borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
فصل‏

غزّالی آنچه را در ضمن «آثار» بیان كرده این است كه: ابو الاسود دوئلی گفته است: چیزی از دانش گرامی‏تر نیست، پادشاهان حاكمان بر مردم، و دانشمندان حكمرانان بر پادشاهانند.

ابن عبّاس گفته است: سلیمان بن داوود میان علم و پادشاهی و مال مخیر شد كه هر كدام را بخواهد اختیار كند، وی علم را برگزید، و مال و پادشاهی نیز با آن به او داده شد.

یكی از دانشمندان گفته است: كاش می‏دانستم كسی كه از علم تهیدست است چه چیزی به دست آورده، و آن كه به دانش دست یافته چه چیزی را از دست داده است.

ابن عبّاس گفته است: پاره‏ای از شب را به مذاكره علوم پرداختن نزد من محبوب‌تر از احیای آن شب است.

به یكی از حكیمان گفته شد: چه چیزهایی باید گردآوری و ذخیره كرد؟

پاسخ داد: چیزهایی كه اگر كشتی تو غرق شود به همراه تو شنا كند، یعنی دانش.

گفته شده است: منظور او از غرق كشتی، نابودی بدن او به سبب مرگ است.

یكی از حكیمان گفته است: من به دو كس بیش از هر شخص دیگر ترحّم می‏كنم. آن كه تحصیل دانش می‏كند لیكن نمی‏فهمد، و آن كه می‏فهمد و در صدد تحصیل دانش نیست.»

یكی از دانشمندان گفته است: از جمله گفته‏های ابوذر (ره) این است كه: اندكی دانش بیاموزیم نزد ما محبوب‌تر است از این كه هزار ركعت نماز مستحبّ به جا آوریم.

و گفته است: از پیامبر خدا شنیدیم كه می‏فرمود: «هنگامی كه مرگ به سراغ طالب علم می‏آید چنانچه در حال تحصیل باشد شهید مرده است.»

غزّالی می‌گوید: وهب بن منبّه گفته است:

1. دانش شرافت می‏آورد، هر چند دارنده آن پست باشد؛

2. عزّت می‏آورد، هر چند دارنده آن خوار باشد،

3. انسان را به خداوند نزدیك می‏كند هر چند دور و مبغوض باشد،

4. توانگری می‏آورد اگر چه بینوا باشد؛

5. بزرگواری می‏آورد، هر چند دارنده آن كوچك و حقیر باشد؛

6. هیبت و شكوه می‏آورد، هر چند پست و زبون باشد؛

7. تندرستی می‏آورد، اگر چه بیمار و دردمند باشد.

یكی از عارفان می‌گوید: مگر نه این است اگر بیمار از خوردن و نوشیدن و دارو منع شود می‏میرد، دل نیز چنین است اگر از دانش و تفكّر و حكمت محروم گردد خواهد مرد.

عارفی دیگر گفته است: هر كس در نزد عالم و دانشمندی بنشیند اگر چه نتواند از دانش او چیزی از بر كند، از هفت فضیلت برخوردار می‌شود:

1 . به كرامت و پاداشی كه نصیب دانشجویان و طالبان علم می‌شود دست یافته است.

2 . مادام كه در محضر دانشمند به سر می‏برد از گناهان مصون است.

3 . آنگاه كه از خانه خود به قصد تحصیل دانش بیرون می‏آید رحمت خداوند بر او نازل می‌شود.

4 . هنگامی كه در حلقه درس دانشمند حضور می‏یابد، از رحمتی كه بر این مجلس سایه می‏افكند بهره‏ای عاید او می‏گردد.

5 . تا زمانی كه به سخنان عالم گوش فرا می‌دهد، كار او طاعت به شمار می‏آید، و در نامه اعمال او نوشته می‌شود.

6 . هر گاه به رغم شنیدن گفتار دانشمند نتواند چیزی از سخنان او را درك كند، و از حرمان خود در فهم دانش دلتنگ شود، همین دلتنگی و اندوه، وسیله‏ای برای تقرّب او به درگاه خداوند متعال خواهد بود، چه او فرموده است: من در دل‌های شكسته جای دارم.

7. او با حضور خود در مجلس عالم، احترام و تكریم مسلمانان را نسبت به‏ عالمان و دانشمندان می‏بیند، و تحقیر و تقبیح آنان را نسبت به فاسقان و گنهكاران مشاهده می‏كند، در نتیجه قلبش از فسق و گناه رو گردان و متنفّر می‌شود، و طبع او به دانش گرایش پیدا می‏كند، به همین سبب پیامبر اكرم دستور فرموده كه با صالحان و شایستگان همنشینی و نشست و برخاست شود.

و نیز عارفی گفته است: هر كس با هفت فرقه از مردم همنشین شود، خداوند هفت خصلت را در او زیاد می‏كند:

1 . هر كس با توانگران و دولتمندان بنشیند، خداوند بر دوستی و دلبستگی او به دنیا می‏افزاید.

2 . همنشینی با تهیدستان و مستمندان موجب شكر و سپاس به درگاه خداوند، و رضا و خشنودی است نسبت به آنچه نصیب او فرموده است.

3 . نشستن با پادشاهان موجب آن است كه خداوند بر نیرو و كبر او بیفزاید.

4 . همدمی با زنان باعث افزایش نادانی و شهوت است.

5 . نشستن با كودكان موجب ازدیاد جرأت و گستاخی بر ارتكاب گناه و تأخیر و مسامحه در توبه است.

6 . مجالست با شایستگان و نیكان بر رغبت انسان به ادای طاعات می‏افزاید.

7 . نشستن با عالمان و دانشمندان دانش انسان را افزایش می‌دهد.

خداوند متعال هفت چیز را به هفت نفر آموخت:

1 . همگی اسم‌ها را به آدم ابو البشر تعلیم داد.

2 . هوشمندی و فراست را به خضر عطا كرد.

3 . تعبیر رؤیا را به یوسف آموخت.

4 . فنّ زره‏سازی را به داوود یاد داد.

5 . زبان مرغان و پرندگان را به سلیمان تعلیم داد.

6 . به عیسی تورات و انجیل را آموخت، چه فرموده است: ﴿وَ یعَلِّمُهُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ التَّوْراةَ وَ الْإِنْجِیلَ﴾[1]

7 . به محمّد شریعت و آیین یگانه پرستی را یاد داد، كه فرموده است:

و یعلّمك الكتاب و الحكمة.[2]

پس علم و دانش آدم سبب شد كه فرشتگان بر او سجده كنند، و مقام و منزلت او برتر از فرشتگان باشد.

دانش خضر موجب گردید كه موسی و یوشع شاگردی او كنند، و نسبت به او فروتنی ورزند. و این امر از آیات قرآنی مربوط به داستان آنها استنباط می‌شود.

دانش یوسف سبب شد كه خاندان خود را بازیابد، و زمامدار امور یك كشور شود، و به پیامبری برگزیده گردد.

دانش داوود سبب ریاست و بالا رفتن مقام او شد.

دانش سلیمان سبب یافتن بلقیس و غلبه بر وی گردید.

دانش عیسی سبب شد كه دامن پاك مادرش از تهمت زدوده شود.

دانش محمّد6 موجب آن است كه در روز رستاخیز از امّتش شفاعت كند.

راه بهشت در اختیار چهار تن است: عالم، زاهد، عابد و مجاهد؛

اگر عالم در ادّعایش راستگو باشد به او حكمت و به زاهد ایمنی، و به عابد خوف، و به مجاهد تحسین عطا می‌شود.

یكی از محقّقان[3] می‌گوید: عالمان سه دسته‏اند:

دسته‏ای خدا شناسند، لیكن به اوامر و احكام او آگاهی عمیق ندارند. این گونه دانشمندان كسانی هستند كه معرفت الهی بر دل‌های آنها چیره گشته است، و در مشاهده انوار جلال و كبریایی او فرو رفته‏اند، از این رو مجال فرا گرفتن علم احكام را جز آنچه ضروری آنهاست ندارند.

دسته دیگر اوامر و احكام الهی را به خوبی می‏دانند، لیكن خدا را آن چنان كه باید نمی‏شناسند؛ اینان به حلال و حرام و دقایق احكام آگاهند، لیكن به اسرار جلال الهی وقوف ندارند.

دسته سوّم آنانی هستند كه هم‏ خداشناسند، و هم اوامر و احكام الهی را می‏دانند. این دانشمندان در مرز مشترك جهان معقولات و عالم محسوسات جای دارند؛ اینان گاهی به سبب حبّ الهی و قرب به خداوند با او مأنوسند، و زمانی از نظر شفقت و رحمت به بندگان او با آنها همدم و همنشین می‏باشند.

هنگامی كه از سفر روحانی خود به سوی خلق باز می‏گردند، در میان مردم می‏آیند، و همچون یكی از آنان می‏باشند و گویی خدا را نمی‏شناسند، و چون با خدا خلوت می‏كنند، و كمر به خدمت او می‏بندند و به یاد او مشغول می‌شوند، گویی به هیچ روی مردم را نمی‏شناسند. آری این طریقه پیامبران و صدّیقان است،

و مراد پیامبر اكرم كه فرموده است: از عالمان بپرس، با حكیمان معاشرت كن و با بزرگان همنشین باش، همین دسته است.

بنابراین مقصود پیامبر در این كه فرموده است: از عالمان بپرس، دانشمندانی است كه به اوامر و احكام خدا دقیقا واقفند، لیكن خدا را چنان كه باید نشناخته‏اند، از این رو دستور داده است به هنگام نیاز مسائل شرعی از آنها پرسش و استفتا شود.

امّا حكیمان آنهایی هستند كه خدا را بخوبی می‏شناسند، لیكن اوامر و احكام الهی را به طور دقیق نمی‏دانند. پیامبر دستور داده است كه با آنها معاشرت و آمد و رفت شود.

و منظور از بزرگان دانشمندانی است كه در هر دو جهت دانا و آگاه می‏باشند، بدین سبب پیامبر خدا دستور مجالست با آنها را داده است، زیرا همنشینی آنها مایه خیر دنیا و آخرت است.

برای هر یك از این سه دسته از دانشمندان، نشانه‏هایی است. نشانه عالم به اوامر و تكالیف الهی ذكر زبانی است نه قلبی، ترس از خلق است نه از خالق، شرم ظاهری از مردم است نه شرم باطنی از خدا.

نشانه عالم خداشناس، این است كه پیوسته به یاد خدا مشغول و ترسان و شرمگین است، ذكر او قلبی است نه زبانی، بیم او توأم با امید است و ترس توأم با گناه نیست. شرم و حیای او در اندرون دلش ریشه دارد و ظاهرسازی نیست.

امّا نشانه عالم و دانشمندی كه هم خداشناس و هم دانا به اوامر و احكام او می‏باشد، داشتن شش امتیاز است، سه تای آنها همانهاست كه درباره عالمی كه تنها خداشناس است گفته شد، و سه تای‏ دیگر كه از ویژگی‌های اوست:

اوّل این كه او در مرز مشترك میان جهان غیب و شهود قرار دارد، دوّم این كه وی معلّم و رهنمای آن دو دسته است، سوّم آن كه دو دسته مذكور یعنی عالمان و حكیمان به این دسته كه كبرا (بزرگان) نام دارند نیازمندند بی‏آن كه اینان به آن دو دسته نیازی داشته باشند.

دسته اخیر، كه معرفت آنها نسبت به خداوند، كامل و به اوامر و احكام او عالمند، همانند خورشید است كه فزونی و كاستی نمی‏پذیرد، و آن‌ها كه از معرفت الهی برخوردارند، و به اوامر و تكالیف او به طور دقیق آگاهی ندارند، همچون ماه آسمانند كه گاهی زیادت و زمانی نقصان می‏پذیرد، و آنان كه تنها دستورها و فرمان‌های الهی را می‏دانند، و از شناخت خداوند چنان كه باید بهره‏ای ندارند مانند چراغند كه خود می‏سوزد، و به دیگران روشنایی می‏بخشد.

 


[1] . آل عمران/ 48: و به او كتاب و تورات و انجيل مى‏آموزد.

[2] . چنين آيه‏اى در قرآن نيست، شايد مراد آيه 113 سوره نساء باشد كه خداوند مى‏فرمايد: وَ أَنْزَلَ اللَّهُ عَلَيْكَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَهَٔ وَ عَلَّمَكَ ما لَمْ تَكُنْ تَعْلَمُ، تا آخر.

[3] . ظاهرا منظور او شقيق بلخى است، چنان كه از گفتار فخر الدّين رازى در تفسير آيه 30، از سوره بقره آشكار است.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: