borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
روشنی چشم علی

قلب پر مهر تو گنجینه الاسرار نبی‌ست

کوثری! سهم جهان در طلب تشنه لبی‌ست

آمدی فاطمه صبح ازلی روشن شد

آمدی فاطمه چشمان علی روشن شد

چشم مولا که شد از نور تو روشن ای ماه

گفت: لا حول و لا قوهٔ الا بالله

نام تو فاطمه، «یا فاطمه» تسبیح علی‌ست

یاد تو لحظه اعجاز مفاتیح علی‌ست

عاشقانه تو که با یاد علی می‌خوانی

دم به دم در همه جا نادعلی می‌خوانی

شده تسبیح لبت نغمه حیدر حیدر

ذکر هر روز و شبت نغمه حیدر حیدر

با تو تکلیف قدر حکم قضا معلوم است

در کنار تو دگر صبر و رضا معلوم است

تو که در بندگی و زُهد وفا دریایی

پاره قلب نبی، انسیهٔ الحورایی

لحظه هایت همه ایثار، صداقت، تقو ا

راضیه، مرضیه، صدیقه، زکیّه، زهرا

حب تو موهبت حضرت حق در دل‌هاست

خانه‌ات تا به ابد مقصد سرمنزل‌هاست

خانه ساده‌ات از صدق و صفا لبریز است

قلب سجاده‌ات از شور دعا لبریز است

رحمت و جود و سخا جلوه‌ای از آیه توست

که مقدم به تو با فاطمه همسایه توست

خانه داری تو که شهره آفاق شده

عرش أعلی به تماشای تو مشتاق شده

هر کس از باغ بهشت تو سخن می‌گوید

از بزرگی و کرامات حسن می‌گوید

بر سر دوش نبی نور دو عینی داری

جان عالم به فدایت! چه حسینی داری

در کرمخانه لطف تو مقرب باشد

هر که خاک قدم حضرت زینب باشد

قدر یک گوهر یکدانه تو مکتوم است

ام کلثوم تو مانند خودت مظلوم است

از نگاه تو فقط نور خدا می‌بارد

هر کسی نام تو را روی لبش می‌آرد

نا خود آگاه دلش چشمه‌ای از ایمان است

هر کسی نیست در این دایره سرگردان است

بین دستان تو دستاس اگر می‌گردد

گردش کون و مکان هم به تو بر می‌گردد

آسمان محو تو و این همه معصومیت

گرهی زد به پر چادر تو با نیت

چادرت مظهر تقوا و عفاف است ببین

آسمان دور سرت گرم طواف است ببین

هر کسی نزد تو احساس بهشتی دارد

چادرت رایحه یاس بهشتی دارد

چه بگویم که بود فاطمه جان در خور تو

عالمی گشته مسلمان تو و چادر تو

مدحت ای سوره بی خاتمه کی کار من است

شرح اوصاف تو یا فاطمه کی کار من است

جنتی هست اگر، شمس دل افروزش، تو

عالمی هست اگر، ‌ماه شب و روزش، تو

کیست که رتبه والای تو را دریابد

خاک زیر قدمت مرتبه زر یابد

آب مهریه ‌تو گشته و تطهیر شده

در دل شیعه فقط مهر تو تکثیر شده

حب تو روشنی عرصه ‌محشر باشد

در دل هر که ولای تو و حیدر باشد

می‌شود با نظر لطف الهی، مادر

به سوی جنت الاعلای تو راهی، مادر

این تویی که همه جا اذن شفاعت داری

تو که در هر نفست صبح هدایت داری

انقلاب تو شده مبدأ ایمان مادر

شده مدیون تو و خون تو قرآن مادر

با وفاداری تو راه ولایت باقی‌ست

راه ایثار و صبوری و شهادت باقی‌ست

یک تنه در وسط کوچه قیامت کردی

بسته شد دست علی و تو امامت کردی

با قیامت به همه درس بصیرت دادی

تو به دین بار دگر شوکت وعزت دادی

نقش یا فاطمه سر بند مجاهدها شد

امتداد ره تو نهضت عاشورا شد

مکتب سرخ تو الحق که حسینی‌ها داشت

نسل نورانی‌ات ای عشق، خمینی‌ها داشت

ماند نام تو و در کل جهان نامی شد

نور تو مطلع بیداری اسلامی شد

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: