بدان رضا یكی از ثمرات محبّت و از بالاترین مقامات مقرّبان است و شناخت حقیقت به سبب تشابه، آن برای اكثر مردم دشوار است، اما برای كسانی كه خداوند دانش تأویل را به آنها آموخته و در دین فقیه گردانیده روشن است. زیرا دستهای رضا به چیزی را كه مخالف هوای نفس باشد غیر قابل تصوّر دانسته و انكار كرده و گفتهاند: اگر رضا به هر چیزی، به سبب آنكه فعل خداست، ممكن باشد باید انسان به كفر و گناه نیز راضی باشد.
دستهای هم، رضا به فسق و فجور و ترك اعتراض و انكار را، از باب تسلیم به قضای الهی دانستهاند. و اگر این اسرار برای كسی كه تنها به شنیدن ظواهر شرع اكتفا میكند روشن میشد، پیامبر خدا برای ابن عبّاس دعا نمیكرد و نمیگفت:
«خداوندا! او را در دین فقیه و به تأویل دانا گردان». از این رو ما نخست فضیلت رضا سپس داستانهایی از احوال راضیان و بعد، حقیقت رضا را بیان میكنیم و پس از آنها به ذكر آنچه گمان میكنند كه از كمال رضاست و از آن نیست مانند ترك دعا و سكوت بر گناه میپردازیم.