خب برای اینكه میداند این آینده چه خواهد بود، میداند این در آینده هر قدرتی هم كه داشته باشد كلّ خاورمیانه در اختیار حضرت بود، یك ذرّه بیراهه نرفت. خب همان كاری كه وجود مبارك پیغمبر درباره ابوسفیان كرد آن ﴿أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ﴾ بودنِ خدا را نشان داد، امیرالمومنین7 هم در جریان جنگ جمل، عایشه را محترمانه برگرداند مدینه، تا ثابت بكند كه ما خونآشام نیستیم، ما خونریز نیستیم، تا آنجا كه ممكن است با لطف و كَرَم زندگی میكنیم. از وجود مبارك پیغمبر آموخت كه اباسفیان- خب این قبل از اسلام كافر بود، هنگام ظهور اسلام و فتح مكه مُستسلِم شد، منافق ماندند، اینها اصلاً اسلام نیاوردند، قبل از فتح مكه كافر مطلق بودند، بعد از فتح مكه منافق مطلق بودند- حضرت فرمود: «اذهبوا فانتم الطلقاء»[1] تا ثابت كند ما خونریز نیستیم كشورگشا نیستیم، برای خاك و زمان و زمین نمیجنگیم. خب همان بزرگواری پیغمبر باعث شد كه آن عرب خشن را رام كرد، همان عنایت و بزرگواری حضرت امیر7 در جریان جنگ جمل باعث شد كه خیلیها را رام كرد.
غرض این است كه ﴿ اللّـهُ أَعْلَمُ حَیثُ یجْعَلُ رِسَالَتَهُ ﴾ خدا میداند كه به این شخص هر مقامی بدهد این دنیا برای او عطفه عنز است اما به بلعم، به سامری، یك مختصر مقام بدهد و كرامت بدهد طور دیگر در میآیند لذا به آنها پُست كلیدی نمیدهد، به اینها پست كلیدی میدهد.
این جریان برای همه ما هم هست. هزارها نفر در حوزه زندگی میكنند چند نفر جزء اوتاد میشوند این جهاد نفس است؛ از همان اول مبارزه كردن است، اول مراقبت است محاسبت است و امثال ذلك.
پرسش: استاد! این «وَ سدّ الأبواب إلاّ بابه»[2] نشان دهنده این نیست که این بزرگواران ساختارشان با دیگران فرق میکند
پاسخ: چون اینها به حُسن اختیارشان مطیع محضاند، ذات اقدس الهی اینها را در حرم امن خود جا داد نه اینكه هیچ خصیصهای ندارد و خدای سبحان مزیت زایدی به اینها داده است.
[1] . الکافی، ج3، ص513.
[2] . اقبال الاعمال، ص 296.