borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد ششم»
شناخت از راه اضداد

ندیدن او در روز به سبب پوشیدگی و خفای روز نیست بلكه به سبب شدّت ظهور آن است. زیرا چشم شبپره ضعیف است و هنگامی كه خورشید می‏تابد نور آن غلبه می‏كند و قوّت ظهور آن و ضعف بینایی شبپره مانع دید آن می‏شود و تنها زمانی بینایی دارد كه تاریكی با روشنایی بیامیزد و ظهور نور ضعیف شود.

خردهای ما نیز به همین گونه ضعیف است، و جمال حضرت حق در نهایت تابش و درخشندگی و فراگیری می‌باشد به طوری كه ذرّه‏ای از ملكوت آسمان‌ها و زمین از شمول آن بیرون نیست، لذا ظهور او سبب خفای او شده است.

منزّه است خداوندی كه به سبب تابش انوار خود در حجاب قرار گرفته، و بر اثر كمال ظهور خویش از بصیرت‌ها و چشم‌ها مختفی شده است.

و نباید از اختفای او به سبب ظهور، در شگفت شوی، زیرا اشیاء به اضداد خود آشكار می‏شوند، آنچه که وجود او عامّ و فراگیر است، به حدّی كه ضدّی برایش نیست شناخت او دشوار می‏باشد، و اگر اشیا در دلالت با هم مختلف باشند تفاوت‌ها را به زودی می‏توان یافت لیكن اگر از حیث دلالت یك نواخت و مشترك باشند كار دشوار خواهد شد.

نمونه آن نور خورشید است كه بر زمین می‏تابد و ما می‏دانیم كه این نور یكی از اعراض است كه در زمین پدیدار می‏شود و با غروب خورشید زایل می‏گردد. اگر خورشید همیشه می‏تابید و غروبی نداشت گمان می‏كردیم كه در اجسام هیأتی جز رنگ‌های آن‌ها كه سیاهی و سپیدی و جز این‌هاست وجود ندارد. چه ما در سیاه جز سیاهی و در سپید جز سپیدی نمی‏بینیم امّا روشنایی را به تنهایی و جداگانه درك نمی‏كنیم، لیكن هنگامی كه خورشید غروب كند و همه جا تاریك شود تفاوت میان این دو حالت را درك می‏كنیم و می‏فهمیم كه اجسام به نوری روشن و به صفتی متّصف شده و به هنگام غروب از آن جدا شده است.

بنابراین وجود نور را به عدم آن شناخته‏ایم و اگر عدم آن نبود جز به دشواری بر آن آگاه نمی‏شدیم، چه در آن صورت اجسام را در تاریكی و روشنایی متشابه می‏دیدیم نه مختلف، با این كه نور آشكارترین محسوسات است و محسوسات دیگر به وسیله آن شناخته می‏شوند.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: