره عبادت، ویژگیهای شیعیان، دعا کردن، جایگاه قرآن و اهلبیت، صبر، زکات، همسایه، پدر و مادر، امر به معروف، ایمان، عدل، نامحرم، اخلاق نیکو، احترام به همسر و... از حضرت صدیقه طاهره3 نقل شده است:
1. مَن أصعَدَ إلی الله خَالِصَ عِبادَتِهِ أهبَطَ اللهُ عزَّوجلّ إلیهِ أفضَلَ مَصلَحَتِه؛
کسی که عبادتهای خالصانه خود را به سوی خدا فرستد، پروردگار بزرگ برترین مصلحت را به سویش فرو خواهد فرستاد.[1]
2. إنَّ السَّعِید، کُلّ السَّعِید، حَقّ السَّعید مَن أحَبَّ عَلِیاً فِی حَیاتِه و بَعد مَوتِه؛
همانا سعادتمند، به معنای کامل و حقیقی، کسی است که امام علی را در دوران زندگی و پس از مرگش دوست داشته باشد.[2]
3. نَحنُ وَسِیلَتُهُ فِی خَلقِه و نَحنُ خاصَّتُهُ و مَحلُّ قُدسِهِ و نَحنُ حُجَّتُهُ فِی غَیبِهِ و نَحنُ وَرثَةُ أنبِیائِه؛
ما اهلبیت رسول خدا6 وسیله ارتباط خدا با مخلوقاتیم، ما برگزیدگان خداییم و جایگاه پاکی ها، ما دلیلهای روشن خدا و وارث پیامبران الهی هستیم.[3]
4. قارئ الحَدِید، و أذا وَقَعَت، و الرَّحمن، یُدعَی فِی السَّمواتِ و الأرضِ، سَاکِن الفِردَوسِ؛
تلاوت کننده سوره حدید و واقعه و الرّحمن در آسمانها و زمین اهل بهشت خوانده میشوند.[4]
5. خِیارُکم اَلْیَنُکُم مَناکِبَهً وَ اَکرَمُهُم لِنِسائِهم؛
بهترین شما کسی است که در برخورد با مردم نرمتر و مهربانتر باشد و ارزشمندترین مردم کسانی هستند که با همسرانشان مهربان و بخشندهاند.[5]
6. اَشَدُّ النّاسِ اِجتهاداً مَن تَرکَ الذُّنوب؛
کوشاترین مردم تارک گناهان است.[6]
7. فَجَعَل الله... إطاعَتَنا نِظاماً لِلمِلَّة و إمامَتَنا أمانَاً لِلفُرقَةِ؛
خدا اطاعت و پیروی از ما اهلبیت را سبب برقراری نظم اجتماعی در امت اسلامی و امامت و رهبری ما را عامل وحدت و درامان ماندن از تفرقهها قرار داده است.[7]
8. جَعَلَ الله ... بِرِّ الوالِدَینِ وِقَایةً مِنَ السَّخَطِ، و صِلَةَ الأرحَامِ مِنسَاةً فِی العَمرِ و مِنماةً للعَدَدِ؛
خدای تعالی نیکی به پدر و مادر را واجب فرمود تا از خشم او در امان بمانند، و دستگیری از خویشان را موجب افزایش عمر و سبب فزونی جمعیت و قدرت قرار داد.[8]
9. جَعَل الله... العَدلَ تَنسِیقَاً لِلقُلُوب؛
خدای تعالی عدالت را مایه وحدت و هماهنگی دلها قرار داد.[9]
10.جَعَل الله ... الأمر بِالمَعرُوف مَصلَحَةً لِلعامَّة؛
خداوند امر به معروف را جهت اصلاح جامعه واجب فرمود.[10]
11. جَعَل الله ... الزَّکاَة تَزکِیةً لِلنَّفس و نَماءً فِی الرِّزق، و الصِّیام تَثبِیتاً لِلإخلاص؛
خدای تعالی زکات را مایه پاکی جان و فزونی روزی، و روزه را برای پابرجایی اخلاص قرار داد.[11]
12. فَجَعلَ اللهُ الایمانَ تَطهیراً لَکم مِنَ الشِّرکِ، وَ الصَّلاةَ تَنزیهاً لَکم عَن الکِبرِ؛
خدای تعالی ایمان را برای پاکیزگی از شرک قرار داد، و نماز را برای دوری از تکبر و خودخواهی.[12]
13. جَعل الله ... الجِهادَ عِزّا ًللإسلام، و الصَّبرَ مَعُونَة عَلَی استِیجابِ الأجر؛
خداوند جهاد را موجب عزت و هیبت اسلام، و صبر را وسیله استحقاق و شایستگی پاداش حق تعالی قرار داد.[13]
14. فَجَعَل اللّـهُُ الإیمانَ تَطهِیراًُ مِنَ الشِّرک... وَ العَدلَ تَسکینا لِلقُلوبِ؛
خداوند ایمان را برای پاکی از شرک... و عدل و داد را برای آرامش دلها واجب نمود.[14]
- 3 فَحَجَبتْهُ، فقال رسول الله لها: لِمَ حَجَبته و هُولا یراکَ؟ فقالت3:إن لَم یکُن یرانِی فإنِّی أراهُ و هُو یشُمُّ الرِّیح . فَقال رسول الله 6 أشهَد أنَّکِ بضعَةٌ مِنِّی
مردی نابینا از حضرت فاطمه3 اذن خواست که داخل خانه شود. فاطمه3 خود را از او پوشاند. پیامبر خدا به فاطمه فرمود: به چه سبب خود را مستور کردی و حال این که این مرد نابینا تو را نمیبیند. حضرت زهرا3 پاسخ داد، اگر او مرا نمیبیند، من او را مینگرم، و اگرچه او نمیبیند اما بوی زن را استشمام میکند. رسول خدا پس از شنیدن سخنان دخترش فرمود: شهادت میدهم که تو پاره تن منی.[15]
16. نِعمَ تُحفَةُ الـمُؤمِنُ التَّمرُ؛
برای مؤمن، خرما هدیه خوبی است.[16]
17. بشرٌ فی وَجهِ الـمُؤمِن یوجِبُ لِصاحِبِه الجَنّة
پاداش خوشرویی در برابر مؤمن بهشت است.[17]
- 3: قال رسول الله6: «مَثَلُ الإمامِ مَثَل الکَعبَةِ إذ تُؤتیٰ و لا تَأتي»؛
از حضرت فاطمه زهرا روایت شده که رسول خدا6 فرمودند: مثل امام همچون مثل کعبه است که باید به سویش روند، نه آن که (منتظر باشند تا) او به سوی آنها بیاید.[18]
19. أزهَدُ النُاسِ مَن تَرَکَ الحَرام؛
زاهدترین مردم کسی است که حرام را وانهد.[19]
20. ما یصنَعُ الصّائِمُ بِصیامِه اِذا لَم یصُن لِسانَه وَ سَمعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَه؛
روزه داری که زبان و گوش و چشم و جوارح خود را حفظ نکرده، روزه اش به چه کارش خواهد آمد.[20]
21. جَعَل الله ... إجتِنابَ القَذفِ حِجاباَ عَنِ اللَّعنَة، و تَرکُ السِّرقَةِ إیجَاباً لِلعِفًّة ؛
خدای تعالی پرهیز از افترا و دشنام را برای دور شدن از لعنت واجب فرمود و دزدی را منع کرد تا راه عفت پویند.[21]
22. أَبوَا هَذِه الأُمَّه مُحمَّدٌ و عَلِی یُقِیمان أوَدَهُم و یُنقِذانِهِم مِن العَذابِ الدّائِم أن أطاعُوهُمَا و یبِیحانِهِم النَّعِیمَ الدّائِم إن وافَقُوهُما؛
محمد و علی8 دو پدر امت اسلام میباشند، كجیها را راست و انحرافات را اصلاح مینمایند، اگر مردم ایشان را اطاعت كنند، این دو آنها را از عذاب جاویدان نجات میدهند. و اگر مردم با ایشان موافق و همراه باشند، این دو، نعمتهای پایدار خداوندی را ارزانیشان دارند.[22]
23. فَما جَعَلَ الله لأحَدٍ بَعدَ غَدِیرِ خُمٍّ مِن حُجَّةٍ و لاعُذرٍ؛
پس از غدیر خم، خداوند برای هیچ كس عذر و بهانهای باقی نگذاشته است.[23]
24. و هُو الإمام الرَّبانِی و الهَیكَلُ النُّورانِی، قُطبُ الاقطابِ و سُلالَةُ الأطیابِ النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقطَةُ دائِرةِ الإمامَةِ و ابُو بُنیهِ الحَسن و الحُسین الَّذِین هُما رِیحانَتَی رسول الله سَیدی شَبابِ أهلِ الجنَّة؛
علی امامی ربانی و الهی، و هیكلی نورانی و مركز توجه همه عارفان و خداپرستان و فرزندی از خاندان پاكان، گوینده بحق و روا، جایگاه اصلی و محور امامت، و پدر حسن و حسین دو دسته گل پیامبر6 و دو بزرگ و سرور جوانان اهل بهشت است.[24]
25. إنِّی قَد استَقبَحتُ ما یصنَع بِالنِّساء، أنَّه یطرَحُ عَلی الـمَرأةِ الثَّوبُ فَیصِفُها لِمَن رأی، فلا تَحمِلینِی عَلی سَرِیرٍ ظاهرٍ، أُستُرِینِی سَتَرَك الله مِنَ النّار؛
من بسیار زشت میدانم كه (جنازه) زنان را پس از مرگ بر روی تابوت سرباز گذاشته و بر روی آن پارچهای میافكنند، كه حجم بدن را برای بینندگان نمایش میدهد. مرا بر روی تابوت آن چنانی نگذار و بدن مرا بپوشان كه خدا تو را از آتش جهنم باز دارد.[25]
26. و أنّی تُؤفَكُونَ؟ و كِتابَ الله بَینَ أظهُرِكُم، أمورُهُ ظاهِرةٌ و أحكامُهُ زاهِرَةٌ و أعلامُهُ باهِرَةٌ و زَواجِرُهُ و أوامِرهُ واضِحَه و قَد خَلَّفتُمُوهُ وَراءَ ظُهُورِكُم، أرَغبَةً عَنهُ تُریدُون أم بِغَیرِه تَحكُمُون؟؛
چرا بیراهه میروید؟ در حالی كتاب خدا در میان شماست، مطالبش روشن است، و احكام آن درخشان، و نشانههای هدایت آن آشكار، و نهی و هشدارهای آن روشن، و اوامرش واضح است، اما شما به قرآن پشت كردید، و از آن روی گردان شدید، آیا به قرآن میل و رغبت دارید؟ یا داوری جز قرآن میگیرید؟[26]
27. رُوحِی، لِرُوحِكَ الفَداء و نَفسِی لِنَفسِكَ الوَقاء یا اباالحسن! إن كُنتَ فِی خَیرٍ كُنتُ مَعكَ و إن كُنتَ فِی شَرٍّ كَنتُ مَعكَ ؛
علی جان، جانم فدای جان تو، و جان و روح من سپر بلاهای جان تو، یا اباالحسن! همواره با تو خواهم بود، اگر تو در خیر و نیكی بسر میبری با تو خواهم زیست و یا اگر در سختی و بلاها گرفتار شدی، باز هم با تو خواهم بود.[27]
28. الهِی و سَیدی أسئَلُكَ بِالَّذِین اصطَفَیتَهُم و بِبُكاءِ وَلَدَی فیّ مُفارِقَتِی، أن تَغفِرَ لِعُصَاةِ شِیعَتِی و شِیعَةِ ذُرِّیتِی؛
پروردگارا! بزرگا! به حق پیامبرانی كه آنها را برگزیدی و به گریههای حسن و حسین در فراق من، از تو میخواهم از گناهكاران شیعیان من و شیعیان فرزندان من درگذری.[28]
29. الجَار ثُمَّ الدّار؛
اول همسایه، سپس خانه خود.[29]
30. إنِّی لاأُحِبُّ الدُّنیا؛
من دنیای دنیاپرستان را دوست ندارم.[30]
31. خَیرٌ لِلنِّساءِ أن لایرَینَ الرِّجال و لایراهُنَّ الرِّجالُ؛
آن چه برای زنان نیكو است، اینكه بدون ضرورت مردان نامحرم را نبینند و نامحرمان نیز او را ننگرند.[31]
- 6؛
آنگاه كه در روز قیامت برانگیخته شوم، از گنهكاران امت پیامبر اسلام6 شفاعت خواهم كرد.[32]
33. إن كُنتُ تَعَمُل بِما أمرناكَ و تَنتَهِی عَمَّا زَجَرناكَ عَنهُ فَأنتَ مِن شِیعتِنا و إلّا فَلا؛
اگر به آن چه به شما امر میكنیم، عمل میكنی و از آن چه شما را برحذر میداریم، دوری میكنی از شیعیان مایی والا هرگز![33]
34. حُبِّبَ إلیّ مِن دُنیاكُم ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللهِ و النَّظَرُ فِی وَجهِ رسول الله و الإنفاقُ فِی سَبِیل الله؛
از دنیای شما سه چیز محبوب من است: 1. تلاوت قرآن، 2. نگاه به چهره رسول خدا 6 ، 3. انفاق در راه خدا.[34]
35. یا رَسُول الله، إنَّ بَناتَ النَّاسِ یتَزَوَّجنَ بِالدَّراهِم فَما الفَرقُ بَینِی و بَینَهُنَّ؟ أسألُكَ أن تَرُدَّها و تَدعُوا اللهَ أن یجعَلَ مَهرِی الشَّفاعَةَ فِی عُصاةِ أُمَّتِكَ ؛
ای پیامبر خدا! همانا دختران مردم در ازدواج خود درهمها را مهریه خود قرار میدهند. پس فرق من با آنها چیست ؟! از تو میخواهم، درهم و دینار را مهریه من قرار ندهی، بلكه از خدا بخواهی تا مهریه من، شفاعت كردن از گنهكاران امت تو باشد.[35]
36. إنَّ أبِی نَظَر إلی عَلیٍّ و قَال: هَذا و شِیعتُهُ فِی الجَنَّه؛
روزی پدرم رسول خدا6 به علی نگاه كرد و (با اشاره با او) فرمود: این مرد و پیروان او در بهشتند.[36]
37. شِیعَتُنا مِن خِیار أهلِ الجنَّه، و كُلُّ مُحِبِّینا و مَوالِی أولِیائِنا و مُعادِی أعدائِنا؛
شیعیان ما از بهترین افراد اهل بهشتند و همه دوستان ما و دوستان دوستان ما و دشمنانِ دشمنان ما همه در بهشت خواهند بود.[37]
38. والمُسلِمُ بِقَلبِه و لِسانِه لَنا لَیسُوا مِن شِیعَتِنا إذا خَالَفُوا أوامِرنَا و نَواهِینَا فِی سَائِر الـمُوبِقاتِ؛
كسی كه با قلب و زبان تسلیم ما اهلبیت شده، اما از اوامر ما سرپیچی كند و نواهی و موارد پرهیز را محترم نشمرد از شیعیان واقعی ما نخواهد بود.[38]
39. اللّهُمَّ إلیكَ نَشكُو فَقدَ نَبِیكَ و رَسُولِكَ و صَفِیكَ و إرتِدادِ أُمَّتِه؛
پروردگارا! به سوی تو شكایت میكنم، اندوه از دست دادن پیامبر و فرستاده و برگزیده ات را و به تو شكایت میكنم از ارتداد امت پیامبر6 [39]
40. إنَّ فِی الجُمعُة لَساعَةً لایوافِقُها رَجُلٌ مُسلِمٌ یسألُ الله عزوجل فِیها خیراً إلا أعطاهُ إیاه، فَقُلتُ یا رسول الله أی سَاعَةٍ هِی؟ قال إذا تَوَلّی نِصفُ عَینِ الشَّمس لِلغُروبِ؛
حضرت درباره دعای روز جمعه از رسول الله6 نقل میکنند که حضرت فرمود: در روز جمعه ساعتی است كه هر خواسته خیر و نیكوئی در آن ساعت به اجابت میرسد. پرسیدم یا رسول الله! كدام ساعت است. فرمود: آنگاه كه نصف قرص خورشید در افق پنهان شود.[40]
[1] . بحار الانوار، ج 70، ص 249.
[2] . مجمع الزوائد علامه هیثمی، ج 9، ص 132.
[3] . شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید، ج 16، ص 211.
[4] . کنزالعمال، ج 1، ص582.
[5] . کنزالعمال، ج 7، ص225.
[6] . تحف العقول، ص519.
[7] . نهج الحیاهٔ، ص 36.
[8] . نهج الحیاهٔ، ص 102.
[9] . نهج الحیاهٔ، ص 102.
[10] . نهج الحیاهٔ، ص 102.
[11] . نهج الحیاهٔ، ص 102.
[12] . نهج الحیاهٔ، ص 102.
[13] . نهج الحیاهٔ، ص 102.
[14] . نهج الحیاهٔ، ص 102.
[15] . بحار الانوار، ج 43، ص 91.
[16] . کنز العمال، ج 12، ص 339.
[17] . بحار الانوار، ج 75، ص401.
[18] . بحار الانوار، ج 36، ص 353.
[19] . تحف العقول، ص519.
[20] . بحار الانوار، ج 93 ص 295.
[21] . نهج الحیاهٔ، ص 102.
[22] . نهج الحیاهٔ، ص37.
[23] . نهج الحیاهٔ، ص42.
[24] . نهج الحیاهٔ، ص44.
[25] . نهج الحیاهٔ، ص 89.
[26] . نهج الحیاهٔ، ص 106.
[27] . نهج الحیاهٔ، ص147.
[28] . نهج الحیاهٔ، ص148.
[29] . نهج الحیاهٔ، ص149.
[30] . نهج الحیاهٔ، ص153.
[31] . نهج الحیاهٔ، ص160.
[32] . نهج الحیاهٔ، ص205.
[33] . نهج الحیاهٔ، ص206
[34] . نهج الحیاهٔ، ص271.
[35] . نهج الحیاهٔ، ص328.
[36] . نهج الحیاهٔ، ص326.
[37] . نهج الحیاهٔ، ص206 .
[38] . نهج الحیاهٔ، ص207.
[39] . نهج الحیاهٔ، ص 202.
[40] . نهج الحیا، ص152.