borhani برهانی آفرینش خلق درباره  خداشناسی
فاطمه (س) تجلیگاه انوار آفرینش «جلد هفتم»
درخواست عیادت

شیخ مفید در امالى می‌فرماید: كه چون مرض فاطمه3 شدید شد، عباس بن عبدالمطلب از براى عیادت آن حضرت به در خانه آمد، عرض كردند: مرض فاطمه سنگین شده است و كسى بر او وارد نمی‌‌شود.

عباس به خانه خود مراجعت كرده، غلام خود را به خدمت أمیرالمؤمنین7 فرستاده و او را فرمود، به خدمت پسر برادرم على7 بگو: «كه عموى تو شما را سلام مى‌‌رساند و مى‌‌گوید همانا فروگرفت مرا غم و اندوه از براى بیمارى فاطمة حبیبه رسول خدا و قرهٔ العین او و روشنى چشم من. چنان مى‌‌دانم كه اول كسى باشد كه با رسول خدا پیوسته شود و رسول خدا او را برگزید، و نیكو بداشت، و تقرب داد. همانا خداى نكرده اگر روزگار او به آخر رسیده باشد جان من فداى تو باد من مهاجر و انصار را انجمن كنم تا حاضر شوند و اجر خویش دریابند و بر او نماز گذارند و این جمال دین است».

آن حضرت به فرستادۀ عمویش عباس فرمود؛ «عموى مرا از من سلام برسان و خدمتش عرض كن من مراحم شما را در بوته نسیان نگذارم و شفقت شما را هرگز فراموش نكنم، مشورت شما را شناختم و نیكوئى رأى شما را دانستم، همانا فاطمه دختر رسول خدا بعد از وفات پدر، مظلومه شد و از حق خود ممنوع گردید از میراث پدرش دفع شد و وصیت رسول خدا را درباره‌‌ى او رعایت نكردند و حفظ حرمت او ننمودند، همانا كافى است حكومت خداى عز و جل در فرداى قیامت، كه از ظالمین بر فاطمه انتقام بكشد، و من از شما درخواست مى‌‌كنم، كه در امر فاطمه به آنچه اشاره فرمودید صرف نظر بفرمائید چه آنكه مرا وصیت كرده كه امر او را مخفى و مستور بدارم.»[1]

چون فرستاده عباس بازشتافت و پیام على7 را رسانید عباس گفت: یغفر الله لابن اخى؛ خدایش بیامرزد فانه لمغفور له. همانا رأى پسر برادرم توبیخ و طعنى در او راه ندارد، در میان فرزندان عبدالمطلب مولودى كه بركتش از على زیادتر باشد نبود، مگر رسول خدا 6.

على همیشه اوقات در جمیع خصال مكرمات گوى سبقت را از همه ربوده بود در علم و دانش و شجاعت و نصرت دین حنیف آفریده اى به او پیشى نگرفت.

 


[1] . بحار الانوار جلد 43 ص 209 و 210 سطر هفدهم به بعد حدیث شماره 38 به نقل از امالی شیخ مفید.

فهرست مطالب

تمامی حقوق این وب سایت متعلق به حجت الاسلام والمسلمین دکتر سید مجتبی برهانی می باشد.

طراحی و توسعه توسط: