منظور ما از این شفاعت، باز همان شفاعت مورد نزاع است، شفاعتی كه گفتیم: عذاب روز قیامت را از گنهكاران بر میدارد، اما پاسخ از این سؤال، این است كه آیه شریفه: ﴿كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِینَةٌ، إِلَّا أَصْحابَ الْیمِینِ، فِی جَنَّاتٍ یتَساءَلُونَ: عَنِ الْـمُجْرِمِینَ، ما سَلَكَكُمْ فِی سَقَرَ؟﴾[1] ، كه ترجمهاش چند صفحه قبل گذشت، دلالت دارد بر اینكه شفاعت به چه كسانی میرسد، و چه كسانی از آن محرومند، چیزی كه هست بیش از این هم دلالت ندارد، كه شفاعت تنها در آزادی از دوزخ، و یا خلود در دوزخ مؤثر است، و اما در ناراحتیهای قبل از حساب، از هول و فزع قیامت، و ناگواریهای آن، هیچ دلالتی نیست بر اینكه شفاعت در آنها هم مؤثر باشد، بلكه میتوان گفت: كه آیه دلالت دارد بر اینكه شفاعت تنها در عذاب دوزخ مؤثر است، و در ناگواریهای قبل از آن مؤثر نیست.
این نكته را هم باید دانست كه از آیات نام برده در سوره مدثر، میتوان استفاده كرد كه سؤال و جوابی كه در آن شده مربوط است به بعد از فصل قضا، و رسیدگی به حسابها، بعد از آنكه اهل بهشت در جای خود را در بهشت قرار گرفته، و اهل دوزخ هم در دوزخ قرار گرفتهاند، و در چنین هنگامی شفاعت شامل جمعی از گنهكاران شده، و آنان را از آتش نجات میدهد، برای اینكه كلمه: فیٍ جَنّات ...، در این آیات آمده، و این كلمه استقرار در بهشت را میرساند. و نیز جمله، مٰا سَلَكَكُم... در آن هست، كه از ماده سلوك، و به معنای داخل كردن است، البته نه هر داخل كردنی، بلكه داخل كردن با نظم و با ردیف خاص، پس در این تعبیر معنای استقرار هست، و همچنین در جمله، فَمٰا تَنَفَعُهُم، چون كلمه (ما) برای نفی حال است .
و اما مرحله برزخ، و ادلهای كه دلالت میكند بر حضور پیامبر و ائمه در دم مرگ، و در هنگام سؤال قبر، و كمك كردن آن حضرت در شدائد، ربطی به شفاعت در درگاه خدا ندارد.
بلكه از قبیل تصرفها و حكومتی است كه خدای تعالی به ایشان داده، تا به اذن او هر حكمی كه خواستند برانند، و هر تصرفی خواستند بكنند، هم چنان كه در باره آن فرموده:
﴿وَ عَلَی الْأَعْرافِ رِجالٌ، یعْرِفُونَ كُلًّا بِسِیماهُمْ، وَ نادَوْا: أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَیكُمْ، لَمْ یَدْخُلُوها، وَ هُمْ یَطْمَعُونَ﴾[2]،
تا آنجا كه میفرماید:
﴿وَ نادی أَصْحابُ الْأَعْرافِ رِجالًا یعْرِفُونَهُمْ بِسِیماهُمْ، قالُوا ما أَغْنی عَنْكُمْ جَمْعُكُمْ، وَ ما كُنْتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ، أَ هؤُلاءِ الَّذِینَ أَقْسَمْتُمْ لا ینالُهُمُ اللَّـهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ، لا خَوْفٌ عَلَیكُمْ، وَ لا أَنْتُمْ تَحْزَنُونَ﴾[3]؛
و بر اعراف، (كه جایگاهی میان بهشت و دوزخ است) مردمی هستند، كه هر كسی را از سیمایش میشناسند، به اصحاب بهشت داد میزنند: كه سلام بر شما، با اینكه خود تا كنون داخل بهشت نشدهاند، ولی امید آن را دارندـ تا آنجا كه میفرمایدـ اصحاب اعراف مردمی را كه هر یك را با سیمایشان میشناسند، صدا میزنند، و میگویند: دیدید كه نیروی شما از جهت كمیت و كیفیت به دردتان نخورد؟ آیا همین بهشتیان نیستند كه شما سوگند میخوردید: هرگز مشمول رحمت خدا نمیشوند؟ دیدید كه داخل بهشت میشوند، و شما اشتباه میكردید آن گاه رو به بهشتیان كرده میگویند حال به بهشت درآئید، كه نه ترسی بر شما باشد، و نه اندوهناك میشوید.
و از این قبیل است آیه:
﴿یوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُناسٍ بِإِمامِهِمْ، فَمَنْ أُوتِی كِتابَهُ بِیمِینِهِ﴾؛[4]
روزی كه هر قومی را به نام پیشواشان صدا میزنیم، پس هر كس كتابش به دست راستش داده شود، چنین و چنان میشود.
كه از این آیه نیز بر میآید: امام واسطه در خواندن و دعوت است، و دادن كتاب از قبیل همان حكومتی است كه گفتیم خدا به این طائفه داده.
پس از بحثی كه در باره شفاعت گذشت، این نتیجه به دست آمد: كه شفاعت در آخرین موقف از مواقف قیامت به كار میرود، كه یا گنهكار به وسیله شفاعت مشمول آمرزش گشته، اصلا داخل آتش نمیشود، و یا آنكه بعد از داخل شدن در آتش، به وسیله شفاعت نجات مییابد، یعنی شفاعت باعث میشود كه خدا به احترام شفیع، رحمت خود را گسترش میدهد.
[1] . سوره مدثر آیه 38 تا 42.
[2] . سوره اعراف، آیه 46 .
[3] . سوره اعراف، آیه 48 و 49.
[4] . سوره اسراء آیه 71.