برترین معلوم، خداوند متعال است. به همین سبب شناخت خداوند بهترین و شریفترین دانشهاست و آنچه بدین دانشها نزدیك باشد، به اندازه وابستگی آن از این شرافت برخوردار است. لذا جمال صفات صدّیقان كه دلها به طبع خود آنها را دوست میدارند، به سه چیز بازگشت دارد:
1. شناخت آنها نسبت به خداوند و فرشتگان و كتب و پیامبرانش و شرایع آنها.
2. قدرت آنها بر اصلاح نفس خویش و اصلاح بندگان خدا از طریق ارشاد و سیاست.
3. منزّه بودن آنها از پستیها و پلیدیها و شهوتهایی كه بر دلها چیره است، و انسان را از طریق خیر باز میدارد و به راههای بد میكشاند.
امثال اینها هستند كه پیامبران و عالمان را دوست میدارند، پس این صفات را باید با صفات خداوند بسنجیم.
امّا علم بشر از اوّلین تا آخرین آنها، كجا میتواند با علم خداوند كه بر همه چیز احاطه دارد مقایسه شود، احاطهای كه نهایت ندارد تا آن جا كه به اندازه ذرّهای در آسمانها و زمین چیزی از او پنهان نیست و به همه خلق خطاب فرموده كه: ﴿وَ ما أُوتِیتُمْ من الْعِلْمِ إِلَّا قَلِیلًا﴾[1]
و اگر همه اهل آسمانها و زمین جمع شوند، تا به علم و حكمت او در چگونگی آفرینش مورچه یا پشّهای احاطه یابند، بر كمترین چیزی از آن آگاهی نخواهند یافت و به چیزی از علم او احاطه پیدا نمیكنند، مگر آنچه را او بخواهد و آنها مقدار اندكی از علم را كه همه مردم میدانند، به سبب تعلیم او آن را فرا گرفتهاند، چنان كه فرموده است:
﴿خَلَقَ الْإِنْسانَ، عَلَّمَهُ الْبَیانَ﴾.[2]
بنابراین، اگر جمال علم و شرف آن امری محبوب و در ذات خود برای دارنده آن زینت و كمال است، پس به همین سبب كسی جز خدا سزاوار دوست داشتن نیست. چه دانش دانشمندان در مقایسه با دانش او جهل و نادانی است، بلكه اگر كسی داناترین و نادانترین مردم زمان خود را بشناسد، محال است به سبب علم، نادانترین را دوست بدارد و داناترین را فرو گذارد، هر چند نادان از نوعی علم، به چگونگی امور معیشتی خالی نباشد.
امّا صفت قدرت، كمال، و عجز، نقص است، و هر كمال و بها و عظمت و قهر و مجد و استیلا محبوب، و ادراك آن لذّت بخش است. تا آن جا كه اگر انسان در سرگذشتها شجاعت علی و دیگر دلیران را بشنود و بر قدرت و چیرگی آنان بر اقران و همرزمانشان آگاهی یابد، به مجرّد شنیدن، در دل خود بی اختیار احساس شادی و خوشحالی میكند، چه رسد به این كه صحنه نبردهای آنها را مشاهده كرده باشد.
این امر به طور ضروری نسبت به دارنده این صفت، محبّت ایجاد میكند، زیرا شجاعت و قدرت، نوعی كمال است.
[1] . سوره اسراء، آیه 85: «و جز اندکی از دانش به شما داده نشده است.»
[2] . سوره رحمان، آیه 3 و 4: «انسان را آفرید و به او بیان را آموخت.»