آنچه در روایات به آن تصریح شده است آن است، كه انتقام از غاصبین خلافت و پیروان ایشان در چهار مرحله صورت میگیرد:
1. انتقام در عالم برزخ.
2. انتقام در زمان رجعت.
3. انتقام در زمان ظهور.
4. انتقام در قیامت كبری.
الف) انتقام در عالم برزخ:
صاحب كامل الزیارات نقل كرده است كه از عبدالله بن بكیر گفت: با امام صادق7 از مدینه به طرف مكه میرفتیم، به منزل عسفان رسیدیم، عبور ما به كوه سیاهی افتاد كه بسیار وحشتناك بود، به امام صادق عرض كردم یا ابن رسول الله چقدر این كوه وحشتناك است.
حضرت فرمود: یابن بكیر آیا میدانی این كوه چه كوهی است؟ عرض كردم: نه. فرمودند: به این كوه كَمَد میگویند، و بر سر وادی از وادیهای جهنم واقع است. و در این كوه قاتلین پدرم معذبند و... تا اینكه حضرت میفرمایند:
من از این كوه در سفرهایم عبور نكردهام، و بر سر این كوه توقف نكردهام، مگر آنكه هر بار آن دو غاصب را در اینجا دیدهام كه به من استغاثه میكنند، و از من كمك میخواهند. من نیز نگاهی به قاتلین سیدالشهداء میاندازم و به آن دو میگویم اینها كاری را انجام دادند كه شما دو نفر اساسش را گذاشتید و...
از این دو نفر دومی (لعنهٔ اللهعلیه) تضرع و زاری بیشتری میكند و من گاهی اوقات اینجا در مقابل دومی میایستم تا مقدار كمی از زخمهای دلم و داغهای قلبم تسلی یابد. حدیث مفصل است كه در اینجا خلاصه حدیث آورده شد.[1]
ب) انتقام در زمان رجعت
امیرالمؤمنین میفرمایند: من كه علی بن ابیطالب بنده خدا و برادر پیامبر هستم، [در زمان رجعت] باز میگردم، و دشمنانم و قاتلین فرزندم محسن را زنده میكنم و آنان را به عنوان قصاص به قتل میرسانم.[2]
ج) انتقام در زمان ظهور مولا صاحب الزمان4
امیرالمؤمنین به عمر(لعنهٔ اللهعلیه) مطالبی فرمود كه خلاصه آن را در این قسمت میآوریم: تو را ابولؤلؤ میكشد در حالی كه توفیق خداوندی شامل حال او شده، و به خدا سوگند كه داخل بهشت میشود بر خلاف میل تو.
شما دو نفر در كنار قبر رسول الله دفن میشوید و تا آخرالزمان كسی جز شما دو نفر در آنجا دفن نمیشود، تا وقتی شما دو نفر را فرزندم مهدی4 خارج كرد، كسی شك در وجود شما دو نفر نكند، چون اگر شما در بین مسلمین در بقیع دفن شوید مردم شك میكنند و گویند اشخاص زیادی تا به حال این جا دفن شدهاند.
سپس شما را به درخت میزنند و بعد آتشی را كه خانه مرا با آن به آتش كشیدید میآورند و با آن آتش شما را میسوزانند و خاكستر شما را بر باد میدهد.
امام زمان4 امر میفرماید تا خاكستر آنها جمع شوند؛ آنگاه گناهان این دو را یك یك از زمانی كه قابیل هابیل را كشت تا شهادت حضرت سیدالشهداء و تمامی گناهان و جنایاتی كه از زمان حضرت آدم تا زمان ظهور حضرت مهدی4 انجام شده بر گردن این دو بار میشود.[3]
د) انتقام در قیامت
یكی از صحابه از وجود مقدس موسی بن جعفر درباره غاصبین خلافت پرسید. حضرت در پاسخ فرمودند: یا اسحاق اولی به منزله عِجْل (گوساله) است و دومی به منزله سامری. عرض كردم بیشتر بفرمایید؟
حضرت فرمودند: سه دسته هستند در قیامت كه خداوند نظر رحمت به آنها نمیكند و آنها را عفو نمیكند و عذاب الیم برای آنهاست. عرض كردم: آنان كیانند؟ فرمودند: مردی كه ادعای امامت كند، در حالی كه خداوند او را تعیین نفرموده و كسی كه طعنه زند به امام منصوب از جانب خدا و كسی كه گمان كند كه این دو نفر از اسلام بهره و نصیبی بردهاند.
عرض كردم: فدایت گردم راجع به این دو نفر مطلبی بیشتر بفرمایید. حضرت فرمودند: ای اسحاق برای من فرقی نمیكند و در نظر من یكسان است اینكه كسی آیه مُحكمهای از قرآن را محو كند، یا پیامبریِ خاتمالمرسلین را انكار كند، یا انكار خدا نماید یا خویش را بر امیرالمؤمنین مقدم كند. عرض كردم بیشتر بفرمایید.
حضرت فرمودند: در جهنم زمینی است به نام «سقر» كه هنوز نفس نكشیده از روزی كه خدا او را خلق كرده اگر خداوند اجازه دهد كه به اندازه سوراخ سوزن نفس بكشد تمام آنچه روی زمین است میسوزد. و تمام اهل جهنّم از گرمای سقر و بوی بد آن در عذاب هستند.
در آن وادی كوهی است كه تمامی اهل سقر از شدت گرمای آن كوه به خدا پناه میبرند.
در آن كوه درهای است كه تمام اهل آن كوه از حرارت آن دره به خدا پناه میبرند
و در آن دره چاهی است كه باز تمامی اهل دره از آتش آن چاه به خدا پناه میبرند
و در آن چاه ماری است كه تمامی اهل چاه از حرارت و عذاب آن مار به خدا پناه میبرند.
در شكم آن مار هفت نفر هستند؛ پنج نفر از امم سابقه و دو نفر از این امت. اما از امم سابقه قابیل، نمرود، فرعون، یهود كه یهودیت را بنیانگذار و بولس كه نصرانیت را بنا نهاد و از این امت عمر و ابابكر (لعنهٔ اللهعلیهما).
در روایتی است كه تمامی اهل تابوت و جوف مار یعنی این هفت نفر از عذاب دومی در عذابند.[4]
[1] . تفسیر الامام: ص 295 ـ بحارالانوار: ج 65، چاپ بیروت، ص 37، حدیث 79.
[2] . كامل الزیارات: باب 32، ص 103، ح 7، طبع قدیم ـ باب 108 نوادر الزیارات: ص 539، ح 2، چاپ جدید]21[ كتاب حضرت محسن(ع) : ص 58.
[3] . برای مطالعه بیشتر ر. ك: حلیهٔ الابرار: ج 2، باب 28 ـ بحارالانوار: ج 53، ص 1ـ36.
[4] . جامع الاخبار: ص 402