borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
دیدگاه مرحوم فیض کاشانی

ایشان می‌فرماید: از جمله شواهد عقلی بر شرافت و ارزش علم این است كه لذّت و خوشی تنها از طریق ادراك حاصل می‌شود، و شكّ نیست كه لذّات عقلی از لذّت‌های خیالی قوی‏تر، و لذّت‌های خیالی از حسّی شدیدتر و كامل‌تر است، بلكه لذّات حسی به هیچ روی قابل مقایسه با لذّات عقلی نیست، زیرا عقل هر چیز را آن چنان كه هست درك می‏كند، بدون آن كه ظاهر آن را مورد توجّه قرار دهد؛

عقل، به مغز و حقیقت هر چیز دست می‏یابد، امّا حسّ، هر شی‏ء را در حالی كه با غیر خود آمیخته و مشوب به چیز دیگری است می‏فهمد، فی المثل انسان رنگ را زمانی حسّ می‏كند كه ضمن آن درازا و پهنا و قرارگرفتن و مکان و دیگر اموری را كه از حقیقت رنگ بیگانه است احساس كند؛ همچنین ادراك عقلی با چیزی كه درك شده مطابقت می‏كند، و با آن تفاوتی ندارد.

لیكن حسّ هر چیز را اگر نزدیك باشد بزرگ، و اگر دور باشد كوچك می‏بیند، و هر چه دورتر شود، آن را كوچك‌تر مشاهده می‏كند، تا آن جا كه به سبب دوری آن را همچون نقطه‏ای می‏بیند، و سپس به كلّی از جلو دیدگانش محو می‌شود، و نیز هر چه شی‏ء به انسان نزدیكتر باشد بزرگ‌تر به نظر می‏آید، تا آن جا كه به سبب نزدیكی، آن شی‏ء مانند نیمی از دنیا به نظر می‏رسد، و سپس از نظر ناپدید می‌شود.

همچنین عقلی كه قوانین خرد و منطق را رعایت می‏كند و از گناه و پلیدی پاك است، و وهم و وسواس مزاحم او نیست از غلط و اشتباه مصون است، لیكن حسّ، بسیاری از اوقات در درك اشیا اشتباه می‏كند، چنان كه خورشید را به اندازه یك توپ می‏بیند، و مقدار جرم آن را مثلا یكصد و شصت برابر جرم زمین می‌داند.[1]

و نیز مدركات عقلی، امور كلّی ازلی و ذوات نورانیی هستند كه تغییر ناپذیرند، و از جمله آنها خود حق تعالی است، كه مبدأ همه كمالات و زیبایی‌ها و جمال در عالم وجود است. شماره معقولات تقریبا پایان‏ناپذیر است چه موجودات و انواع آنها پایانی ندارد.

همچنین مناسبات و روابط میان موجودات پایان‏پذیر نیست. این مدركات هر چه زیاد شود نیروی خرد انسان را قوّت می‌دهد، و بر نورانیت آن می‏افزاید، امّا مدركات حسّی، اجسام و اعراضی هستند كه از میان رفتنی و زایل شدنی نیستند و منحصر به انواع كمی از موجوداتند.

این مدركات چون از لذّتی قوی برخوردار شوند حسّ را تباه می‏كنند. فی المثل چشم كه از روشنایی لذّت و از تاریكی رنج می‏برد، از روشنایی زیاد دچار تباهی و فساد می‌شود، همچنین آواز شدید گوش را تباه و پس از آن مانع فهمیدن آواز آهسته می‏گردد.

و نیز چنان كه گفته‏اند؛ گواراترین لذّات جسمی زناشویی و خوردن خوراك‌های لذیذ و آنچه از این قبیل است، می‏باشد؛ با این حال كسی كه اندكی لذّت غلبه بر حریف را هر چند در اموری پست مانند شطرنج و نرد چشیده است. به خاطر آن از لذت جنسی و جسمی صرف نظر می‌کند.

مردان بلند همّت در برابر حفظ آبروی خویش، گرسنگی و تشنگی را كوچك می‏شمارند، و به هنگام مبارزه با اقران و پیكارگران، بیم از مرگ و نابودی را تحقیر می‏كنند، و بسا به هنگام خطر، سوار بر مركب شده یك تنه بر شمار انبوهی از دشمنان یورش می‏برند، زیرا خواستار لذّت ستایشند، هر چند این ستایش پس از مرگ آنها به عمل آید، گویی این لذّت در حالی كه مرده‏اند نیز به آنها خواهد رسید.

باری روشن شد، كه لذّات باطنی بر لذّت‌های حسّی برتری دارند، و این امر منحصر به انسان‌های عاقل نیست، بلكه در چهارپایان نیز وضع به همین قرار است. چنان كه سگ‌های شكاری در حالی كه گرسنه‏اند صید را شكار كرده به صاحب خود می‏رسانند، و بسا تا مسافت زیادی آن را حمل می‏كنند؛ همچنین حیوانات شیرده بچّه‏هایشان را بر خودشان ترجیح می‌دهند، و بسا برای حمایت از آنها خطراتی را تحمّل می‏كنند. به هر حال اگر لذّات باطنی هر چند غیر عقلی، از لذّات ظاهری مهمّ‌تر و مؤثرتر باشند روشن است كه لذّت‌های عقلی تا چه اندازه برتر و ارزشمندترند.

خوشا به حال عقول والایی كه حق تعالی آنها را به اندازه امكان و قابلیتی كه دارند جلوه گاه انوار خاصّه خویش قرار داده، و كلّ وجود آن چنان كه هست، مجرّد از هر شایبه‏ای در آنها ظهور یافته، و پس از تجلیات سبحانی ابتدا جواهر عقلیه جبروتیه، و سپس جواهر روحانیه ملكوتیه و اجرام سماویه و آنچه پس از این‌هاست در آنها تجسّم پیدا كرده است، به گونه‏ای كه از ذات آنها متمایز نیست. یكی از دانشمندان می‌گوید: «اگر پادشاهان بدانند كه ما از علم چه لذّتی می‏بریم با شمشیر به جنگ ما خواهند آمد»، حقّ تعالی فرموده است: وَ لَلْآخِرَةُ أَكْبَرُ دَرَجاتٍ وَ أَكْبَرُ تَفْضِیلًا.

از امام جعفر بن محمّد الصّادق روایت شده كه فرموده است: «اگر مردم ارزش معرفت خداوند متعال را می‏دانستند به شكوفایی دنیای دشمنان او، و نعمت‌هایی كه آنان را از آنها بهره‏مند ساخته است نمی‏نگریستند، و دنیای آنها در نزد آنان كمتر و پست‏تر از آن چیزی بود كه در زیر پاهای خود لگدمال می‏كنند، و همانند كسی كه همواره در باغ‌های بهشت در كنار دوستان خدا به سر می‏برد به معرفت خداوند متنعّم و از آن لذّت می‏برد.

معرفت الهی مونس و همدم انسان در برابر هر بیم و وحشت، و یار و همنشین در هر تنهایی و وحدت، و روشنایی در میان هر ظلمت، و قوّت در مقابل هر ضعف، و درمان هر بیماری است.

سپس فرمود: پیش از شما قومی وجود داشت كه آنها را كشتند و سوزانیدند و اعضای بدنشان را با ارّه قطع كردند، و زمین را با همه فراخی بر آنها تنگ ساختند، لیكن این آزارها و بلاها آنها را از طاعت خداوند و دین حقّ باز نگردانید.

اینان كسی از دشمنان خود را نكشته، و آزاری به آنها نرسانیده بودند جز این كه به خداوند عزیز و حمید ایمان آورده بودند ﴿وَ ما نَقَمُوا مِنْهُمْ إِلَّا أَنْ یؤْمِنُوا بِاللَّـهِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ﴾

پس مقامات آنها را از خداوند درخواست كنید، و بر مصائب روزگار شكیبایی ورزید، تا پاداش‌های آنها را بیابید.»[2]


 


[1] . اين عقيده پيشينيان بوده است.

[2] . كافى، كلينى، ج 8، ص 247.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: