در این قسمت به برکت القاب مقدس صدیقه کبری از ترجمة کتاب ارزشمند محجهٔ البیضاء از تحقیقات فیلسوف و حکیم متأله فیض کاشانی استفاده میکنیم به امید اینکه خوانندگان محترم از این بحث بهره کافی بگیرند:
بسم الله الرّحمن الرّحیم ستایش ویژه خداوندی است كه دلهای دوستانش را از توجّه به متاع دنیا و زیباییهای آن منزّه داشته، و نیات آنها را از ملاحظه غیر حضرت او پاكیزه گردانیده، سپس آنها را برای اقامت بر بساط عزّت خود برگزیده و به اسماء و صفات خود بر دلهای آنها تجلی كرده تا به انوار معرفت او فروزان شدند.
پس از آن از سُبُحات وجه خود پرده برگرفت تا به آتش محبّت او سوختند. سپس به كنه جلال خود از آنان محجوب گردید، تا در میدان پهناور عظمت و كبریایی او حیران و سرگردان شدند و هر زمان برای ملاحظه حقیقت جلال او به پا خاستند. خرد و بینش خود را مستغرق بهت و حیرت یافتند و هرگاه در صدد بر آمدند كه نومیدانه از او باز گردند از سراپرده جلال او ندا رسید: ای كسی كه به سبب نادانی و شتاب خود از وصول به حق نومیدی، شكیبا باش. از این رو آنان در میان ردّ و قبول، و منع و وصول، همچنان غریق دریای معرفتش، و سوخته آتش محبّتش، باقی ماندند.
و درود بی كران و سلام فراوان، بر محمّد مصطفی، بدان حدّ كه در خور كمال نبوّت اوست و بر خاندانش كه مهتران و پیشوایان خلق و راهنمایان و زمامداران حقّاند و بر اصحاب او باد.
امّا بعد، بی شكّ دوست داشتن خداوند عالیترین هدف همه مقامات و بلندترین قلّه رفیع درجات است چه پس از ادراك این محبّت هیچ مقامی نیست، جز این كه ثمرهای از ثمرات و تابعی از توابع آن است مانند شوق، رضا، انس و نظایر آنها.
همچنین هیچ مقامی پیش از ادراك این محبّت وجود ندارد، جز این كه مقدّمهای از مقدّمات آن است مانند توبه، صبر، زهد و جز اینها، و مقامات دیگر، اگر چه عزیز و ارزشمندند، لیكن دلها از تصدیق به امكان آنها خالی نیست.
امّا محبّت خداوند، چیزی است كه تصدیق به امكان آن نیز نادر و كمیاب است تا آن جا كه برخی از دانشمندان امكان آن را انكار كرده و گفتهاند: دوست داشتن خداوند معنایی جز مواظبت بر طاعت او ندارد، و حقیقت محبّت تنها با وجود جنسیت و همگونی قابل امكان است.
اینان چون محبت را منكر شدند، انس و شوق و لذّت مناجات و دیگر لوازم محبّت و پیامدهای آن را نیز انكار كردند. از این رو ما ناگزیریم پرده از روی این حقیقت برداریم و به شرح و بیان پارهای از مطالب بپردازیم: