اما اینكه زهرا آمد كه بماند، تحلیل بخش پایانی سوره «كوثر» میتواند سند این بحث باشد. در جریان سوره «كوثر» یعنی:
﴿إِنّا أَعْطَیناكَ الْكَوْثَرَ* فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾، مستحضرید كه غالب مفسران شیعه و سنی گفتند كه عدهای از صنادید قریش، مشركان، بدخواهان [و] معاندان براساس همان سنتهای باطلی جاهلیت گفتند: پیغمبر بعد از مردن نام او و مكتب او و یاد او از بین میرود؛ برای اینكه او كه پسر ندارد . درباره دختر باورشان این بود كه.
بنونا بنو أبنائنا و بناتنا بنوهن أبناء الرجال الأباعد ؛
این شعر شعار رسمی جاهلیت بود. میگفتند كه پسران ما و نوههای پسری ما اینها فرزندان ما هستند، اما نوههای دختری ما فرزند ما نیستند؛ اینها فرزند مردان دیگرند.
اینها برای زن حرمتی قائل نبودند؛ برای فرزندهای دختر حرمتی قائل نبودند، میگفتند به ما مربوط نیست و میگفتند: چون پیغمبر پسرش قبلاً مُرد و اكنون پسری ندارد، و در اواخر عمر به سر میبرد و جز دختر چیزی از او نمانده است، با مردن او مكتب او و نام او و دین او سپری میشود و از بین میرود. آنها چنین شنائتی و چنین سرزنشی داشتند.
ذات اقدس الهی فرمود: به اینكه تو برای همیشه میمانی، برای اینكه من به تو چیزی دادم كه هیچ كسی نمیتواند آن را از بین ببرد. و به تو فرزندی دادم، كه حافظ و مجری آن چیز است.
آن چیزی كه به تو دادم قرآن است. و آن كسی هم كه حافظ قرآن، مفسر قرآن، مبین قرآن، معلم قرآن، مجری احكام و حدود قرآن است، فرزندان همین دخترند، فرمود: ﴿إِنّا أَعْطَیناكَ الْكَوْثَرَ﴾؛ این كوثر مصادیق فراوانی دارد؛ از جمله دین است، قرآن است و ولایت است ﴿إِنّا أَعْطَیناكَ الْكَوْثَرَ * فَصَلِّ لِرَبِّكَ وَانْحَرْ * إِنَّ شانِئَكَ هُوَ اْلأَبْتَرُ﴾ ؛
یعنی آنهایی كه تو را شماتت میكردند بدی تو را، انقطاع نسل تو را میخواستند، ابتر بودن تو را در نظر داشتند، آنها ابترند؛ نه تو ابتری.