بدون شک اساسیترین فلسفه خلقت، تزکیه نفس و رسیدن به مراتب کمالات انسانی است. برای آنکه استعدادهای ذاتی و فطری انسان در جهت رشد و کمال توسط هوا و هوس از درون، و ابلیس و ایادی آن، از بیرون، تاریک و غبارآلود نشود، ضرورت وجود اهرمهای تربیتی احساس میشود، که دردین مبین اسلام، عواملی چون سیره پیشوایان دینی در کنار صدها عوامل متعدد تربیتی دیگر به عنوان الگوهایی بیبدیل قرار داده و تعریف شده است، که برای شناساندن جایگاه، اهمیت و نقش سیره در امر خطیر تربیت، به تبیین رفتار و سیره تربیتی حضرت فاطمه زهرا پرداخته شده است.
در ابتداء تحت عنوان مباحث مقدماتی به بررسی حجیت و اعتبار سیره، و نیزدلالت و کارکردهای آن در عرصههای 1 . فقهی، 2ـ تربیتی پرداخته شده است. آنگاه بررسی تفصیلی سیره تربیتی فاطمه زهرا در خانه، تحت دو عنوان1 . تربیت فرزند در سیره تربیتی فاطمه 2 . رفتار با همسر در سیره تربیتی ایشان مورد بررسی قرار گرفته است.
قرآن کریم میفرماید:
﴿لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ * ثُمَّ رَدَدْنَاهُ أَسْفَلَ سَافِلِينَ * إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَلَهُمْ أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ﴾[1]
هر آینه انسان را در نیکوترین صورت و هیأت آفریدیم. آنگاه او را در پایینترین مراتب نازل کردیم. مگر آنان که ایمان آوردند و کارهای شایسته کردند. پس ایشان را مزدی بیپایان است.
امام خمینی «ره» درباره سیر تربیت انسان میفرماید: «انسان مراتب سیرش ازطبیعت است تا مافوق طبیعت، تا برسد به آن جایی که مقام الوهیت است. سیر از طبیعت تا رسیدن به مقامی که غیر ازخدا هیچ نبیند.
این موجود قابل این است که از این طبیعت سیر بکند و تمام معنویتها را در خودش با تربیت صحیح ایجاد بکند. و برسد به جایی که حتی فوق مقام ملائکهٔ الله باشد... .
انسان موجودی است که خدای تبارک تعالی او را خلق کرده است. برای اینکه همه جهاتی که در عالم هست، در انسان است. منتها به طور قوه و استعداد است و این استعدادها باید فعلیت پیدا بکند، تحقق پیدا بکند».[2]
بله بهترین راه تربیت، مبتنی بر شناخت حقیقت و ذات انسان میباشد. تا در پرتو آن بتوان، اصول و قواعد، تربیتی را پی ریزی کرد، و راه شناخت ضمیر و ذات انسان نیز، منحصر به شناخت و فهم مبانی ادیان الهی است، چون این مبانی از طرف کسی جعل و تأسیس شده که خالق انسان است، پس اوست که با تمامی خواستهها و نیازهای روحی، روانی و طبیعی مخلوقش آشنائی کامل دارد.
آنگاه در قالب دین فرمولهای تربیتی سازگار با فطرت او را جعل نماید و بعد توسط افراد معصوم و پاکیزه از هرگونه رجس و گناه (معصومین:) به بندگانش ابلاغ نماید. شاید بدین جهت است که خداوند در یکی ازآیات قرآن، دین اسلام را فطری خوانده، و به پیامبرش میفرماید:
﴿فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَ اللَّـهِ الَّتي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّـهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّم... ﴾[3]
پس روی خود را حق گرایانه به سوی این دین بنما، با همان سرشتی که خدا مردم را باآن سرشته است، آفرینش خدا تغییر پذیر نیست. این است دین راست و استوار.
از آنچه بیان شد باید به این دو نکته اذعان کرد:
اولا: اصول تربیتی که از سوی أئمه دین بیان شده است به حکم صریح آیات قرآنی در طول کلام خداوند سبحان میباشد. ﴿وَ مَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلاَّ وَحْيٌ يُوحَى﴾[4] و نیز آنچه که توسط متخصصین اسلامی، علوم تربیتی بیان میشود اگر صبغه دینی داشته باشد نیز نوعی تفسیر و برداشت از ادله میباشد، که قابل تأیید و اجراء است.
ثانیا: معیارهای تربیتی که از سوی به اصطلاح متخصصین غیر دینی، و یا دینی، که کلام شان صبغه دینی نداشته باشد، بلکه صرفا متکی به قول افراد بی دین باشد، از ضمانت اجرائی قابل قبول برخوردار نبوده، و چه بسا که عواقب ناگوار تربیتی را نیز در پی خواهد داشت، چون تئوریهایی که حکایت از آراء شخصی آنان دارد ممکن است فقط جنبه حیوانی و مادی انسان را در نظر داشته و زیانهای جبران ناپذیر تربیتی به وجود میآورد.
پس در نتیجه برای اینکه اصول تربیتی با مبانی متقن و محکم از یک طرف و نیز قابلیت ضمانت اجرائی بالا از طرف دیگر داشته باشیم به ناچار باید آن را از منابع اسلام ناب دریافت کرد.
و یکی ازاین منابع عظیم علمی سیره اهلبیت است که مراجعه بدان متقنترین اصول تربیتی ممکن و در عین حال فنی و سالم را برای ما به ارمغان میآورد و در نتیجه موجب رستگاری دینی و دنیایی ما میشود.
[1] . تین/4 ـ 6.
[2] . امام خمینی، روح الله، صحیفه نور، مجموعه رهنموهای امام خمینی، چاب اول، وزرارت فرهنگ وارشاد اسلامی1361. ج7، ص282.
[3] . سوره روم، آیه 30.
[4] . سوره نجم، آیه 3ـ 4.