borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
فرق رضا و خشنودی

از پیامبر خدا روایت شده است كه از اصحاب خود پرسید: شما چه كسانی هستید گفتند: مؤمنان، فرمود: نشانه ایمانتان چیست؟

عرض كردند: به هنگام بلا، صبر و در وقت رفاه، شكر می‏كنیم و به قضای الهی خشنودیم، فرمود: «به پروردگار كعبه سوگند، شما مؤمنید»[1]

و در خبر دیگری آمده كه فرمود: «اینان حكیمان و عالمانند، نزدیك است از فقاهتی كه دارند از پیامبران باشند».[2]

در خبر است كه: «خوشا به حال كسی كه به اسلام هدایت شده، و روزی او به اندازه كفاف بوده، و به آن خشنود است»[3]

و نیز فرموده است: «هر كس به روزی اندك خشنود باشد خداوند به عمل اندك او خشنود خواهد بود»[4]

و نیز فرموده است: «هرگاه خداوند بنده‏ای را دوست بدارد او را مبتلا می‏كند. اگر شكیبایی ورزد، او را اختیار، و اگر خشنود باشد او را انتخاب می‏كند»[5]

و نیز فرمود: «هنگامی كه روز قیامت شود خداوند در گروهی از امّتم بال‌هایی می‏رویاند، كه از قبرهایشان به سوی بهشت پرواز، و در آن به هر گونه كه بخواهند گردش و تنعّم می‏كنند، فرشتگان به آن‌ها می‏گویند: آیا حساب را دیده‏اید؟ پاسخ می‏دهند: حساب را ندیده‏ایم، می‏گویند: آیا از صراط گذر كرده‏اید: پاسخ می‏گویند: صراط را ندیده‏ایم، به آن‌ها می‏گویند:

آیا جهنّم را دیده‏اید؟ می‏گویند: چیزی ندیده‏ایم، فرشتگان به آن‌ها می‏گویند: شما از كدام امّتید، پاسخ می‏دهند: از امّت محمّد، می‏گویند: شما را به خدا سوگند می‏دهیم، به ما بگویید؛ اعمال‌تان در دنیا چه بوده است، پاسخ می‏دهند: در ما دو خصلت بوده كه خداوند به فضل و رحمت خود، ما را به این مرتبه رسانیده است، می‏گویند: آن دو خصلت چه بوده است، پاسخ می‏دهند: ما در خلوت شرم می‏كردیم كه او را معصیت كنیم، و به اندك چیزی كه نصیب ما می‏شد خشنود بودیم، فرشتگان می‏گویند: این سزاوار شماست».[6]

و نیز فرموده است: «به دل از خداوند خشنود باشید، تا به پاداش فقر خود دست یابید و گرنه ثوابی نخواهید یافت».

در اخبار موسی آمده است: هنگامی كه بنی اسرائیل به موسی گفتند: از پروردگارت برای ما چیزی را بپرس كه چون ما آن را انجام دهیم از ما خشنود شود.

موسی عرض كرد: بار خدایا! آنچه را این‌ها گفتند شنیدی، خداوند فرمود: ای موسی! به آن‌ها بگو: از من خشنود باشند تا من از آن‌ها خشنود باشم.

گواه این مطلب، روایتی است كه از پیامبر ما نقل شده كه فرموده است: «هر كس دوست دارد بداند نزد خداوند چه منزلتی دارد، بنگرد خداوند را نزد او چه منزلتی است. چه اینکه حق تعالی، بنده را در جایگاهی قرار می‏دهد كه بنده او را در آن فرود می‏آورد.»[7]

در اخبار داوود است كه: «دوستان مرا به اندیشه دنیا چه كار است، چه اندیشه شیرینی مناجات مرا از دل‌هایشان می‏زداید. ای داوود! من دوست دارم دوستانم روحانی و بی غم باشند».

از عیسی پرسیدند: بهترین اعمال چیست؟ پاسخ داد: خشنودی از خدا و دوستی او.

نقل شده است كه موسی عرض كرد: پروردگارا! مرا به كاری راهنمایی كن كه خشنودی تو در آن باشد، تا آن را به كار بندم. خداوند به او وحی فرمود: رضای من در چیزی است كه مكروه توست، و تو بر مكروه شكیبایی نداری، عرض كرد: پروردگارا! مرا بر آن دلالت كن، فرمود: رضای من آن است كه به قضای من راضی باشی.

در مناجات موسی آمده است: پروردگار من! كدام یك از آفریدگانت نزد تو محبوب‌تر است؟ فرمود: آن‌كه چون محبوب او را، از او بگیرم با من در آشتی باشد. عرض كرد:

كدام یك از آفریدگانت مورد خشم تو است؟ فرمود: كسی كه از من در كارش طلب خیر كند، و هنگامی كه قضایم را بر او جاری كردم به قضایم خشنود نباشد.

از این سخت‏تر، روایت دیگری است كه در آن آمده است: «خداوند می‏فرماید: جز من خدایی نیست، هر كس بر بلایم شكیبایی نورزد، و به قضایم خشنود نباشد، و بر نعمت‌هایم شكر نكند، باید پروردگاری جز من برگزیند»[8]

نظیر آن در شدّت همان است كه پیامبر از آن خبر داده، كه خداوند فرموده است: «سرنوشت‌ها را مقدّر كردم و تدابیر را سامان بخشیدم، و آفرینش را مستحكم ساختم، هر كس خشنود است من از او خشنودم، تا آن‌گاه كه مرا دیدار كند، و هر كس خشمگین است بر او خشمگینم، تا آن زمان كه مرا ملاقات كند».

در خبر آمده است كه: «خداوند می‏فرماید: نیكی و بدی را آفریدم، خوشا به حال كسی كه او را برای نیكی آفریدم و نیكی را به دست او جاری كردم، و وای بر كسی كه او را برای بدی آفریدم، و بدی را به دست او روان ساختم، و وای بر آن كس كه پیوسته بگوید: چرا و چگونه؟»[9]

در اخبار پیشنیان آمده است: كه یكی از پیامبران، ده سال از گرسنگی و ناداری و شپش، به خداوند ناله و شكایت كرد، و جوابی به او داده نشد. پس از آن خداوند به او وحی فرمود: چقدر شكایت می‏كنی، من سزاوار نكوهش و شكایت نیستم و تو بدین‌ها سزاوارتری.

آغازِ تو نزد من، در امّ الكتاب، پیش از آن‌كه آسمان‌ها و زمین را بیافرینم، چنین بوده است، و به همین گونه قلم تقدیر درباره تو رقم زده و قضای من، پیش از آن‌كه دنیا را بیافرینم بر تو جاری گشته است، می‏خواهی برای تو آفرینش را از سر گیرم یا می‏خواهی آنچه را برایت مقدّر كرده‏ام مبدّل سازم. تا آنچه را تو دوست می‏داری برتر از چیزی باشد كه من دوست می‏دارم، و آنچه را تو می‏خواهی بالاتر از چیزی باشد كه من می‏خواهم. به عزّت و جلالم سوگند! اگر بار دیگر این شكایت‌ها، از دلت بگذرد نامت را از دیوان نبوّت محو می‏كنم.

نقل شده است؛ برخی از فرزندان خردسال آدم بر تن او بالا و پایین می‏رفتند. یكی از آن‌ها پایش را بر پهلوی او می‏گذاشت و او را مانند پلّكانی قرار می‏داد، بر سر او بالا می‏رفت و بر پهلوی او فرود می‏آمد، و آدم در این حال سرش را پایین انداخته به زمین می‏نگریست، نه سخن می‏گفت، و نه سر بلند می‏كرد. یكی از فرزندان بزرگش به او گفت: ای پدر آیا نمی‏بینی این بچّه، به تو چه می‏كند؟ خوب است او را از این كار بازداری، گفت: ای فرزند! من چیزی دیده‏ام كه شما نمی‏بینید، و چیزی دانسته‏ام كه شما نمی‏دانید، من یك حركت كردم و بر اثر آن از سرای كرامت به سرای خواری، و از دیار نعمت به دیار رنج و بدبختی درافتادم، بیم دارم اگر حركت دیگری كنم آنچه را نمی‏دانم به من برسد.

روایت شده است، كه خداوند به داوود وحی فرمود: «تو می‏خواهی و من هم می‏خواهم و تنها آنچه من می‏خواهم واقع می‏شود. اگر در برابر خواست من تسلیم باشی خواست تو را كفایت می‏كنم، و اگر در برابر خواست من تسلیم نباشی، تو را در راه آنچه می‏خواهی به رنج می‏اندازم و سپس جز آنچه خواست من است واقع نخواهد شد».

و نیز پیامبر خدا فرموده است: «خداوند از روی حكمت و جلال خود، آسودگی و شادی را در رضا و یقین، و غم و اندوه را در شكّ و خشم قرار داده است».[10]

 


[1] . در کتاب صبر و شکر ذکر شده است، ج 7: ص 107 از حدیث عطار از ابن عباس.

[2] . پیش از این ذکر شده است.

[3] . سنن ترمذری و پیش از این آورده شده است.

[4] . کافی کلینی، ج 2، ص 137، باب قناعت.

[5] . پیش از این ذکر شده است.

[6] . ابن حبّان در ضعفاء، ابو عبدالرحمان سلمی از حدیث انس با اختلافی اندک.

[7] . مسند حاکم از حدیث جابر با کمی اختلاف در الفاظ.

[8] . عراقی گفته است: الکبیر طبرانی و الضعفاء ابن حبّان از حدیث ابی هند الداری آن را روایت کرده‌اند و در آن به همین اکتفا شده که فرموده است: «هر کس به قضای من راضی نباشد و بر بلایم شکیبایی نورزد پروردگاری جز من طلب کند» و سند آن ضعیف است.

[9] . شرح السنّهٔ،‌ ابن شاهین از ابی امّامه، الکافی الکلینی، ج 1، ص 154، باب الخیر و الشّر از ابی جعفر و ابی عبدالله7.

[10] . طبرانی از حدیث ابن مسعود جز این‌که در آن آمده که: «خداوند به عدل خود ... قرار داده است».

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: