این راهها عبارتند از:
1. پاک کردن قلب از حب دنیا؛ اولین گام برای ایجاد محبت و یکی از راههای رسیدن به محبت الهی، پاک نمودن قلب از دنیا و وابستگیهای آن و بریدن از دنیا و حرکت به سوی خداست.
این مهم جز با اخراج محبت غیر خدا از قلب حاصل نمیشود؛ چرا که قلب انسان مانند ظرفی است که تا آب را از آن خالی نکنی، ظرفیت قبول مایع دیگر را ندارد. و خداوند نیز درون هیچ کس دو قلب قرار نداده است.[1]
پیامبر اسلام6 میفرماید: «حب الدنیا و حب الله لایجتمعان فی قلب واحد»؛[2] محبت و دوستی دنیا و حب خداوند در یک قلب جمع نمیشوند. بدیهی است که اگر محبت خدای در درون کسی جای گیرد، محبوب وی خواهد شد.
دوستان را کجا کنی محروم |
|
تو که با دشمنان نظر داری |
2. صبر و شکیبایی؛ صبر در برابر مشکلات، ناملایمات، مصیبتها و ... یکی دیگر از راههای رسیدن به قرب الهی است که در قرآن و روایات بر آن تاکید فراوان شده است. از این جهت عرفا دارندگان این صفت؛ (یعنی صابران) را محبوبان خداوند دانستهاند.[3]
3. پیروی و متابعت از پیامبر ؛ـ به دلیل آیه شریفه: ﴿قُلْ إِنْ کُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّـهَ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْکُمُ اللَّـهُ وَ يَغْفِرْ لَکُمْ ذُنُوبَکُمْ وَ اللَّـهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ﴾...؛[4] بگو اگر خدا را دوست میدارید، از من پیروی کنید، تا خدا نیز شما را دوست بدارد. ـ یکی از راههای جلب محبت الهی است.[5]
ابن عربی در وجه ارتباط بین پیروی از پیامبر و محبت خدا میگوید: اگر خداوند پیروی از پیامبر را عامل محبت بر شمرده به آن دلیل است که رسول جلوه حق در آیینه عالم است.[6]
بنابراین، از نگاه ابن عربی هیچ کس نمیتواند بدون تبعیت از رسول محبوب حضرت حق گردد؛ زیرا پیامبر هم تابع دستورات الهی است، بدین ترتیب تبعیت هم در پیامبر و هم در پیروانش انگیزهی محبت خداست.[7]
4. جهاد و مبارزه؛ جهاد و مبارزه در راه خدا از دیگر عوامل دست یابی به محبت الهی است. مجاهدان در راه خدا از محبوبان راستین خدایند و از محبت خاص خدایی برخوردارند؛ زیرا که آنان از هیچ تلاش و کوششی در راه پیشبرد اهداف الهی دریغ نمیکنند. آنان با جان و مال در تمامی جبهههای نبرد حق و باطل حضور دارند، چه در میدانهای رزم و چه در جبهههای فرهنگی به مبارزه با دشمنان دین بر میخیزند و از ارزشهای الهی حفاظت میکنند.
مجاهدان و مبارزان در راه خدا، همچون سدهایی میمانند که از ورود نقص و خلل در مسیر حق جلوگیری میکنند و راه را بر شیطان میبندند، آنان اجازه نمیدهند دین خدا مورد تهدید واقع شود، بدین سبب محبوب خدایند.
5. توبه؛ بازگشت، ندامت و پشیمانی از گناهان و روی آوردن و پناه آوردن به لطف و رحمت بیکران خداوندی موجب جلب محبت خداست.
توبه از گناه، رشته محبت را گره مجدد خواهد زد و بنده را به خدا نزدیکتر خواهد کرد، و ابواب محبت و رحمت ویژه خداوند را باز میکند. با توبه، بنده عاصی و گناهکار، از راه لطف و عنایت پروردگار، تبدیل به دوست و محبوب خداوند میشود.
صاحب تفسیر راهنما معتقد است؛ یکی از اهداف اشاره به محبت الهی نسبت به پاکیزگان و توبه کنندگان، تشویق انسانها به توبه و پاکیزگی است.[8]
6. انفاق؛ دادن صدقه و انفاق موجب جلب محبت خداوند است و خداوند انفاق کنندگان را دوست دارد. صدقه و انفاق در حقیقت سپاس گزاری در برابر نعمتهای الهی و پیروی از فرمان اوست.[9]
7. ایمان و عمل صالح؛ ایمان و عمل صالح از دیگر عوامل جلب رضایت و محبوبیت خداست؛ چون پاداش الهی و نجات، در گرو ایمان توأم با عمل صالح است. بنابراین، ایمان بدون عمل موجب پاداش و نجات نخواهد بود و محبت الهی را – که از مفهوم﴿لاَ يُحِبُّ الظَّالِمِينَ﴾ ؛[10] خدا ظالمان را دوست ندارد، به دست میآید – در پی نخواهد داشت.[11]
8. احسان؛ احسان و نیکوکاری از دیگر راههای پیمودن مسیر محبت الهی است.[12]
9. طهارت و پاکی؛ خداوند متعال پس از بیان عبادت هایی؛ مانند غسل، وضو و تیمم میفرماید: راز این دستور (دستور به انجام عبادات) آن است که انسانها پاک و طاهر شوند. ﴿...مَا يُرِيدُ اللَّـهُ لِيَجْعَلَ عَلَيْکُمْ مِنْ حَرَجٍ وَ لٰکِنْ يُرِيدُ لِيُطَهِّرَکُمْ...﴾؛[13] خداوند نمیخواهد مشکلی برای شما ایجاد کند، بلکه میخواهد شما را پاک سازد. بنابراین، هر فرمانی که خدای سبحان صادر میکند، مثل فرامین و دستورهای عبادی سرّش همان طهارت روح و باطن است.[14]
حضرت آیت الله جوادی آملی میگوید: در این که خداوند مثلاً صابران را دوست دارد و یا متوکلین و یا مقسطین را، این دوست داشتن در حقیقت بازگشتش به این است که توکل، محبوب خداست و متوکل هم، به دلیل این که توکل دارد محبوب خداست.[15]
البته ممکن است، انسانِ اهلِ توکل یا صابر، اوصاف دیگری داشته باشد که محبوب خدا نباشد، اما توکل و صبر او محبوب خداست.
اما اگر انسان طوری شد که جز خدا چیزی نخواست و تمام مسیرهای کمال را پیمود، آن وقت ذات این انسان محبوب خداوند واقع میشود و پس از آن همه اوصاف و افعالش محبوب خدا میگردد.[16]
اگر چنین شد و خدای متعال نسبت به انسانی محبت داشت، همه نظام آفرینش به او مهر میورزند؛ چرا که همه آنها تابع اراده الهی هستند. این مقام از برجستهترین مقامهای انسانی است. خداوند محبوب کسی باشد مهم نیست، آنچه بسیار مهم است این است که انسانی محبوب خدا بشود.[17]
بنابراین، اگر چنین شد که انسان حبیب الله شد، آن وقت کار او، کار خداست، حرف او حرف خداست و ... و آثار خدایی در او ظهور پیدا میکند.
در حدیث معروف قرب نوافل، از رسول خدا آمده که خدای متعال به من فرمود:
ما یتقرب الی عبد من عبادی بشیء احب الیّ مما افتر ضت علیه و انه لیتقرب الیّ بالنافلة حتی احبه ...؛
هیچ چیز به اندازه انجام واجبات بنده را به من نزدیک نمیکند، اما بنده من از راه نوافل (مستحبات) و انجام عبادتهای مستحب به من نزدیک میشود، تا آن جا که محبوب من میگردد، اگر محبوب من شد، آن گاه من زبان او میشوم، و او با فیض خاص من، که در مقام فعل به صورت زبان او درآمده است، سخن میگوید، و چشم او میشوم، و او با فیض خاص من، که در مقام فعل به صورت چشم او درآمده است میبیند، بر همین اساس، کلام مؤمنی که محبوب خدا شد، به منزله کلام خداست.[18]
همچنین اگر انسان محبوب خداوند واقع شد بالاتر از محبوبیت خداوند، عاشق او میشود. بر اساس حدیث وارده از پیامبر که فرمود:
اذا احب الله عبداً عشقه و عشق علیه، فیقول عبدی انت عاشقی و محبی و انا عاشق لک و محب لک، ان اردت او لم ترد؛[19]
زمانی که بندهای محبوب خدا میشود، خداوند او را عاشق خویش میگرداند و خود نیز به او عشق میورزد. سپس میگوید: بنده من! تو عاشق و دوستدار منی و من نیز عاشق و محب تو هستم، چه بخواهی چه نخواهی.
نتیجه آن که راههای مختلفی برای رسیدن به مقام محبت باری تعالی و درک این فیض وجود دارد، که از جمله آنها، صبر، توبه، تقوا و ... و به طور خلاصه، ترک محرمات و انجام فرایض و واجبات الهی و انجام مستحبات است.
[1] . شبر، سید عبدالله، کتاب الاخلاق (ترجمه)، ص 414.
[2] . ری شهری، محمد، میزان الحکمهٔ، ج 2، ص 228.
[3] . عربی، محی الدین، فتوحات مکیه، ج 2، ض 337.
[4] . آل عمران، 31.
[5] . ترجمة المیزان، ج 5، ص 633.
[6] . عربی، محی الدین، فتوحات مکیه، ج 2، ص 336.
[7] . طباطبائی، فاطمه، سخن عشق، ص 171.
[8] . هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، ج 7، ص 486.
[9] . همان، ج 2، ص 274.
[10] . سوره آل عمران، آیه 57.
[11] . هاشمی رفسنجانی، اکبر، تفسیر راهنما، ج 2، ص 463.
[12] . سوره بقره، آیه 195.
[13] . سوره مائده، آیه 6.
[14] . جوادی آملی، عبدالله، حکمت عبادات، ص 86 – 87.
[15] . جوادی آملی، عبدالله، فطرت در قرآن، ج 12، ص 254.
[16] . همان، ص 256.
[17] . همان، ص 254.
[18] . طباطبائی، فاطمه، سخن عشق، ص 278.
[19] همان، ص 34.