کسی که متون وارده در قرآن و سنت شریف درباره اهل بیت: و از جمله فاطمه زهرا3 را مورد بررسی قرار دهد جز اقرار به عصمت و بلندی مقام و عظمت ایشان در دوری از گناه و معصیت، راه دیگری در پیش پای خود نمیبیند.[1]
در مورد حضرت فاطمه زهرا3 باید معتقد بود که ایشان، صاحب ولایت کبری است.
یعنی همان طور که باید به ولایت رسول اکرم و امیرالمومنین علی7 و حسنین8 ایمان داشت، میبایست به ولایت حضرت صدیقه طاهره3 نیز همان گونه اعتراف کرد و معتقد بود.[2]
این نوع دیدگاه، جز با عصمت ایشان نمیسازد و اینکه آن حضرت3 همچون دیگر ائمه معصومین: از هر گونه گناه و پلیدی به دور است و حتی به سهو هم دچار نمیشوند.
همان گونه که ما معتقدیم، ائمه معصومین: حجت بر ما هستند، امامان ما، حضرت زهرا3 را حجت برخود خواندهاند، یعنی ایشان حجت خداوند بر حجج الهی است، لذا همان گونه که حجج الهی باید از هر گونه رجس و پلیدی به دور باشند، حجت خداوند بر حجج الهی، به طریق اولی باید از رجس و پلیدی به دور باشد و در سطح بالاتری از تقرب به مقام ربوبی باشد.
سخن در مورد عصمت حضرت زهرا3 و بررسی تفصیلی آن، در گفتار کوتاه ما نمیگنجد، زیرا آیات و روایاتی که در مورد مناقب و شأن معصومین: خصوصا حضرت زهرا3 وارد شده است، فراواناند، لذا جهت رعایت اختصار، مواردی از آنها را ذکر میکنیم:
[1] . با نور فاطمه هدایت شدم، عبدالعظیم حسن سودانی، ترجمه، سید حسین محفوظی، انتشارات بنیاد معارف اسلامی، 1383ش.
[2] . فاطمه الزهراء 3، گفتار علامه امینی به کوشش حبیب چایچیان (حسان)، چاپ سیزدهم، چاپ و صحافی چاپخانه سپهر، تهران، 1362.