این جریان نشان میدهد همان طوری که وجود مبارک رسول گرامی نسبت به امیرالمؤمنین و امام حسن و امام حسین: فرمود: أنتَ مِنّی و أنَا مِنکْ،[1] به فاطمه زهرا هم فرمود: أنْتِ مِنّی وَ أنَا مِنکِ.
این برای آن است که وجود مبارک این بی بی به مقام والای عصمت و حجیت کامل رسیده است. لذا امیرالمؤمنین در بخشی از سخنانی که در نهج البلاغه آمده است، به فتوای سیده دو عالم استناد میکند؛ میفرماید: این مطلب را فاطمه چنین گفته و فتوا داده است!
قول فاطمه معصوم مانند قول سیزده معصوم دیگر حجّت است.
سنّت هر معصومی، خواه به صورت گفتار، خواه به صورت نوشتار، خواه به صورت رفتار حجّت است. درباره وجود مبارک پیامبر6 که نوشتاری ندارد، املائش مانند قولش حجّت است. دیگران، یعنی هر کدام از سیزده معصوم دیگر حرفی بزنند، املاء کنند، چیزی را بنویسند، کاری را امضاء بکنند، کاری را انجام بدهند، شرعاً حجّت است. جامعه اسلامی میتواند به استناد سنّت فاطمه معصوم أعم از قول او، فعل او، املای او، کتابت او، تقریر او استناد کند.
چنین کسی به منزله جان پیامبر میشود و اگر به منزله جان پیامبر شد، آنچه در جان پیامبر میگذرد، او با خبر است ! این «أنتَ مِنّی وَ أنَا مِنکِ» یک تعبیر تعارف آمیز نیست. زیرا معصوم، از گزند تعارف و مبالغه و اغراق مصون است.
وقتی بفرماید: تو از منی و من از توام؛ یعنی در مقام نورانیت، آنچه من درک میکنم، تو با خبری. آنچه من مییابم، تو مستحضری. البتّه همه سیزده معصوم دیگر در شعاع ولایت رسول گرامی و رسالت و نبوّت او فیض میگیرند. ولی در همان محدوده از فیض غیب برخوردارند.
اگر روح قُدُس در قلب پیغمبر نازل میشود و اگر روح امین در دل پیغمبر فرود میآید و کسی که به منزله جان پیغمبر است، آنچه در جان پیغمبر میگذرد او هم با خبر است.
اینکه وجود مبارک امیرالمؤمنین به پیغمبر فرمود: «إنّی أری نُورَ الوَحی وَ اَشُّمُ رِیحَ النُّبُوَّه»،[2]
و وجود مبارک رسول گرامی به امیرالمؤمنین8 فرمود: یا علی ! «إنَّکَ تَری مَا أری وَ تَسمَعُ مَا اَسمَعْ إلا أنَّکَ لَستَ بِنَبِیّ وَ إنَّکَ لَوَزیر»، یعنی یا علی ! آنچه را من میبینم، تو میبینی و آنچه را من میشنوم، تو میشنوی. لکن تو پیامبر نیستی و وزیر منی و خلیفه و جانشین منی؛ برای آن است که وجود مبارک امیرالمؤمنین به منزله جان پیغمبر است.
و فرشته وحی در جان پیغمبر نزول میکند، که خدا فرمود: ﴿نَزَلَ بِهِ الرُّوحُ الأمینُ عَلی قَلبِکَ لِتَکُونَ مِنَ الـمُنذِرینْ﴾[3].
پس کسی که به منزله جان پیغمبر است، آنچه در جان آن حضرت فرو میآید، این با خبر است. منتها آنچه که فرو میآید، بر جان پیامبر فرود میآید، نه بر جان دیگران ! لکن کسانی که در حریم اَمن جان پیامبر راه دارند، از برکت پیغمبر از این معارف و مآثر برخوردار خواهند بود. خواه در حرم اَمن دل پیغمبر کسی چون علی باشد، راه دارد؛ خواه چون فاطمه باشد، راه دارد.
می بینید در این محدوده که سخن از جان است و دل، سخن از مذکّر و مؤنث نیست. وقتی سخن از جان است، سخن از قلب است. و روح انسان نه مذکّر است، نه مؤنث، هر کس پرهیزگارتر و آگاهتر بود، به پیغمبر نزدیکتر است و از وحیای که بر آن حضرت فرود میآید، با خبرتر.
[1] . نهج البلاغه/ خ ۱۹۲.
[2] . بحار الأنوار/ ۱۴/ ۴۷۶/ باب ۲۱ ـ مَا وَرَدَ بِلَفظِ النَّبِی مِنْ الأنبیاء.
[3] . سوره شعراء، آیه ۱۹۳ و ۱۹۴.