حضرت نسبت به شهادت خویش گزارشهای گوناگون و خبرهای لحظه به لحظه دارد.
الف. اوّلین میهمان پیامبر
حضرت فرمود: «ای ابا الحسن! به راستی رسول خدا با من پیمان بسته و خبر داده است که من اوّل کسی خواهم بود که به آن حضرت میپیوندم و گریزی از آن نیست. پس در برابر اوامر [و فرمان و خواست] خداوند بزرگ بردبار و به حکم او راضی باش. »
ب. خبر نزدیک شدن شهادت
در ساعات آخر، این گونه علی7 را از شهادت و مرگ خویش خبر داد:
«ای ابا الحسن! در همین ساعت به خواب رفتم. حبیبم رسول خدا را در قصری از مروارید سفید دیدم. پس زمانی که مرا دید، فرمود: دخترم! به نزد من بشتاب که سخت مشتاق توام. پس جواب دادم: به خدا قسم اشتیاق من برای زیارت و ملاقات شما شدیدتر است. در این هنگام [پدرم] فرمود: «تو امشب در پیش من خواهی بود. و او هر چه وعده دهد، راست است و به عهد خود وفا میکند. »
ج. لحظه شهادت
ابن عباس نقل میکند: حضرت زهرا در لحظههای واپسین شهادت، دست حسن و حسین را گرفت و به طرف قبر رسول خدا شتافت. سپس بین قبر و منبر پیامبر دو رکعت نماز خواند. پس از نماز، حسنین را در آغوش خود فشرد و با آنها وداع نمود و فرمود: پدرتان علی7 در حال نماز خواندن است، پیش پدر بمانید. آن گاه خود به سوی منزل حرکت کرد. «اسماء»، همسر جعفر طیار را صدا زد و فرمود: «[ای اسماء! ] از من جدا مشو! به راستی من در این اتاق ساعتی استراحت میکنم. پس از گذشت ساعتی، اگر [از اتاق ] خارج نشدم، مرا صدا بزن. اگر جوابت دادم، وارد شو؛ امّا اگر پاسخی نشنیدی، بدان که به رسول خدا پیوستهام. »
تمام رفتار و حرکات آن بانوی مطهر، از سر آگاهی و برگرفته از علم الهی همراه با عصمت بوده و مقایسه آن بانوی بزرگوار و بی همتا با زنان دیگر، کاری ناروا و ناستودنی است.
رسول الله فرمودند: خداوند متعال علی، همسر و فرزندانش را حجت بر مخلوقاتش قرار داده و آنان درهای علم در میان امت من هستند . هر كس به وسیله آنان هدایت جوید؛ به راه راست هدایت یافته است.»
در این حدیث، فاطمه زهرا3، مانند امیرالمؤمنین7 و سایر حضرات معصومین، باب علم و عامل هدایت مردم، شمرده شده است .
در حدیث دیگری ازامام صادق7 چنین رسیده است:
«فاطمه 3 پس از رحلت رسول خدا، هفتاد و پنج روز زندگی كرد و [در این ایام] بسیار محزون بود . در طول این مدت جبرئیل به حضورش میرسید، او را در عزای پدر تسلیت میگفت، و دلش را از غصهها پاك میساخت، و او را از پدرش و جایگاه عظیم او آگاه میكرد، حتی اخبار آینده را در مورد فرزندانش به اطلاع او میرساند، و امیرالمؤمنین7 آنها را مینوشت . »[1]
چنانچه از این حدیث بر میآید؛حضرت فاطمه 3 با جبرئیل ارتباط مستقیم و مداوم داشت و اخباری از دنیا، و آینده آن، و عالم برزخ را از او دریافت میكرد. لذا میزان علم، اطلاع و آگاهیش، محدود به زمان و مكان خود نبوده است؛ بلكه علم او بسیار گسترده بود و از علم الهی سرچشمه میگرفت .
فاطمه زهرا بر اموری اشراف داشتند كه نزد دیگران پوشیده و پنهان بود. از جمله این موارد؛ علم حضرت به زمان مرگ خویش بود! چنانچه در روایتی اسماء بنت عمیس ـ همسر جعفر طیار ـ چنین میگوید:
«حضرت زهرا، هنگام وفات به من فرمودند: هنگام وفات پیامبر، جبرئیل مقداری كافور بهشتی برای رسول خدا آورد . پیامبر آن را سه قسم كرد؛ یك قسم آن را برای خود برداشت؛ قسم دیگر را برای علی7 و قسم آخر را برای من گذاشت. بعد فرمود: ای اسماء! آن مقدار كافور را بیاور و كنار سرم بگذار، اندكی صبر كن و در انتظار من باش، پس مرا صدا بزن، اگر جوابت را ندادم؛ بدان كه به پدرم رسول خدا ملحق شدهام .
اسماء میگوید: اندكی صبر كردم و آنگاه فاطمه 3 را صدا زدم، جوابی نشنیدم، دانستم كه فاطمه 3 به ملكوت اعلی پیوسته است .[2]
همچنین سلمیٰ امّ بنی رافع، نقل میکند: «در واپسین لحظههای عمر حضرت زهرا که من در محضر آن بزرگوار بودم، ایشان از من آبی برای غسل و شستشوی بدنش خواست. آب را آماده کردم، سپس فرمود: لباسهای نو را نیز بیاور، چنین کردم. آن بزرگوار پس از غسل، آن لباسها را بر تن کرد و در بستر رو به قبله خوابید. آنگاه خطاب به من فرمود: ای سلمیٰ ! من در همین لحظه قبض روح میشوم و به سوی پروردگارم خواهم رفت، بعد از من هیچ کس لباس مرا از تن برنگیرد.»[3]
[1] . اصول كافی، محمد بن یعقوب كلینی، ج 1، ص 458، انتشارات عمید تهران .
[2] . محمد دشتی، نهج الحیاهٔ فرهنگ سخنان فاطمه3، چ ششم، قم، مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین7 1373، ص 236 .
[3] . همان، ص 228.