borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
خداوند کمال تقدس و پاکی

جمال و زیبایی و عظمت و كبریایی و استیلا و چیرگی به او اختصاص دارد و اگر تصوّر شود كه قدرتمندی به سبب قدرتش محبوب باشد، بی تردید كسی جز او مستحقّ دوستی‏ نخواهد بود.

امّا صفت منزّه بودن از عیب‌ها و نقص‌ها، و قداست از پستی‌ها و پلیدی‌ها، یكی از موجبات دوستی و مقتضیات حسن و جمال صورت باطنی است.

پیامبران و صدّیقان اگر چه از عیب‌ها و پلیدی‌ها منزّه بوده‏اند، امّا كمال تقدّس و تنزیه، اختصاص به ذات پاك خداوند ذو الجلال و الاكرام دارد، ولی هر مخلوقی از نقص و یا نقایصی خالی نیست، بلكه او مخلوقی ناتوان و مسخّر و مضطرّ است كه این‌ها خود عین نقص و عیب می‏باشد. لذا كمال، اختصاص به خداوند دارد و بس و هر چه غیر از اوست فاقد كمال است، جز به قدری كه او به وی اعطا كرده است و كسی كه قدرتش از دیگری است، نمی‏تواند منتهای كمال را به دیگری اعطا كند، چه كم‌ترین درجات كمال آن است كه بنده قایم به غیر و مسخّر دیگری نباشد. و این امر جز در مورد خداوند محال است و اوست كه در كمال یگانه و از هر عیب بیگانه و منزّه است.

بنابراین هرگاه این صفت، كمال و جمال و محبوب است، حقیقت آن به طور كامل جز درباره خداوند تحقّق ندارد و كمال و قداست کسی غیر او مطلق نیست.

و دارنده جمال مطلق خداوند یگانه‏ای است كه همتایی ندارد، فردی است كه ضدّی ندارد، وجود جاودانی است كه منازعی ندارد.

توانگری است كه او را نیازی نیست، توانایی است كه آنچه بخواهد انجام می‏دهد و به آنچه اراده فرماید، حكم می‏كند، فرمان او را ردّ كننده و حكم او را تأخیر كننده‏ای نیست.

دانشوری است كه به اندازه ذرّه‏ای در آسمان‌ها و زمین از دانش او پنهان نیست.

قاهری است كه گردن هیچ جبّار و سركشی از ربقه (بند و ریسمان) قدرت او بیرون نیست و هیچ قیصر و گردنكشی توان رهایی از سطوت و قدرت او را ندارد.

ذات ازلی است كه وجود او را آغازی نیست.

وجود سرمدی است كه بقای او را پایانی نیست واجب الوجودی است كه عدم به حریم او راه ندارد.

قیومی است كه قائم به نفس خویش است و همه موجودات قایم به اوست.

او جبّار زمین و آسمان‌ها، آفریدگار جماد و نبات و جاندارها، متفرّد به عزّت و جبروت، متوحّد در ملك و ملكوت، صاحب فضل و بها و جلال و جمال و قدرت و كمال است، آن‌كه خردها در شناخت جلال او حیرانند و زبان‌ها در توصیف او گنگ و ناتوانند.

آن‌كه كمال معرفت عارفان، در اعتراف به عجز از شناخت اوست و منتهای نبوّت پیامبران، اقرار به قصور در توصیف اوست، چنان كه سرور پیامبران كه درود خداوند بر او و همه آنان باد فرموده است: «تو آن چنانی كه خود؛ خویش را ستوده‏ای نه آن چنان كه من تو را می‏ستایم.»[1]

می‏گویم: سرور اوصیاء امیر مؤمنان فرموده است: «عجز از درك ادراك، ادراك است»[2] و سید الساجدّین امام زین العابدین فرموده است: «منزّه است آن‌كه جهت معرفت خود برای خلایق، راهی جز ناتوانی از شناخت خویش قرار نداده است».[3]

بنابراین، دوستی به این سبب، قوی‌تر از دوستی به سبب احسان است، چه احسان كم و بیش می‏شود. از این رو خداوند به داوود وحی فرمود كه: دوست‏ترین دوستان نزد من كسی است كه مرا بدون عطا بپرستد تا حقّ ربوبیت را ادا كند. در زبور آمده است: چه كسی ستمكارتر از آن است كه مرا برای بهشت یا دوزخ بپرستد؟ من اگر بهشت یا دوزخ را نیافریده بودم، سزاوار فرمانبرداری نبودم؟

عیسی از كنار طایفه‏ای از عابدان گذشت كه لاغر و نزار بودند، به آن‌ها گفت: چه چیزی شما را نحیف كرده است؟ گفتند: از دوزخ می‏ترسیم و امید بهشت داریم. به آن‌ها گفت: شما از مخلوقی می‏ترسید و به مخلوقی امید دارید. به گروه دیگری كه مانند آن‌ها بودند گذشت، گفتند: ما خداوند را برای دوستی و تعظیم جلال او عبادت می‏كنیم. فرمود: براستی شما دوستان خدایید و به من امر شده كه با شما باشم. در خبر آمده است: «هیچ یك از شما نباید هم‌چون بنده بدی باشد كه اگر نترسد، كار نكند یا مانند مزدور بدی باشد كه اگر مزدش داده نشود، دست از كار كشد.»[4]

 


[1] . ترمذی و جز او، پیش از این نیز مکرّر ذکر شده است.

[2] . به مأخذ آن آگاهی نیافتم.

[3] . در نیایش عارفان از مناجات خمسهٔ عشر.

[4] . عراقی گفته است: مأخذی برای آن نیافتم.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: