شفاعت که در عرف مردم، همان وساطت کردن قوی از ضعیف میباشد، در لغت، از ماده شفع و شفیع گرفته شده و به معنای جفت در مقابل فرد است. زیرا شخص شفیع به کمک فردی میآید که شایستگی شفاعت را دارد؛ گرچه کمبودی داشته یا براثر جهل و نادانی گناه یا گناهانی را مرتکب میشود و او را از عذاب اخروی یا از مشکلات دنیوی نجات میدهد.[1]
برای شفاعت سه معنای اصطلاحی وجود دارد:
1 . تمام علمای شیعه، و اکثر اهل تسنّن میگویند: شفاعت، یک نوع وساطت در مغفرت، عفو او بخشیدن گناهان است. یعنی شخص قوی از شخصی ضعیف دستگیری مینماید، تا او را به مقامی برساند یا از عذابی برهاند.
2 . اعمال وکردارهایی که انسان در دنیا مرتکب گردیده عیناً در آخرت تجسّم و تمثیل پیدا کند.
یعنی روابط معنوی که در این جهان بین مردم برقرار است در جهان پس از مرگ، صورت عینی و ملکوتی به خود میگیرد.
زمانی که یک انسان سبب هدایت انسان دیگر یا گمراهی وی شود رابطه رهبری آنها در روز قیامت به صورت عینی در میآید.
3 . معنای سوم، معنایی است که معتزله قائلاند و میگویند هدف و غرض از شفاعت فقط بالا بردن مقام و درجات معنوی است که اولیاء خداوند انجام میدهند و شخص را از مقامی به مقام بالاتر میبرند و معنای اول شفاعت را که همان دستگیری از گناهکاران است را منکرند و به اصطلاح میگویند گناهکاران هیچ موقع مورد شفاعت واقع نمیشوند و بلکه برای همیشه در دوزخ میسوزند.[2]
[1] . درّی اصفهانی، علی، شفاعت، 1378، انتشارات امّ ابیها، ص15.
[2] . درّی اصفهانی، علی، شفاعت، 1378، انتشارات امّ ابیها.