فضائل حضرت فاطمه، همچون امیر المؤمنین علی چنان بود كه هرچند مخالفان در كتمان و یا دگرگونی آن سعی داشتند و دوستان نیز در مخفی كردن آن تلاش كردند، لیكن باز در زمینه مناقب و فضائل آن حضرت، كتب متعددی نگاشته شد. و خود اهل سنّت روایتهای بسیاری درباره ایشان نقل كردهاند.
جالب اینكه تقریباً تمام مقامات و مناقبی كه در كتب شیعه درباره فاطمه زهرا نقل شده در كتب معروف اهل سنّت نیز آمده است. و در میان اسناد و مدارك این توصیفات به اعترافات صریحی در این زمینه، از افرادی همچون معاویه، عایشه و یا بعضی از خلفای پیشین برخورد میكنیم، كه در صفحات تواریخی كه به دست مورّخان خود آنها نگاشته شده، ثبت است! و این چیزی نیست جز مشیت و اراده الهی و یك اعجاز بزرگ از اهلبیت عصمت:.
از جابر بن عبداللَّه انصاری صحابی بزرگ پیامبر اكرم نقل شده كه فرمود:
«وقتی خدا آدم و حوّا را خلق فرمود، در بهشت میخرامیدند و میگفتند:
از ما زیباتر كیست؟
در این گفت وگوها بودند كه دختری را مشاهد نمودند، كه هرگز مانند وی را ندیده بودند، زیرا نورانیت عجیب و درخشندگی فراوانش چشمها را خیره میساخت. عرض كردند:
خداوندا این بانو كیست؟
فرمود:
صورت سیده زنان، فاطمه زهراست. عرض كردند:
پروردگار این تاجی كه بر سر اوست چیست؟
فرمود:
شوهرش علی. سؤال كردند این دو گوشواره چه هستند؟
فرمود:
دو فرزندش كه ایشان این مقام را دو هزار سال پیش از آنكه تو را خلق كنم در علم پنهانم داشتند. »[1]
محبّ الدّین طبری در كتاب خود مینویسد:
«خدیجه كبری روزی از رسول خدا خواست، كه برخی از میوههای بهشت را به او نشان دهد. جبرئیل به سوی برگزیده خلائق آمد و برای او دو سیب همراه آورده بود و عرض كرد: ای محمّد، پروردگارت سلام میرساند و میفرماید:
یكی از آن دو را خود بخور و دیگری را به خدیجه بخوران و باوی خلوت كن، زیرا میخواهم از شما فاطمه زهراء را به وجود آورم، پس رسول خدا آنچه را كه جبرئیل گفته بود، انجام دادند... تا اینكه گوید:
به همین دلیل بود كه نبی مكرّم هرگاه مشتاق بهشت و نعمتهای آن میشد فاطمه3 را میبوسید و بوی وی را استشمام میكرد و در این هنگام كه بوی قدسی وی را استشمام میفرمود، چنین اظهار میداشتند:
فاطمه حوریهای است به صورت انسان. »[2]
به نقل از تفسیر ثعلبی از امام صادق[3] و جابر بن عبداللَّه انصاری آمده كه فرمودند:
«رسول اكرم فاطمه زهرا را دیدند، در حالی كه لباسی از پوشاك شتر بر تن داشت و به دست خود آسیاب میكردند و فرزند خود را نیز شیر میدادند، اشكهای فراوان از چشمهای رسول خدا سرازیر گردید و فرمودند:
دختر جانم! تلخی و سختی دنیا را پیشاپیش بچش تا شیرینی آخرت را پس از آن دریابی. عرض كرد:
ای پدر گرامی، سپاس خدای بزرگ را بر نعمتهایش، و شكر فراوان به خاطر مواهب و آلاء و بخشودههایش، پس از این گفت و گو بود كه این آیه نازل میشود:
﴿وَلَسُوْفَ یعْطیكَ رَبُّكَ فَتَرضی﴾ به زودی پروردگارت آنچنان بخشش بر تو نماید كه راضی و خشنود گردی».[4]
از ابن عباس پسر عموی پیامبر چنین نقل كرده اند:
«آن شب كه صدیقه طاهره را برای زفاف به سوی منزل علی میبردند، رسول اكرم در پیش روی و جبرئیل سمت راست و میكائیل در سمت چپ و هفتاد هزار فرشته در پشت سر حركت میكردند و خدای بزرگ را تسبیح و تقدیس مینمودند. »[5]
از انس بن مالك صحابی پیامبر عظیم الشأن اسلام روایت شده است كه رسول خدا پرسیدند:
بهترین چیز برای زنان چیست؟ ما نتوانستیم جواب بدهیم، علی نزد حضرت زهرا رفته، پرسش و فرمایش پیامبر را به او فرمود، حضرت زهرا فرمود:
چرا نگفتی بهترین چیز برای زنان آن است؛ كه مردان را نبینند و مردان نیز ایشان را نبینند!
وقتی این جواب زیبا را حضرت علی به پیامبر از قول حضرت زهرا فرمود:
پیامبر خدا فرمودند:
فاطمه پاره تن من است. »[6]
ابو ایوب انصاری نیز از پیامبر نقل میكند:
روز قیامت منادی از زیر عرش ندا میكند:
«ای اهل محشر سر به زیر افكنید و چشمها ببندید تا فاطمه از صراط عبور فرماید، و آن گرامی عبور میكند در حالیكه هفتاد هزار نفر از حوریان بهشتی همراه اویند. »[7]
«عامر شعبی»، «حسن بصری»، «سفیان ثوری»، «ابن جبیر»، «جابر بن عبداللّه انصاری»، همه از پیامبر نقل كردهاند كه فرمود:
«همانا فاطمه پاره تن من است كسی كه او را خشمگین سازد، مرا خشمگین ساخته است.»[8]
«حسن بصری» در مورد عبادت حضرت زهرا میگوید:
در این امّت عابدتر از فاطمه نیامده است، آنقدر به نماز و عبادت میایستاد كه پاهایش ورم میكرد.[9]
«عایشه» گفته است:
هرگز راستگوتر از فاطمه ندیدم، جز پدرش رسول اكرم .[10]
«سلمان فارسی» این صحابی برجسته و یار باوفای پیامبر میگوید:
«دیدم كه فاطمه نشسته بود و با آسیای دستی جو را آرد میكرد و دسته آسیا(به جهت مجروح بودن دست فاطمه ، خونین بود و حسین كه در آن هنگام كودك خردسالی بود، در گوشهای از خانه از گرسنگی گریه میكرد، عرض كردم:
ای دختر رسول خدا دستت را مجروح كردهای در حالیكه «فضه» هست كه كارها را انجام دهد، فرمود:
رسول خدا به من سفارش كرده است كه یك روز، خدمت با فضه باشد و یك روز با من، و نوبت او دیروز بود... »[11]
ابوذر «رحمه الله علیه» یار دیرین پیغمبر اكرم میگوید:
یكبار رسول خدا مرا فرستاد كه علی را فراخوانم. به خانه علی آمدم و او را صدا كردم، كسی جوابم نداد، و آسیای دستی داخل خانه خودبه خود میگشت و كسی كنار آن نبود، دوباره علی را صدا كردم، بیرون آمد و رسول خدا با او سخن گفت و به او چیزی فرمود كه نفهمیدم، آنگاه من گفتم:
از آسیابی كه در خانه علی است شگفت زدهام كه خود به خود میگشت و كسی كنار آن نبود! پیامبر فرمودند:
دخترم فاطمه چنان است كه خداوند قلب و اعضای او را از ایمان و یقین پر ساخته و خدا از ضعف و ناتوانی او آگاه است و او را در زندگیش كمك میفرماید: آیا نمیدانی كه خداوند فرشتگانی دارد كه مأمور كمك به خاندان محمدند؟[12]
امام سجاد فرمودند:
«اسماء بنت عمیس برایم نقل كرد، كه من نزد جدّۀ شما فاطمه بودم، هنگامی كه رسول خدا بر او وارد شد و او گردنبندی از طلا بر گردن داشت كه امیر مؤمنان علی از سهم خود از غنائم برای او خریده بود.
رسول خدا فرمود:
ای فاطمه، مردم نگویند فاطمه دختر محمد لباس جبّاران به تن میكند.
فاطمه گردن بند را پاره كرد و فروخت و با آن بندهای را خریداری و آزاد ساخت و رسول خدا از این كار شادمان گشت».[13]
[1] . نسان المیزان، عسقلانی، ج ۳، ص ۳۴۵.
[2] . ذخائر العقبی، ص ۴۳. راویان این حدیث عایشه و ابن عباس و سعید بن مالك و عمر بن خطّاب هستند.
[3] . مرحوم مجلسی، بحار الانوار، ج ۱۰.
[4] . سوره والضحی، آیه ۵.
[5] . نیابیع الموده از قندوزی.
[6] . بحار الانوار علامه مجلسی، ج ۴۳، ص ۹۲.
[7] . امانی شیخ صدوق، ص ۲۵، به نقل از كتاب بانوی بانوان نوشته ابوالفضل موسوی گرمارودی.
[8] . كشف الغمه علی بن عیسی اربلی، ج ۲، ص ۴۲، به نقل از همان كتاب.
[9] . بیت الاحزان، ص ۲۲.
[10] . بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج ۴۳، ص ۵۳.
[11] . بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج ۴۳، ص ۲۸.
[12] . بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج ۴۳، ص ۲۹.
[13] . بحارالانوار، مرحوم مجلسی، ج ۴۲، ص ۸۰.