دین، برای پرورش جان انسانی آمده است، وجان انسان نه مذکّر است و نه مؤنث. محور عنصری رسالت همه پیام آوران، مخصوصاً خاتم آنها دو چیز است: یکی «تعلیم کتاب و حکمت» و دیگری «تزکیه نفوس». ﴿یُعَلِّمُهُمُ الکِتابَ وَالحِکمَةَ وَ یزَکّیهِمْ﴾.[1]
نه تعلیم کتاب و حکمت با تن و بدن کار دارد، و نه تهذیب و تزکیه با تن کار دارد. هر دو با جان انسان در ارتباطند، و جان انسانی نه زن است و نه مرد ! روح از آن جهت که مجرّد است، نه مذکّر است، نه مؤنث ! بدن یا مذکّر است یا مؤنث.
پس آنچه در قلمرو رسالت انبیاء است، جان آدمی است که فراتر از تذکیر و تأنیث است، و آنچه محکوم به تذکیر و تأنیث است، در قلمرو مستقیم رسالت انبیاء نیست. کارهای اجرائی بر اساس ساختار گوناگون تن تقسیم شده است و هر کمالی را جان انسانی که تحصیل کرد، توان آن را دارد که در محدوده تن پیاده کند.
گرچه زنان بی شماری به مقام والای کمال بار یافتهاند، ولی افرادی چون فاطمه زهرا اندکند؛ چه اینکه مردان زیادی به کمالهای والا راه یافتهاند، ولی افرادی چون علی بن أبی طالب کم هستند.
نزدیکی حضرت زهرا به مقام نبوت در اندیشه الهی و نبوی
سخنی را امام حسین، سالار شهیدان نقل میکند؛ میگوید: وقتی آیه: ﴿یا أیهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا تَجعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بِینَکُمْ کَدُعاءِ بَعضِکُمْ بَعضاً﴾[2] نازل شد، یعنی ای مؤمنین! در هنگام صدا زدن، پیامبر را با افراد دیگر یکسان قرار ندهید، او را با اسم صدا نزنید و نخوانید؛ مادرم فاطمه هیبت زده شد ! گفت: اوّلین کسی که موظّف است به این آیه عمل کند، ما خاندان رسالتیم. من از این به بعد نمیتوانم پدرم را به عنوان «یا اَبَه» خطاب کنم ! بلکه باید او را به عنوان «یا رسول الله» صدا بزنم.
حسین بن علی از مادرش نقل میکند؛ میگوید: تَهَیبْتُ[3]، هیبت این پیام مرا گرفت. من برای اوّلین بار که خواستم پدرم را صدا بزنم، گفتم: یا رسول الله! آنگاه پیغمبر به فاطمه3 فرمود: أنْتِ مِنّی وَ أنَا مِنکِ، تو از منی و من هم از تو؛ تو بیگانه نیستی، این آیه مال دیگران است. بیگانگان اگر بخواهند ما را صدا بزنند، باید با وصف ممتاز رسالت ما را بخوانند. ولی شما که آشنائید و از خود مَنید و من از شمایم، نباید شما هیبت زده، مرا به عنوان «یا رسول الله» خطاب کنید. تو بگو: یا اَبَه! فَإنَّهُ اَحَبُّ لِلْقَلبْ وَ اَرضی لِلْرَّبْ.[4] تو اگر مرا به عنوان پدر صدا بزنی، برای قلبم محبوبتر است و پیش ذات أقدس إله مرضیتر ! خدا از این راضی است که تو مرا به عنوان پدر خطاب کنی و من هم خرسندم که تو مرا به عنوان پدر صدا بزنی ! بسیار خوشحالم که فرزندی چون تو دارم، تو هم خوشحالی که فرزند منی !
[1] . سوره بقره، آیه ۱۲۹.
[2] . سوره نور، آیه ۶۳.
[3] . کشف الیقین/ صفحة ۳۵۴.
[4] . بحار الأنوار/ ۴۳/ ۳۳/ باب ۲ ـ مَناقِبِها وَ فَضائِلها وَ بَعضُ أحوالِها وَ مُعجزاتِها (صَلَواتُ اللهِ عَلیها(.