به عنوان نمونه به چند حدیث پر معنی زیر توجه فرمایید:
- امام صادق7 از جدش امیرمؤمنان علی7 چنین نقل میکند:
حقیقت سعادت این است که آخرین مرحله زندگی انسان با عمل سعادتمندانهای پایان پذیرد و حقیقت شقاوت این است که آخرین مرحله عمر با عمل شقاوتمندانهای خاتمه یابد.[1]
این روایت با صراحت میگوید: مرحله نهایی عمر انسان و اعمال او در این مرحله بیانگر سعادت و شقاوت او است و به این ترتیب سعادت و شقاوت ذاتی را به کلی نفی میکند و انسان را در گرو اعمالش میگذارد و راه بازگشت را در تمام مراحل تا پایان عمر برای او باز میداند.
- در حدیث دیگری از علی7 میخوانیم:
سعادتمند کسی است که از سرنوشت دیگران پند گیرد و شقاوتمند کسی است که فریب هوای نفس و غرورش را بخورد.[2]
این سخن علی7 نیز تأکید مجددی است بر اختیاری بودن سعادت و شقاوت و بعضی از اسباب مهم این دو را بیان میکند.
- پیامبر اسلام6 میفرماید:
« اربع من اسباب السعادة و اربع من الشقاوة فالاربع التی من السعادة المرأة الصالحة و المسکن الواسع، و الجار الصالح، و المرکب البهئ و الاربع التی من الشقاوة الجار السوء و المرأة السوء و المسکن الضیق و المرکب السوء »؛[3]
یعنی چهار چیز است که از اسباب سعادت و چهار چیز است از اسباب شقاوت است:
اما آن چهار چیز که از اسباب سعادت است: همسر صالح، خانه وسیع، همسایه شایسته و مرکب خوب است.
و چهار چیز که از اسباب شقاوت است: همسایه بد و همسر بد و خانه تنگ و مرکب بد است.
با توجه به اینکه این چهار موضوع در زندگی مادی و معنوی هر کس نقش مؤثری دارد و از عوامل پیروزی یا شکست میتواند باشد، وسعت مفهوم سعادت و شقاوت در منطق اسلام روشن میشود.
یک همسر خوب انسان را به انواع نیکیها تشویق میکند، یک خانه وسیع روح و فکر انسان را آرامش میبخشد. و آماده فعالیت بیشتر مینماید، همسایه بد بلا آفرین و همسایه خوب کمک مؤثری به آسایش و حتی پیشرفت هدفهای انسان میکند، یک مرکب به درد خور برای رسیدن به کارها و وظائف اجتماعی عامل مؤثری است، در حالی که مرکب فرسوده و معیوب یک عامل عقب ماندگی است، چرا که کمتر میتواند صاحبش را به مقصد برساند.
- و نیز از پیامبر6 این حدیث نقل شده است:
« من علامات الشقاء جمود العینین، و قسوة القلب، و شدة الحرص فی طلب الرزق، و الاصرار علی الذنب ».[4]
از نشانههای شقاوت آنست که هرگز قطره اشکی از چشم انسان نریزد، و نیز از علامات آن سنگ دلی، و حرص شدید در تحصیل روزی، و اصرار بر گناه است.
این امور چهارگانه که در حدیث فوق آمده اموری است اختیاری که از اعمال و اخلاق اکتسابی خود انسان سرچشمه میگیرد و به این ترتیب دور کردن این اسباب شقاوت در اختیار خود انسانها است.
اگر اسبابی را که برای سعادت و شقاوت در احادیث بالا ذکر شده با توجه بر عینیت همه آنها و نقش مؤثرشان در زندگی بشر با اسباب و نشانههای خرافی که حتی در عصر ما، عصر اتم و فضا گروه زیادی به آن پایبندند مقایسه کنیم به این واقعیت میرسیم که تعلیمات اسلام تا چه حد منطقی و حساب شده است.
هنوز بسیارند کسانی که نعل اسب را سبب خوشبختی، روز سیزده را سبب بدبختی میدانند.
پریدن از روی آتش را در بعضی از شبهای سال سبب خوشبختی، و آواز خواندن مرغ را سبب بدبختی.
پاشیدن آب را پشت سر مسافر سبب خوشبختی و رد شدن زیر نردبان را سبب بدبختی، و حتی آویزان کردن خرمهره را به خود یا به وسیله نقلیه، سبب خوشبختی و عطسه را نشانه بدبختی در انجام کار مورد نظر میدانند و امثال این خرافات که در شرق و غرب در میان اقوام و ملل مختلف فراوان است.
و چه بسیار انسانهایی که بر اثر گرفتار شدن به این خرافات از فعالیت در زندگی باز ماندهاند و گرفتار مصیبتهای فراوانی شدهاند.
اسلام بر تمام این پندارهای خرافی قلم سرخ کشیده و سعادت و شقاوت انسان را در فعالیتهای مثبت و منفی و نقاط قوت و ضعف اخلاقی و برنامههای عملی و طرز تفکر وعقیده هر کس میداند که نمونههایی از آن در چهار حدیث فوق به روشنی بیان شده است.
[1] . تفسیر نور الثقلین، جلد 2، صفحه 298.
[2] . نهج البلاغه، صبحی صالح، خطبه 86.
[3] . مکارم الاخلاق، صفحه 65 .
[4] . تفسیر نور الثقلین جلد 2 صفحه 398.