فعل هم اگر به صورت «یرِیدُ» و «یذهب» و «یطهّر» مضارع آمده است، برای استفاده دوام تطهیر است، چون مستحضرید «ممكن»، حدوثاً و بقائاً نیازمند به عنایت الهی است. «تفویض»، باطل است اینطور نیست كه خدا كمالی به كسی بدهد، بعد او را رها كند. همانطوری كه او «دائم الفیض علی البریة» است نسبت به كلّ نظام، او دائمالفیض است نسبت به مؤمنان، كلّ لحظه لحظه.
سرّش همان جواب سؤالی است كه در یك آیه سورة مباركة «الرحمن» مشخص شده اگر «یسأله من فی السّماوات و الأرض فی كل لحظة و لحظة»، پس﴿كُلَّ یوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ﴾[1] یعنی «كلّ لحظة و لحظة» روز در برابر شب نیست روز، مجموع شب و روز نیست روز یعنی ظهور؛ در هر ظهور خدا یك فیض تازهای دارد.
چرا در هر ظهور خدا یك فیض تازهای دارد؟ برای اینكه سؤال، هر لحظه است، احتیاج هر لحظه است این ﴿یسْأَلُهُ مَن فِی السَّماوَاتِ وَالْأَرْضِ﴾[2] كه اختصاصی به شب یا روز یا فصل و زمان و زمین ندارد، در تمام لحظات، سؤال از هر موجودی هست، تنها مُجیب خداست.
بنابراین هم از این طرف «یسأله مَن فِی السماوات و الأرض فی كلّ عام و حال» از آن طرف هم «كُلَّ یوْمٍ هُوَ فِی شَأْنٍ» پس این باید فعل مضارع باشد كه مفید استمرار باشد نه اینكه چیزی را به اینها بدهد اینها بعد بتوانند خودشان را حفظ بكنند وگرنه میشود تفویض، و این هم محال است. لذا با فعل مضارع فرمود: خدا این كار را كرده. نسبت به اراده تشریعی، كه خدا، برای همه اراده دارد كه پاك باشند، كه در آیه شش سورة مباركة «مائده» بیان شد.
[1] . سورة الرحمن، آية 29.
[2] . سورة الرحمن، آية 29.