borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
حضرت فاطمه زهرا در اقوال صحابه

فضائل حضرت فاطمه، هم‌چون امیر المؤمنین علی چنان بود كه هرچند مخالفان در كتمان و یا دگرگونی آن سعی داشتند و دوستان نیز در مخفی كردن آن تلاش كردند، لیكن باز در زمینه مناقب و فضائل آن حضرت، كتب متعددی نگاشته شد. و خود اهل سنّت روایت‌های بسیاری درباره ایشان نقل كرده‌اند.

جالب اینكه تقریباً تمام مقامات و مناقبی كه در كتب شیعه درباره فاطمه زهرا نقل شده در كتب معروف اهل سنّت نیز آمده است. و در میان اسناد و مدارك این توصیفات به اعترافات صریحی در این زمینه، از افرادی هم‌چون معاویه، عایشه و یا بعضی از خلفای پیشین برخورد می‌كنیم، كه در صفحات تواریخی كه به دست مورّخان خود آن‌ها نگاشته شده، ثبت است! و این چیزی نیست جز مشیت و اراده الهی و یك اعجاز بزرگ از اهل‌بیت عصمت:.

از جابر بن عبداللَّه انصاری صحابی بزرگ پیامبر اكرم نقل شده كه فرمود:

«وقتی خدا آدم و حوّا را خلق فرمود، در بهشت می‌خرامیدند و می‌گفتند:

از ما زیباتر كیست؟

در این گفت وگوها بودند كه دختری را مشاهد نمودند، كه هرگز مانند وی را ندیده بودند، زیرا نورانیت عجیب و درخشندگی فراوانش چشم‌ها را خیره می‌ساخت. عرض كردند:

خداوندا این بانو كیست؟

فرمود:

صورت سیده زنان، فاطمه زهراست. عرض كردند:

پروردگار این تاجی كه بر سر اوست چیست؟

فرمود:

شوهرش علی. سؤال كردند این دو گوشواره چه هستند؟

فرمود:

دو فرزندش كه ایشان این مقام را دو هزار سال پیش از آنكه تو را خلق كنم در علم پنهانم داشتند. »[1]

محبّ الدّین طبری در كتاب خود می‌نویسد:

«خدیجه كبری روزی از رسول خدا خواست، كه برخی از میوه‌های بهشت را به او نشان دهد. جبرئیل به سوی برگزیده خلائق آمد و برای او دو سیب همراه آورده بود و عرض كرد: ای محمّد، پروردگارت سلام می‌رساند و می‌فرماید:

یكی از آن دو را خود بخور و دیگری را به خدیجه بخوران و باوی خلوت كن، زیرا می‌خواهم از شما فاطمه زهراء را به وجود آورم، پس رسول خدا آنچه را كه جبرئیل گفته بود، انجام دادند... تا اینكه گوید:

به همین دلیل بود كه نبی مكرّم هرگاه مشتاق بهشت و نعمت‌های آن می‌شد فاطمه3 را می‌بوسید و بوی وی را استشمام می‌كرد و در این هنگام كه بوی قدسی وی را استشمام می‌فرمود، چنین اظهار می‌داشتند:

فاطمه حوریه‌ای است به صورت انسان. »[2]

به نقل از تفسیر ثعلبی از امام صادق[3] و جابر بن عبداللَّه انصاری آمده كه فرمودند:

«رسول اكرم فاطمه زهرا را دیدند، در حالی كه لباسی از پوشاك شتر بر تن داشت و به دست خود آسیاب می‌كردند و فرزند خود را نیز شیر می‌دادند، اشك‌های فراوان از چشم‌های رسول خدا سرازیر گردید و فرمودند:

دختر جانم! تلخی و سختی دنیا را پیشاپیش بچش تا شیرینی آخرت را پس از آن دریابی. عرض كرد:

ای پدر گرامی، سپاس خدای بزرگ را بر نعمت‌هایش، و شكر فراوان به خاطر مواهب و آلاء و بخشوده‌هایش، پس از این گفت و گو بود كه این آیه نازل می‌شود:

﴿وَلَسُوْفَ یعْطیكَ رَبُّكَ فَتَرضی﴾ به زودی پروردگارت آنچنان بخشش بر تو نماید كه راضی و خشنود گردی».[4]

از ابن عباس پسر عموی پیامبر چنین نقل كرده اند:

«آن شب كه صدیقه طاهره را برای زفاف به سوی منزل علی می‌بردند، رسول اكرم در پیش روی و جبرئیل سمت راست و میكائیل در سمت چپ و هفتاد هزار فرشته در پشت سر حركت می‌كردند و خدای بزرگ را تسبیح و تقدیس می‌نمودند. »[5]

از انس بن مالك صحابی پیامبر عظیم الشأن اسلام روایت شده است كه رسول خدا پرسیدند:

بهترین چیز برای زنان چیست؟ ما نتوانستیم جواب بدهیم، علی نزد حضرت زهرا رفته، پرسش و فرمایش پیامبر را به او فرمود، حضرت زهرا فرمود:

چرا نگفتی بهترین چیز برای زنان آن است؛ كه مردان را نبینند و مردان نیز ایشان را نبینند!

وقتی این جواب زیبا را حضرت علی به پیامبر از قول حضرت زهرا فرمود:

پیامبر خدا فرمودند:

فاطمه پاره تن من است. »[6]

ابو ایوب انصاری نیز از پیامبر نقل می‌كند:

روز قیامت منادی از زیر عرش ندا می‌كند:

«ای اهل محشر سر به زیر افكنید و چشم‌ها ببندید تا فاطمه از صراط عبور فرماید، و آن گرامی عبور می‌كند در حالی‌كه هفتاد هزار نفر از حوریان بهشتی همراه اویند. »[7]

«عامر شعبی»، «حسن بصری»، «سفیان ثوری»، «ابن جبیر»، «جابر بن عبداللّه انصاری»، همه از پیامبر نقل كرده‌‌اند كه فرمود:

«همانا فاطمه پاره تن من است كسی كه او را خشمگین سازد، مرا خشمگین ساخته است.»[8]

«حسن بصری» در مورد عبادت حضرت زهرا می‌گوید:

در این امّت عابدتر از فاطمه نیامده است، آن‌قدر به نماز و عبادت می‌ایستاد كه پاهایش ورم می‌كرد.[9]

«عایشه» گفته است:

هرگز راستگوتر از فاطمه ندیدم، جز پدرش رسول اكرم .[10]

«سلمان فارسی» این صحابی برجسته و یار باوفای پیامبر می‌گوید:

«دیدم كه فاطمه نشسته بود و با آسیای دستی جو را آرد می‌كرد و دسته آسیا(به جهت مجروح بودن دست فاطمه ، خونین بود و حسین كه در آن هنگام كودك خردسالی بود، در گوشه‌ای از خانه از گرسنگی گریه می‌كرد، عرض كردم:

ای دختر رسول خدا دستت را مجروح كرده‌ای در حالی‌كه «فضه» هست كه كارها را انجام دهد، فرمود:

رسول خدا به من سفارش كرده است كه یك روز، خدمت با فضه باشد و یك روز با من، و نوبت او دیروز بود... »[11]

ابوذر «رحمه الله علیه» یار دیرین پیغمبر اكرم می‌گوید:

یكبار رسول خدا مرا فرستاد كه علی را فراخوانم. به خانه علی آمدم و او را صدا كردم، كسی جوابم نداد، و آسیای دستی داخل خانه خودبه خود می‌گشت و كسی كنار آن نبود، دوباره علی را صدا كردم، بیرون آمد و رسول خدا با او سخن گفت و به او چیزی فرمود كه نفهمیدم، آنگاه من گفتم:

از آسیابی كه در خانه علی است شگفت زده‌ام كه خود به خود می‌گشت و كسی كنار آن نبود! پیامبر فرمودند:

دخترم فاطمه چنان است كه خداوند قلب و اعضای او را از ایمان و یقین پر ساخته و خدا از ضعف و ناتوانی او آگاه است و او را در زندگیش كمك می‌فرماید: آیا نمی‌دانی كه خداوند فرشتگانی دارد كه مأمور كمك به خاندان محمدند؟[12]

امام سجاد فرمودند:

«اسماء بنت عمیس برایم نقل كرد، كه من نزد جدّۀ شما فاطمه بودم، هنگامی كه رسول خدا بر او وارد شد و او گردنبندی از طلا بر گردن داشت كه امیر مؤمنان علی از سهم خود از غنائم برای او خریده بود.

رسول خدا فرمود:

ای فاطمه، مردم نگویند فاطمه دختر محمد لباس جبّاران به تن می‌كند.

فاطمه گردن بند را پاره كرد و فروخت و با آن بنده‌ای را خریداری و آزاد ساخت و رسول خدا از این كار شادمان گشت».[13]

 


[1] . نسان المیزان، عسقلانی، ج ۳، ص ۳۴۵.

[2] . ذخائر العقبی، ص ۴۳. راویان این حدیث عایشه و ابن عباس و سعید بن مالك و عمر بن خطّاب هستند.

[3] . مرحوم مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۰.

[4] . سوره والضحی، آیه ۵.

[5] . نیابیع الموده از قندوزی.

[6] . بحار الانوار علامه مجلسی، ج ۴۳، ص ۹۲.

[7] . امانی شیخ صدوق، ص ۲۵، به نقل از كتاب بانوی بانوان نوشته ابوالفضل موسوی گرمارودی.

[8] . كشف الغمه علی بن عیسی اربلی، ج ۲، ص ۴۲، به نقل از همان كتاب.

[9] . بیت الاحزان، ص ۲۲.

[10] . بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج ۴۳، ص ۵۳.

[11] . بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج ۴۳، ص ۲۸.

[12] . بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج ۴۳، ص ۲۹.

[13] . بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج ۴۲، ص ۸۰.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: