آن كه چیزی را برای ذات آن، نه به سبب بهرهای كه غیر از ذاتش از او مییابد، دوست بدارد، بلكه ذات او عین بهره اوست و این همان دوستی حقیقی كاملی است كه دوام آن مورد اعتماد است، مانند دوستی جمال و زیبایی، چه هر جمالی در نزد كسی كه آن را ادراك میكند محبوب است و این دوستی برای عین جمال است، زیرا در ادراك آن لذّت است و لذّت ذاتا محبوب است.
نباید گمان كنی كه دوستی صورتهای زیبا تنها برای ارضای شهوت است، چه ارضای شهوت، خود لذّت دیگری است كه گاهی صورتهای زیبا را به سبب آن دوست میدارند، امّا ادراك نفس جمال نیز لذّت بخش است و میتواند به خاطر ذاتش محبوب باشد.
چگونه ممكن است این را انكار كرد و حال آنكه سبزه و آب جاری دو چیز محبوب و خواستنی هستند، و این برای آن نیست كه آب آشامیده و سبزی خورده شود و یا غیر از صرف دیدن، بهره دیگری از آنها ببرند، و پیامبر از سبزه و آب روان خوشش میآمد.[1]
طبع سلیم حكم میكند كه نظر كردن به شكوفهها، گلها و مرغان خوش رنگی كه از نقش و نگار زیبا و تناسب اندام برخوردارند، لذّت آور است، تا آن جا كه انسان با نگاه كردن به آنها غمها را از دل بیرون میكند بی آنكه غیر از نگاه بهره دیگری ببرد.
این اسباب همه لذّت بخش میباشند و هر لذیذی محبوب است، و ادراك هر زیبایی و جمالی خالی از لذّتی نیست، هیچ كس انكار نمیكند كه زیبایی طبعا محبوب است. بنابراین وقتی ثابت شود كه خداوند متعال جمیل است، لا محاله در نزد كسی كه جمال و جلال او بر وی مكشوف شده است محبوب خواهد بود، چنان كه پیامبر خدا فرموده است:
«خداوند جمیل است و جمال را دوست میدارد».[2]
[1] . کتاب طبّ النّبی6 ابو نعیم از حدیث ابن عبّاس.
[2] . شعب الایمان بیهقی از حدیث ابی سعید خدری به سندی ضعیف، صحیح مسلم و سنن ترمذی از حدیث ابن مسعود، الکبیر طبرانی از حدیث ابی امامه، ابن عساکر از حدیث جابر، ابن عمر به سند صحیح، الجامع الصغیر.