آنگاه اعلان كرد تا مردم اجتماع كنند، و مردم جمع شدند و ابوبكر بر فراز منبر رفته و پس از حمد و ثناى خدا گفت:
اى مردم، این چه حالتى است كه با هر حرفى آرزوئى است؟ این آرزوها در عهد پیامبرتان كجا بود. پس هركسى كه شنیده بگوید و هر كه شاهد بوده صحبت كند. بلكه این قضیه همچون قضیهى روباهى مىماند كه شاهدش دُمش بود![1] خدا او را لعنت كند و لعنت كرده است! ملازم هر فتنهاى است و مىگوید: «فتنه را بحال اولى برگردانید». طالب فتنه است بعد از آن كه كهنه شده همچون امطحال مىماند كه محبوبترین اهلش نزد او گمراه است.
آگاه باشید اگر خواسته باشم بگویم مىگویم، و اگر تكلم نمایم مطلب را آشكار مىكنم. ولى تا زمانى كه رهایم كرده باشند من سخن نمىگویم. از بچهها كمك مىگیرند و زنان را به یارى مىطلبند.
اى انصار! صحبت سفیهان شما به من رسیده است. قسم به خدا سزاوارترین مردم به رعایت عهد رسول خدا شمائید. شما كسانى هستید كه پیامبر به سوى شما آمد و شما او را پناه دادید و یارى نمودید، و امروز شما از همه سزاوارترید كه عهد او را پاس دارید.
و بعد از این همه، فردا صبح براى گرفتن هدیهها بیایید! من كسى هستم كه پردهاى را نمىدرم و دست و زبانى را بلند نمىكنم مگر بر كسى كه سزاوار آن باشد! والسلام.
[1] . اشاره به یك ضربالمثل عربى است و معنایش این است كه: شاهدى بر مدعایش جز بعض و جزء خویش ندارد.