بخاری در صحیح خود جلد 5 صفحه 21 و 29 نقل میکند: که نبی مکرم6 فرمودند: فاطمه پاره تن من است کسی که او را غضبناک کند مرا غضبناک کرده.
و باز بخاری از ابی الولید روایت کرده که رسول اکرم6 فرمودند: ای فاطمه خدا به غضب تو غضب ناک میشود و به رضایت تو راضی و هر که فاطمه را شناخت که شناخته و هر که نشناخته بداند که وی پارهی تن من است، فاطمه قلب و روح من است هر که او را بیازارد مرا آزرده است.
در میان تابعان، ابوالفرج اصفهانی در کتاب الغانی نقل میکند:
عبدالله بن حسن بن حسن بن علی، بر عمر بن عبدالعزیز وارد شد در حالیکه نوجوانی بیش نبود و تازه موی عارض او روییده بود، پس وی را پیش خود نشاند و به او توجه کرده و نیازهایش را بر آورد. آنگاه دست برد و تکهای از گوشت شکم وی را گرفت و فشرد و به نحوی که عبدالله بن حسن را به درد آورد و به وی گفت این کار را کردم تا مرا در نزد پروردگار شفاعت کنی.
وقتی که عبدالله بن حسن خارج شد مردم عمر بن عبدالعزیز را ملامت کردند و گفتند نوجوانی را چنین احترام میکنی. عمر بن عبدالعزیز گفت: فرد مطمئن و موثقی برایم مطلبی گفت که گوئی این سخن را من از زبان خود رسول خدا6 شنیدهام، که فاطمه پارهی تن من است هر که او را خوشحال کند مرا خوشحال کرده. و من میدانم اگر فاطمه زهرا زنده بود از این عملی که من با فرزند وی انجام دادم خوشحال میشد.
پرسیدند: پس علت گرفتن گوشت شکم او چه بود و چرا به وی موضوع شفاعت را متذکر شدی؟ گفت: زیرا که احدی از بنی هاشم نیست مگر اینکه در قیامت حق شفاعت دارد و من امیدوارم که شفاعت وی در قیامت نصیبم گردد.
سمهودی، بعد از نقل حدیث «فاطمه پارهی تن من است هر که او را بیازارد مرا آزرده و هر که او را ناراحت کند مرا ناراحت کرده»، گوید: هر که شخصی از اولاد فاطمه را اذیت کند و یا نسبت به او بغض نماید خود را در معرض این خطر عظیم قرارداده است و بالعکس هر که آنان را احترام نموده و تعظیم نماید خویشتن را در معرض رضایت او قرارداده است.
سهیلی گوید: این حدیث دال بر آن است که هر که فاطمه را سبّ نماید کافر گردیده و هر که بر او درود فرستد همانا بر پیامبر درود فرستاده است. و چنین استنباط مینماید که اولاد فاطمه مانند خود فاطمه زهرا3 هستند، زیرا که آنان پارهی تن فاطمه زهرایند، و جدا کردن و قطع نمودن شاخه از ساقه و ریشه، درست مانند آنست که شیئی را از خود جدا کرده و قطع نمایند. و این کار غیر ممکن و محال خواهد بود.
یعنی فرزندان فاطمه زهرا3 مانند شاخههای درختی هستند که به ساقه چسبیدهاند و جدا کردن فرزندان از مادر محال است، همانگونه که جدا کردن شاخه از ساقه غیر ممکن است.
رسول خدا6 هرگاه قصد مسافرت میفرمودند آخرین نفری را که ملاقات فرموده و خداحافظی میکردند فاطمهی زهرا3 بودند، و نخستین کسی را که در مراجعت دیدار میفرمودند نیز صدیقهی طاهره بود.