[اقسام شفاعت و شفعاء]
از آنچه تا كنون از نظر خواننده گذشت میتوان این معنا را به دست آورد، كه شفاعت دو قسم است؛ یكی تكوینی، و یكی تشریعی و قانونی.
اما شفاعت تكوینی، از تمامی اسباب كَونی سر میزند، و همه اسباب نزد خدا شفیع هستند، چون میان خدا و مسبب خود واسطهاند.
و اما شفاعت تشریعی و مربوط به احكام، (كه معلوم است اگر واقع شود، در دائره تكلیف و مجازات واقع میشود) نیز دو قسم است؛ یكی شفاعتی كه در دنیا اثر بگذارد، و باعث آمرزش خدا، و یا قرب به درگاه او گردد، كه شفیع و واسطه میان خدا و بنده در این قسم شفاعت چند طائفهاند:
اول، توبه از گناه، كه خود از شفیعان است، چون باعث آمرزش گناهان است، هم چنان كه فرمود:
﴿قُلْ یا عِبادِی الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلی أَنْفُسِهِمْ، لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّـهِ، إِنَّ اللَّـهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِیعاً، إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ، وَ أَنِیبُوا إِلی رَبِّكُمْ﴾[1]،
بگو: ای بندگانم، كه بر نفس خود زیاده روی روا داشتید، از رحمت خدا مایوس نشوید، كه خدا همه گناهان را میآمرزد، چون او آمرزگار رحیم است، و به سوی پروردگارتان توبه ببرید،
كه عمومیت این آیه، حتی شرك را هم شامل میشود، و قبلا هم گفتیم: كه توبه شرك را هم از بین میبرد.
دوم، ایمان به رسولخدا است، كه دربارهاش فرموده: (آمِنُوا بِرَسُولِهِ تا آنجا كه میفرماید: یغْفِرْ لَكُمْ، به رسول او ایمان بیاورید، تا چه و چه و چه، و اینكه گناهانتان را بیامرزد).[2]
سوم، عمل صالح است، كه در بارهاش فرموده:
﴿وَعَدَ اللَّـهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ: لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ أَجْرٌ عَظِیمٌ﴾[3]،
خدا كسانی را كه ایمان آورده، و اعمال صالح كردند، وعده داده، كه مغفرت و اجر عظیم دارند ،
و نیز فرموده: ﴿یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّـهَ، وَ ابْتَغُوا إِلَیهِ الْوَسِیلَةَ﴾[4]، ای كسانی كه ایمان آوردهاید، از خدا بترسید، و (بدین وسیله) وسیلهای به درگاهش به دست آورید و آیات قرآنی در این باره بسیار است.
چهارم، قرآن كریم است، كه خودش در این باره فرموده:
﴿یهْدِی بِهِ اللَّـهُ مَنِ اتَّبَعَ رِضْوانَهُ، سُبُلَ السَّلامِ وَ یخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ بِإِذْنِهِ، وَ یهْدِیهِمْ إِلی صِراطٍ مُسْتَقِیمٍ﴾،[5]
خداوند به وسیله قرآن كسانی را كه در پی خوشنودی اویند، به اذن خودش به سوی راههای سلامتی هدایت نموده، و ایشان را از ظلمتها به سوی نور هدایت نموده، و نیز به سوی صراط مستقیم راه مینماید.
پنجم، هر چیزیست كه با عمل صالح ارتباطی دارد، مانند مسجدها، و امكنه شریفه و متبركه، و ایام شریفه، و انبیاء، و رسولان خدا، كه برای امت خود طلب مغفرت میكنند، هم چنان كه درباره انبیاء فرموده:
﴿وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ، جاءُوكَ، فَاسْتَغْفَرُوا اللَّـهَ وَ اسْتَغْفَرَ لَهُمُ الرَّسُولُ، لَوَجَدُوا اللَّـهَ تَوَّاباً رَحِیماً﴾،[6]
و اگر ایشان بعد از آنكه به خود ستم كردند، آمدند نزد تو، و آمرزش خدا را خواستند، و رسول هم برایشان طلب مغفرت كرد، خواهند دید كه خدا توبه پذیر رحیم است.
ششم، ملائكه است، كه برای مؤمنین طلب مغفرت میكنند، هم چنان كه فرمود:
﴿الَّذِینَ یحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ، یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ، وَ یؤْمِنُونَ بِهِ، وَ یسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِینَ آمَنُوا﴾،[7]
آن فرشتگان كه عرش را حمل میكنند، و اطرافیان آن، پروردگار خود را بحمد تسبیح میگویند، و به او ایمان دارند، و برای همه آن كسانی كه ایمان آوردهاند، طلب مغفرت میكنند
و نیز فرموده:
﴿وَ الْـمَلائِكَةُ یسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ، وَ یسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِی الْأَرْضِ، أَلا إِنَّ اللَّـهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِیمُ﴾،[8]
و ملائكه با حمد پروردگار خود، او را تسبیح میگویند، و برای هر كس كه در زمین است طلب مغفرت میكنند، آگاه باشید كه خداست كه آمرزنده رحیم است.
هفتم، خود مؤمنینند، كه برای خود، و برای برادران ایمانی خود، استغفار میكنند، و خدای تعالی از ایشان حكایت كرده كه میگویند:
﴿وَ اعْفُ عَنَّا، وَ اغْفِرْ لَنا، وَ ارْحَمْنا، أَنْتَ مَوْلانا،﴾[9]
و بر ما ببخشای، و ما را بیامرز و بما رحم كن، كه تویی سرپرست ما.
قسم دوم شفیعی است كه در روز قیامت شفاعت میكند، شفاعت به آن معنایی كه گفته شد، حال ببینیم این شفیعان چه كسانی هستند؟ یك طائفه از اینان انبیاء علیهم السّلامند، كه قرآن كریم در باره شفاعتشان میفرماید: ﴿وَ قالُوا: اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَداً، سُبْحانَهُ، بَلْ عِبادٌ مُكْرَمُونَ﴾.
تا آنجا كه میفرماید: ﴿وَ لا یشْفَعُونَ إِلَّا لِمَنِ ارْتَضی﴾[10]، مشركین میگفتند: خدا فرزند گرفته، منزه است خدا، بلكه فرشتگان بندگان مقرب خدایند، (تا آنجا كه میفرماید) و شفاعت نمیكنند مگر برای كسی كه خدا بپسندد.
كه یكی از آنان عیسی بن مریم است، كه در روز قیامت شفاعت میكند، و نیز میفرماید:
﴿وَ لا یمْلِكُ الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ، إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ، وَ هُمْ یعْلَمُونَ﴾[11]،
آن كسانی كه مشركین به جای خدا میخوانند، مالك شفاعت نیستند، تنها كسانی مالك شفاعتند، كه به حق شهادت میدهند و خود دانای حقند.
و این دو آیه شریفه، علاوه بر اینكه دلالت بر شفاعت انبیاء دارند، دلالت بر شفاعت ملائكه نیز دارند، چون در این دو آیه گفتگو از فرزند خدا بود، كه مشركین ملائكه را دختران خدا میپنداشتند و یهود و نصاری مسیح و عزیر را پسر خدا میپنداشتند.
دستهای دیگر از شفیعان روز قیامت ملائكه هستند، كه قرآن كریم در باره شفاعت كردن آنان میفرماید:
﴿وَ كَمْ مِنْ مَلَكٍ فِی السَّماواتِ، لا تُغْنِی شَفاعَتُهُمْ شَیئاً، إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ یأْذَنَ اللَّـهُ لِمَنْ یشاءُ وَ یرْضی﴾[12]،
و چه بسیار فرشته كه در آسمانهایند، و شفاعتشان هیچ اثری ندارد، مگر بعد از آنكه خدا برای هر كس بخواهد اجازه دهد ،
و نیز میفرماید:
﴿یوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ، إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ، وَ رَضِی لَهُ قَوْلًا، یعْلَمُ ما بَینَ أَیدِیهِمْ، وَ ما خَلْفَهُمْ﴾،[13]
امروز شفاعت سودی نمیبخشد، مگر كسی كه رحمان به او اجازه داده باشد، و سخن او پسندیده باشد، خدا آنچه را كه پیش روی ایشانست، و آنچه را از پشت سر فرستادهاند، میداند.
طائفه دیگر از شفیعان در قیامت شهدا هستند، كه آیه: ﴿وَ لا یمْلِكُ الَّذِینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَةَ، إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ، وَ هُمْ یعْلَمُونَ﴾،[14] كه ترجمهاش گذشت، دلالت بر آن دارد، چون این طائفه نیز به حق شهادت دادند، پس هر شهیدی شفیعی است، كه مالك شهادت است، چیزی كه هست این شهادت، همانطور كه در سوره فاتحه گفتیم، و به زودی در تفسیر آیه: ﴿وَ كَذلِكَ جَعَلْناكُمْ أُمَّةً وَسَطاً، لِتَكُونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ﴾[15] نیز خواهیم گفت، مربوط به اعمال است، نه شهادت به معنای كشته شدن در میدان جنگ، از اینجا روشن میشود: كه مؤمنین نیز از شفیعان روز قیامتند، برای اینكه خدای تعالی خبر داده، كه مؤمنین نیز در روز قیامت ملحق به شهداء میشوند، و فرموده:
﴿وَ الَّذِینَ آمَنُوا بِاللَّـهِ وَ رُسُلِهِ، أُولئِكَ هُمُ الصِّدِّیقُونَ، وَ الشُّهَداءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ﴾؛[16]
و كسانی كه به خدا و رسولش ایمان آوردند، ایشان همان صدیقین و شهداء نزد پروردگارشانند .
[1] . سوره زمر، آیه 54.
[2] . سوره حدید، آیه 28.
[3] . سوره مائده، آیه 9.
[4][4] . سوره مائده، آیه 35.
[5][5] . سوره مائده، آیه 16.
[6] . سوره نساء، آیه 64.
[7] . سوره مؤمن، آیه 7.
[8] . سوره شوری، آیه 5.
[9] . سوره بقره، آیه 286.
[10] . سوره انبیا آیه 28.
[11] . زخرف آیه 86.
[12] . سوره نجم آیه 26
[13] . سوره طه آیه 110
[14] . سوره بقره آیه 143
[15] . سوره زخرف، آیه 86
[16] . سوره حدید، آیه 19