این سخن به گزاف نیست اگر بگوییم؛ معرفت و شناخت فاطمه آن گونه كه شأن و منزلت اوست، برای آحاد بشر، بدون داشتن مقام عصمت، غیر ممكن است. و بازگزاف نیست اگر گفته شود، كسی میتواند فاطمه را بشناسد كه بتواند علی را با آن همه عظمت و بزرگی بشناسد. و بدیهی است كه شناخت حقیقی و كامل امیرالمؤمنین علی فقط و فقط از عهده معصوم بر میآید و بس.
بنابراین شناخت كامل و حقیقی فاطمه نیز فقط و فقط از عهده و توان معصوم بر میآید بس.
سرّ مطلب، با این گفتار روشن میشود؛ كه در روایات متواتره و صحیح از جمیع فرق اسلامی القابی از زبان پیغمبر اكرم برای امیرالمؤمنین نقل شده است.
یكی از آن القاب همین لقب امیرالمؤمنین است، دیگری امام المتقین، سوم سید الاوصیاء و دهها لقب دیگر. و چه بسیار میفرمود:
علی مع القرآن و القرآن مع عَلی، علی مَعَ الحقّ و الحق مع علی.
از این بیانات و تعابیر پیامبر اكرم شأن والای امیرالمؤمنین در پیشگاه خدا و رسولش به خوبی به دست میآید. امام صادق میفرمایند:
«اگر امیرمؤمنان علی نبود، برای فاطمه تا روز قیامت در سراسر زمین كفو و همتایی نبود. »[1]
تمام عظمت و بزرگی همه و همه یكجا در وجود امیرالمؤمنین علی جمع شده است و علی با این همه عظمت همتا و كفو فاطمه است كه اگر علی نمیبود فاطمه همتایی نمیداشت.
بنابراین اصولاً زندگانی فاطمه را باید در كنار امیرمؤمنان علی مشاهده كرد، چرا كه علی و فاطمه3 را تنها وصلت ازدواج به هم پیوند نداده است، بلكه آن دو در ایمان خویش به هم پیوسته اند؛ آنان دو تن نیستند بلكه دو بعد عنصری یك ایمانند، دو دست یك پیكره جهادند، دو فرزند یك فضیلتند، دو سوی یك كعبه اند، دوروی یك خورشیدند، همچون دو بخش كلمه «توحید» بیانگر یك وحدتند؛ صلابت حق در رخسار علی میدرخشد و عطوفت خدا در چهره فاطمه لبخند میزند...
علی جلال خداست و فاطمه جمال او، علی سطوت الهی است و فاطمه رحمت آن؛ علی پدر مؤمنان است و فاطمه مادر مهربان آنان، علی را با فاطمه باید دید و فاطمه را با علی، فاطمه پیراهن علی است و علی ردای فاطمه است، امامت شهسواری است كه عصمت همسر اوست، عصمت ملیكهای است كه امامت شوهر اوست...
پیامبر عظیم در دو تندیس قدسی جلوه گر است: قاطعیت او در علی و رحمت او در فاطمه؛ فاطمه را با علی باید شناخت، عقاب آسمان معرفت كه همبال با شهبازی چون علی در اوجهای نور پرواز میكند و كدام فضیلت برتر از این میتوان تصوّر كرد، كه انسانی همبال امیر مؤمنان علی در اوجهایی كه آن بزرگ زیر بال دارد پرواز نماید؛ امام راستین علم و شرف كه سزاوار خویش، فرموده است: «ینهدرُ عَنّی السَّیلُ وَ لاَ یرْقیٰ الیَّ الطَّیر... »[2]
من آن كوهسار بلندم كه سیل علم و معرفت از دامانم سرازیر است و پرندهای به سوی اوجهای من توان پرواز ندارد، و تنها فاطمه است كه همبال علی در عقابگاه قلّههای زندگی او پرواز كرده است.
سراسر زندگی پر نور فاطمه همچون همسرش امیرمؤمنان به زهد و تقوی و عبادت و انجام وظایف الهی سپری شده است؛ و اینك در متن روایات و تاریخ، فرازهایی از زندگی پر نور او را به روایت همسر بزرگوارش بررسی میكنیم:
[1] . بیت الاحزان، محدّث قمی، ص ۲۱.
[2] . نهج البلاغه، خطبه شقشقیه.